برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1320 100 1

spendthrift

/ˈspendˌθrɪft/ /ˈspendθrɪft/

معنی: خراج، متلف، دست و دل باز، ولخرج، مسرف، تلف کار، مسرف، دست و دل باز
معانی دیگر: آدم ولخرج، هدر دهنده

بررسی کلمه spendthrift

اسم ( noun )
• : تعریف: one who is extravagant or wasteful with money; squanderer.
مترادف: prodigal, profligate, squanderer
متضاد: miser, penny pincher

- He never has enough money, not because his salary is low, but because he is a spendthrift.
[ترجمه Dark moon] او هيچگاهي پول كافي نداشته ، نه بخاطر حقوق كم بلكه بخاطر ولخرجي هايش
|
[ترجمه ترگمان] او هرگز پول کافی ندارد، نه به این خاطر که حقوقش کم است، بلکه بخاطر ولخرجی است
[ترجمه گوگل] او هرگز پول کافی نداشته است، چرا که حقوق او کم است، اما به این دلیل است که او صرف هزینه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
• : تعریف: wasteful or extravagant with money.
مترادف: extravagant, prodigal, profligate, wasteful
متضاد: economical, frugal
مشابه: dissolute, generous, improvident, lavish, openhanded, thriftless

واژه spendthrift در جمله های نمونه

1. His great plan did little to curb the spendthrift state.
[ترجمه ترگمان]برنامه بزرگ او برای محدود کردن دولت spendthrift کوچک بود
[ترجمه گوگل]طرح بزرگ او کمی برای محدود کردن دولت خرج کردن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Certainly not for a wasteful spendthrift, who preyed upon a gullible old woman!
[ترجمه ترگمان]مسلما نه به خاطر یک آدم احمق که یک پیرزن ساده‌لوح را شکار می‌کند!
[ترجمه گوگل]بدیهی است که برای خرج کردن هدر ندهید، که بر روی یک پیرمرد خوشبو کننده شکار کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Pedro hated his son when he was a spendthrift, and loves him when he is not.
[ترجمه ترگمان]وقتی که از پسرش متنفر بود، پدرو از پسرش بدش می‌آمد و هر وقت او را دوست می‌داشت، او را دوست می‌داشت
[ترجمه گوگل]پدرو از پسر خود متنفر بود، زمانی که او عصبانی بود و وقتی او نیست، او را دوست دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His greatest patron was a spendthrift young king who built too many castles and may have been nuts.
[ترجمه ترگمان]بزرگ‌تر ...

مترادف spendthrift

خراج (اسم)
abscess , tribute , tax , levy , anthrax , spendthrift , toll , high-roller , spend-all
متلف (اسم)
spendthrift , dissipater , prodigal , squanderer , wastrel
دست و دل باز (اسم)
spendthrift , scattergood
ولخرج (اسم)
spendthrift , profligate , prodigal , scattergood
مسرف (اسم)
spendthrift , prodigal , scattergood
تلف کار (اسم)
spendthrift , scattergood
مسرف (صفت)
spendthrift , prodigal
دست و دل باز (صفت)
spendthrift , free-hearted

معنی کلمه spendthrift به انگلیسی

spendthrift
• one who wastes money, big spender, one who disburses money or possessions extravagantly
• a spendthrift is a person who spends money in a wasteful or extravagant way.

spendthrift را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حامد
بریز و به پاش کردن
ن م
لارج ، ولخرج

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی spendthrift
کلمه : spendthrift
املای فارسی : سپندتهریفت
اشتباه تایپی : سحثدیفاقهبف
عکس spendthrift : در گوگل

آیا معنی spendthrift مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )