برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1276 100 1

sports medicine


پزشکی ورزشی

واژه sports medicine در جمله های نمونه

1. This aspect of the changing structure of sports medicine has, perhaps, been brought out most clearly by Hoberman.
[ترجمه ترگمان]این جنبه از تغییر ساختار طب ورزشی به وضوح توسط Hoberman آورده شده‌است
[ترجمه گوگل]شاید این مطلب از ساختار درونی پزشکی ورزشی، بیشتر به وضوح توسط Hoberman آورده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The development of sports medicine has been particularly rapid since the Second World War.
[ترجمه ترگمان]توسعه طب ورزشی از زمان جنگ جهانی دوم بسیار سریع بوده‌است
[ترجمه گوگل]توسعه پزشکی پزشکی به ویژه از زمان جنگ جهانی دوم بسیار سریع بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Sports medicine is her specialty.
[ترجمه ترگمان]داروی ورزش تخصص اونه
[ترجمه گوگل]پزشکی ورزشی تخصص او است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Orthopaedic Physical Therapy, Sports Medicine, Athletic Training, Biomechanics, Information Sciences.
[ترجمه ترگمان]درمان فیزیکی درمانی، طب ورزشی، آموزش ورزشی، Biomechanics، علوم اطلاع‌رسانی ...

sports medicine را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس نعمتی فر
طب ورزشی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sports medicine
کلمه : sports medicine
املای فارسی : سپرتس مدیسین
اشتباه تایپی : سحخقفس ئثیهزهدث
عکس sports medicine : در گوگل

آیا معنی sports medicine مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )