برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1280 100 1

spellbinding

واژه spellbinding در جمله های نمونه

1. Gray describes in dramatic and spellbinding detail the lives of these five ladies.
[ترجمه ترگمان]\"گری\" زندگی این پنج خانم را با جزئیات چشمگیر و مسحور کننده توصیف می‌کند
[ترجمه گوگل]خاکستری در جزئیات چشمگیر و جادویی جزئیات زندگی این پنج خانم را توصیف می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She was struck by his simple, spellbinding eloquence.
[ترجمه ترگمان]مسحور کننده و spellbinding شده بود
[ترجمه گوگل]او توسط گویای ساده و دلهره آور او زده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Strachan was at the hub of a spellbinding 4-1 triumph that underlined his inspirational effect on Leeds' push for the title.
[ترجمه ترگمان]Strachan در مرکز یک پیروزی مسحور کننده ۴ - ۱ بود که بر تاثیر الهام‌بخش او در (لیدز)برای این عنوان تاکید کرد
[ترجمه گوگل]استراکان در محفل یک پیروزی الهام بخش 4-1 بود که تأثیر الهام بخش خود را بر فشار لیدز برای عنوان تأکید کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He gave a spellbinding performance.
[ترجمه ترگمان]او کار مسحو ...

معنی کلمه spellbinding به انگلیسی

spellbinding
• fascinating, enchanting, suspenseful
• if you find something spellbinding, you find it so fascinating that you cannot think about anything else.

spellbinding را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Kiarash
مجذوب کننده
مرتضی بزرگیان
محسورکننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی spellbinding مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )