انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1079 100 1

sprain

تلفظ sprain
تلفظ sprain به آمریکایی/ˈspreɪn/ تلفظ sprain به انگلیسی/spreɪn/

معنی: رگ برگ شدگی، بدرد آوردن، پیچ خوردن، رگ به رگ کردن یا شدن
معانی دیگر: (پزشکی)، رگ به رگ کردن، بدرد اوردن

بررسی کلمه sprain

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: sprains, spraining, sprained
• : تعریف: to twist or overstrain (a body joint) so that ligaments are stretched or torn.
مشابه: turn, twist, wrench
اسم ( noun )
(1) تعریف: the wrenching of a body joint so that ligaments are stretched or torn.

(2) تعریف: the condition resulting from such wrenching.
مشابه: twist, wrench

واژه sprain در جمله های نمونه

1. "It's only a sprain," Paula said brusquely.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]\" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پائولا به آرامی گفت: 'این تنها یک کشش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. That's a bad sprain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیچ بدی هم هست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک انفجار بد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Sharks officials said it was a slight sprain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مقامات کوسه‌ها گفتند که این یک رگ‌به‌رگ شدگی خفیف است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مقامات کوسه گفتند این یک تردید کوچک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. A sprain or a broken leg.
ترجمه کاربر [ترجمه علیرضا رحمتی] پای مصدوم(توسط پیچ خوردگی) یا شکسته
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک پیچ‌خوردگی یا یک پای شکسته
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسپری یا پا شکسته
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. A sprain usually takes longer to heal than a broken bone.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رگ‌به‌رگ شدگی معمولا بیشتر طول می‌کشد تا استخوان شکسته التیام یابد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک اسپری معمولا طول می کشد تا از استخوان شکسته بهبود یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Did you sprain it badly?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدجوری رگ‌به‌رگ شده؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا شما آن را بدرفتاری کردید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Heel is exorbitant, walk flabby, easy sprain gambrel, cause sufficient painful, lumbago.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نوک پا خیلی گزاف راه می‌رود، پای سست و شل و کمر درد می‌کند و کمر درد کمر درد کمر درد می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پاشنه غول پیکر، پیادهروی شلوغ، گلفل اپیلاسیون آسان است، به طوری که به راحتی دردناک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Acupuncture treatments of Scapulohumeral Periarthritis and Elbow Sprain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش درمانی طب سوزنی of Periarthritis و Elbow Sprain
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درمان طب سوزنی از Periarthritis Scapulohumeral و اسپری آرنج
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. A sprain or wrench as of an ankle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیچ و پیچ و پیچ و پیچ
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسپری یا آچار برای یک مچ پا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. And main types of injuries are contusion, scratch, sprain and strain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انواع مختلفی از جراحات عبارتند از: contusion، خراش، پیچ و پیچ
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و انواع اصلی آسيب ها عبارتند از ترس، خراش، کشش و فشار
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A many month after crural sprain is hurt still is oedema, how to do?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک ماه پس از رگ‌به‌رگ شدن crural هنوز آسیب‌دیده است، چگونه باید این کار را انجام دهید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چند ماه پس از سوزش خلط زخم هنوز صدمه دیده ادم است، چگونه می توان انجام داد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Crural sprain ( ligament is pulled, fracture ) how to restore quickly?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رگ‌به‌رگ شدگی Crural (که به رباط کشیده می‌شود)چگونه به سرعت بازیابی شود؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کشش کورور (رباط کشیده، شکستگی) چگونه به سرعت بازگرداندن؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The sprain of ankle could result in chronic instability without appropriate treatment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاهش قوزک پا می‌تواند منجر به عدم ثبات مزمن بدون درمان مناسب شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسپری مچ پا می تواند بی ثباتی مزمن را بدون درمان مناسب منجر شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Crural sprain two years, how should treat?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دو سال بعد از این رگ‌به‌رگ شدگی چه طور باید رفتار کرد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Crural sprain دو سال، چگونه باید درمان شود؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Sprain of several months chela, why to return now swollen? The meeting when crouching aches.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چند ماه پیش، چرا حالا باید ورم کرد؟ در این جلسه که به شدت درد گرفته بود،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسپری چند ماهه چلا، چرا برای بازگشت به حال حاضر تورم؟ جلسه وقتی که درد می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف sprain

رگ برگ شدگی (اسم)
sprain
بدرد آوردن (فعل)
hurt , sprain
پیچ خوردن (فعل)
loop , turn , wry , wreathe , wrench , sprain
رگ به رگ کردن یا شدن (فعل)
sprain

معنی sprain در دیکشنری تخصصی

sprain
[بهداشت] رگ به رگ کردن

معنی کلمه sprain به انگلیسی

sprain
• injury caused by twisting or straining the ligaments of a joint
• injure by twisting or straining the ligaments of a joint
• if you sprain your ankle or wrist, you accidentally damage it by twisting it, for example when you fall.
• a sprain is the injury caused by spraining a joint.

sprain را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

K.k ١٧:٥٥ - ١٣٩٧/٠٣/٢٨
شدید زخمی شدن
|

علیرضا رحمتی ٢٠:٢٣ - ١٣٩٧/٠٦/٠٨
پیچ خوردگی مفصلی
|

حسن امامی ١٤:٢٥ - ١٣٩٧/١٠/١٤
پیچ خوردگی مفصل
مترادف ها rick turn twist wrench
|

mahdiyeh ١٦:٠٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٧
رگ به رگ شدن
|

tinabailari ١٨:٠٢ - ١٣٩٨/٠٤/١٢
injure by suddenly turning it too much
My grandma sprained her knee
|

Mehrdad Sayehban ١٦:٠٨ - ١٣٩٨/٠٥/٠١
گرفتگی عضله
مثال:
Is it sprained?
گزفتگی عضله است؟
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی sprain
کلمه : sprain
املای فارسی : سپرین
اشتباه تایپی : سحقشهد
عکس sprain : در گوگل


آیا معنی sprain مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )