برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1189 100 1

spouse

/ˈspaʊs/ /spaʊz/

معنی: همسر، زوج، زوجه، عیال، زن یا شوهر، همسر کردن
معانی دیگر: زن، شریک زندگی

بررسی کلمه spouse

اسم ( noun )
• : تعریف: a husband or wife.
مشابه: mate, partner

واژه spouse در جمله های نمونه

1. When a husband prospers in his business, his spouse benefits also.
وقتی شوهری در کارش موفق می شود، همسر او نیز سود می برد

2. The woman and her spouse relieved each other throughout the night at their child's bedside.
زن و همسرش در تمام شب، بر بالین بچه (بیمارشان) همدیگر را دلداری دادند

3. "May I bring my spouse to the office party?" Dorinda asked.
دوریندا پرسید: "آیا می توانم همسرم را به جشن اداره بیاورم؟"

4. a faithless spouse
همسر خیانتکار

5. Her spouse will come to see her on Sunday.
[ترجمه ترگمان]همسر او برای دیدن او در روز یکشنبه به اینجا خواهد آمد
[ترجمه گوگل]همسرش برای دیدن او در یکشنبه آمده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It is often helpful to have your spouse in the room when major news is expected.
[ترجمه A.A] غالبا مفیداست وقتی خبرهای مهم مورد انتظاراست همسرتون را در کنارتون داشته باشید|

[ترجمه ترگمان]اغلب برای داشتن همسر شما در اتاق، هنگامی که انتظار می‌رود اخبار مهم انتظار می‌رود، مفید است ...

مترادف spouse

همسر (اسم)
partner , associate , match , consort , mate , spouse , helpmate
زوج (اسم)
couple , twin , even , conjunction , pair , spouse , twain
زوجه (اسم)
spouse , wife , lady , wedlock
عیال (اسم)
spouse , wife , moiety , ranee
زن یا شوهر (اسم)
spouse
همسر کردن (فعل)
spouse

معنی کلمه spouse به انگلیسی

spouse
• husband, wife, mate
• someone's spouse is their husband or wife; a formal word.
and spouse
• including his wife, including her husband
his spouse
• his wife, his mate

spouse را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ميلاد
A person’s husband or wife

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی spouse
کلمه : spouse
املای فارسی : سپوس
اشتباه تایپی : سحخعسث
عکس spouse : در گوگل

آیا معنی spouse مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )