برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1283 100 1

steadily

/ˈsted.əl.i/ /ˈsted.əl.i/

بطور پیوسته ویک نواخت، باسعی وکوشش، بامداومت، از روی ثبات

بررسی کلمه steadily

قید ( adverb )
• : تعریف: in a regular, even, constant way.

- Those who lose weight slowly and steadily tend to keep the weight off longer than crash dieters.
[ترجمه ترگمان] آن‌هایی که به آرامی وزن خود را از دست می‌دهند و به طور پیوسته تلاش می‌کنند وزن خود را طولانی‌تر از سقوط هواپیما نگه دارند
[ترجمه گوگل] کسانی که وزن کم میکنند، به آرامی و به طور پیوسته تمایل دارند وزن خود را به مدت طولانی تر از رژیمهای غذایی سقوط کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The path slopes steadily down to the creek.
[ترجمه ترگمان] دامنه‌های جاده‌ای که به سمت نهر سرازیر می‌شد، به سمت نهر سرازیر می‌شد
[ترجمه گوگل] این مسیر به طور پیوسته به دریاچه می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The rain has been falling steadily for two days.
[ترجمه ترگمان] باران دو روز متوالی شروع به باریدن کرده‌است
[ترجمه گوگل] باران به مدت دو روز در حال سقوط است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه steadily در جمله های نمونه

1. they are steadily increasing the usage of the country's highways
دارند مرتبا استفاده از جاده‌های کشور را بیشتر می‌کنند.

2. we forged steadily northward through the heavy snow
از میان برف سنگین مرتبا به سوی شمال جلو می‌رفتیم.

3. A full cup must be carried steadily.
[ترجمه ترگمان]یک فنجان پر باید به طور یکنواخت اجرا شود
[ترجمه گوگل]فنجان کامل باید به طور پیوسته انجام شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The country has been steadily industrializing.
[ترجمه ترگمان]کشور به طور یکنواخت ثابت شده‌است
[ترجمه گوگل]این کشور به طور مداوم صنعتی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The Prime Minister was steadily emboldened by the discovery that he faced no opposition.
[ترجمه ترگمان]نخست‌وزیر به طور پیوسته با کشف اینکه او مخالف نیست، جسور شده‌است
[ترجمه گوگل]نخست وزیر با کشف متوجه شد که او با هیچ مخالفتی مواجه نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه steadily به انگلیسی

steadily
• stably; persistently, diligently
steadily growing
• increasing in progression
steadily growing interest
• increasing interest, interest which is growing steadily stronger

steadily را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسن
به تدريج
صابر آذربادگان
با خونسردی
Shadi
نزولی
محمد طاهری
بطور مداوم، پیوسته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی steadily
کلمه : steadily
املای فارسی : ستیدیلی
اشتباه تایپی : سفثشیهمغ
عکس steadily : در گوگل

آیا معنی steadily مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )