برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1287 100 1

sprained

واژه sprained در جمله های نمونه

1. a sprained ankle puffs up
مچ پای ضرب دیده باد می‌کند.

2. parvin fell and sprained her ankle
پروین افتاد و مچ پایش ضرب دید.

معنی کلمه sprained به انگلیسی

sprained
• dislocated, injured, strained (of the ligaments of a joint)
sprained ankle
• break in the ankle, twist of one's ankle
sprained his ankle
• injured his ankle, strained his foot

sprained را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد خ1
پیچ خوردگی قسمتی از بدن مثل پا
پارسا
شكستگي

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی sprained مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )