برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1325 100 1

square off


(به ویژه در مشت زنی) حالت تدافعی یا تهاجمی به خود گرفتن، گارد گرفتن

واژه square off در جمله های نمونه

1. He squared off the log to make a timber.
[ترجمه ترگمان]کنده را درست کرد تا الوار درست کند
[ترجمه گوگل]او چوب را برای ساختن چوب گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Peel a thick-skinned orange and square off the ends with a sharp knife.
[ترجمه ترگمان]با یک چاقوی تیزی با یک چاقوی تیز از آن بیرون می‌اید
[ترجمه گوگل]پوست پرتقال از پوست ضخیم و مربع را با یک چاقوی تیز به پایان می رسانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They're squaring off, really to fight.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها در واقع با هم مبارزه می‌کنند و واقعا برای جنگیدن با هم دست و پنجه نرم می‌کنند
[ترجمه گوگل]آنها در حال مبارزه هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In Florida, farmers are squaring off against cities for rights to groundwater.
[ترجمه ترگمان]در فلوریدا، کشاورزان در حال مقابله با شهرهایی برای حق دسترسی به آب‌های زیرزمینی هستند
[ترجمه گوگل]در فلوریدا، کشاورزان در برابر شهرها برای دسترسی به آبهای زیرزمینی کنار گذاشته می شوند
[ترجمه ...

معنی کلمه square off به انگلیسی

square off
• assume a fighting stance, prepare oneself to fight; prepare for a debate (esp. a political debate)

square off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نلی
به شکل مربع در آمدن
سید محمود حسینی
آماده دعوا،جنگ یا مناظره شدن،جلوی کسی در آمدن به منظور دعوا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی square off
کلمه : square off
املای فارسی : اسکوئر آاف
اشتباه تایپی : سضعشقث خبب
عکس square off : در گوگل

آیا معنی square off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )