برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1183 100 1

sprain

/ˈspreɪn/ /spreɪn/

معنی: رگ برگ شدگی، بدرد آوردن، پیچ خوردن، رگ به رگ کردن یا شدن
معانی دیگر: (پزشکی)، رگ به رگ کردن، بدرد اوردن

بررسی کلمه sprain

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: sprains, spraining, sprained
• : تعریف: to twist or overstrain (a body joint) so that ligaments are stretched or torn.
مشابه: turn, twist, wrench
اسم ( noun )
(1) تعریف: the wrenching of a body joint so that ligaments are stretched or torn.

(2) تعریف: the condition resulting from such wrenching.
مشابه: twist, wrench

واژه sprain در جمله های نمونه

1. "It's only a sprain," Paula said brusquely.
[ترجمه ترگمان]\" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \" \"
[ترجمه گوگل]پائولا به آرامی گفت: 'این تنها یک کشش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. That's a bad sprain.
[ترجمه ترگمان]پیچ بدی هم هست
[ترجمه گوگل]این یک انفجار بد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Sharks officials said it was a slight sprain.
[ترجمه ترگمان]مقامات کوسه‌ها گفتند که این یک رگ‌به‌رگ شدگی خفیف است
[ترجمه گوگل]مقامات کوسه گفتند این یک تردید کوچک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A sprain or a broken leg.
[ترجمه علیرضا رحمتی] پای مصدوم(توسط پیچ خوردگی) یا شکسته|

[ترجمه ترگمان] ...

مترادف sprain

رگ برگ شدگی (اسم)
sprain
بدرد آوردن (فعل)
hurt , sprain
پیچ خوردن (فعل)
loop , turn , wry , wreathe , wrench , sprain
رگ به رگ کردن یا شدن (فعل)
sprain

معنی sprain در دیکشنری تخصصی

sprain
[بهداشت] رگ به رگ کردن

معنی کلمه sprain به انگلیسی

sprain
• injury caused by twisting or straining the ligaments of a joint
• injure by twisting or straining the ligaments of a joint
• if you sprain your ankle or wrist, you accidentally damage it by twisting it, for example when you fall.
• a sprain is the injury caused by spraining a joint.

sprain را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

K.k
شدید زخمی شدن
علیرضا رحمتی
پیچ خوردگی مفصلی
حسن امامی
پیچ خوردگی مفصل
مترادف ها rick turn twist wrench
mahdiyeh
رگ به رگ شدن
tinabailari
injure by suddenly turning it too much
My grandma sprained her knee
Mehrdad Sayehban
گرفتگی عضله
مثال:
Is it sprained?
گزفتگی عضله است؟

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sprain
کلمه : sprain
املای فارسی : سپرین
اشتباه تایپی : سحقشهد
عکس sprain : در گوگل

آیا معنی sprain مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )