برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1281 100 1

stand out

/ˈstændˈaʊt/ /stændaʊt/

معنی: ایستادگی کردن، برجسته بودن، دوام اوردن
معانی دیگر: 1- بیرون زدن، بر قلمبیدن 2- برجسته بودن 3- مشخص بودن 4- استقامت کردن، تسلیم نشدن 5- (کشتی) از کرانه دور شدن، عالی

بررسی کلمه stand out

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to elicit notice by being significantly different from or superior to others.
متضاد: blend in

- One job candidate stood out from the rest.
[ترجمه ترگمان] یه کاندیدای کار از بقیه جدا شده بود
[ترجمه گوگل] یک کاندید شغل از بقیه جدا شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- His huge Afro made him stand out at school.
[ترجمه ترگمان] پسر بزرگش او را مجبور کرد که در مدرسه بایستد
[ترجمه گوگل] افرفای بزرگ او باعث شد تا او در مدرسه ایستادگی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه stand out در جمله های نمونه

1. Stand out, if you want to compete with me!
[ترجمه A.A] اگه میخوای با من رقابت کنی ، مقاومت( ایستادگی) کن
|
[ترجمه ترگمان]اگه میخوای با من رقابت کنی برو بیرون
[ترجمه گوگل]استقراض کنید، اگر می خواهید با من رقابت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We all like to think we stand out from the crowd .
[ترجمه Amir] همه ما دوست داریم در جمعی مقاومت کنیم
|
[ترجمه ترگمان]همه ما دوست داریم فکر کنیم که ما از میان جمعیت کنار میایم
[ترجمه گوگل]همه ما دوست داریم فکر کنیم که ما از جمعیت جدا شویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It's strange that the host herself will stand out in the party tonight.
[ترجمه ترگمان]عجیب است که میزبان امشب در م ...

مترادف stand out

ایستادگی کردن (فعل)
stop , abide , stand out , halt , resist
برجسته بودن (فعل)
stand out , project
دوام اوردن (فعل)
stand out

معنی عبارات مرتبط با stand out به فارسی

معنی کلمه stand out به انگلیسی

stand out
• be conspicuous, be noticeable; project, protrude; persist in one's opposition to something; maintain an offshore course (nautical)

stand out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hengame
Look or be different
فواد بهشتی
متمایز بودن، ممتاز بودن
محمدجواد قرامحمدی
به آسانی دیده شدن، به آسانی مورد توجه قرار گرفتن
فیض
به چشم آمدن
ضیایی بیگدلی
مطرح شدن، سری توی سرها در آوردن (اصطلاح عامیانه)، جلوه کردن، درخشیدن،
ضیایی بیگدلی
جلوه گری کردن
ضیایی بیگدلی
با بقیه فرق کردن
Ava
برجسته بودن
سوری
جلب توجه کردن
Narin
تابلو و مشخص
محدثه فرومدی
خودنمایی کردن، چشمگیر بودن، به چشم خوردن
فرشته عاج
look or be different
Morteza
واضح بودن
قابل توجه بودن
F.Horri
مشخصه ، ویژگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی stand out
کلمه : stand out
املای فارسی : استند آوت
اشتباه تایپی : سفشدی خعف
عکس stand out : در گوگل

آیا معنی stand out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )