انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 986 100 1

step up

تلفظ step up
تلفظ step up به آمریکایی/ˈstepˈəp/ تلفظ step up به انگلیسی/stepʌp/

معنی: اضافه کردن، برخاستن
معانی دیگر: 1- (به کسی یا چیزی) نزدیک شدن 2- پیشرفت کردن 3- افزودن، زیاد کردن، افزایش، فزونی، عمل کردن

بررسی کلمه step up

اسم ( noun )
حالات: step-ups
• : تعریف: an increase, as in rate or quantity, esp. one taking place in discrete stages.
صفت ( adjective )
(1) تعریف: allowing or resulting in an increase, esp. one taking place in discrete stages.

(2) تعریف: causing a discrete increase of electric voltage.

واژه step up در جمله های نمونه

1. Would you like to step up to the third floor?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوست داری طبقه سوم قدم بزنی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می خواهید به طبقه سوم برسید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The meeting ended with a pledge to step up cooperation between the six states of the region.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نشست با یک تعهد برای افزایش هم‌کاری بین شش کشور منطقه به پایان رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نشست با تعهد به تقویت همکاری میان شش ایالت منطقه پایان یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The teacher called Dabao to step up the platform.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معلم Dabao را صدا زد تا از سکو بالا برود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معلم Dabao را به سمت پلتفرم ارتقا داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. This was a big step up in his career.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یه قدم بزرگ تو کارش بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک پیشرفت بزرگ در حرفه او بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He urged donors to step up their efforts to send aid to Somalia.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از اهدا کنندگان خواست تا تلاش‌هایشان برای ارسال کمک به سومالی را افزایش دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از اهداکنندگان خواست تا اقدامات خود را برای ارسال کمک به سومالی تقویت کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The government are to step up their attempt to wage war against/on drugs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت قصد دارد تلاش خود برای مبارزه با \/ بر علیه مواد مخدر را افزایش دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت باید اقدامات خود را برای جنگ علیه مواد مخدر و یا جنگ علیه مواد مخدر افزایش دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. You need to step up the pace of your exercises.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما باید سرعت تمرینات خود را افزایش دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما باید سرعت تمرینات خود را افزایش دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. When do you get your next step up?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قدم بعدی رو کی برمی داری؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه زمانی گام بعدی را می گیرید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Becoming a doctor would be a step up the social ladder .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تبدیل شدن به پزشک یک قدم بالا رفتن از نردبان اجتماعی خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تبدیل شدن به یک پزشک یک نردبان اجتماعی می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Moving to Cottage Grove represented a definite step up for my parents.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حرکت به کلبه پل گرو برای پدر و مادرم یک قدم مشخص بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رفتن به Cottage Grove یک قدم مشخص برای والدین من بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The government has vowed to step up the fight against crime.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت قول داده‌است که مبارزه با جرم را افزایش دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت قول داده است تا مبارزه علیه جرم را افزایش دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. In the meantime, we have to step up our efforts to find this damn ship.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در ضمن باید تلاش خودمون رو بکنیم تا این کشتی لعنتی رو پیدا کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عین حال، ما باید تلاش هایمان را برای یافتن این کشتی لعنتی افزایش دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Special teams has to step up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تیم‌های ویژه باید استعفا دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تیم های ویژه باید تقویت شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. And as police step up their investigation, they're appealing for anyone with any information to come forward.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و هنگامی که پلیس تحقیقات خود را آغاز می‌کند، آن‌ها برای هر کسی که اطلاعاتی در دست داشته باشد، درخواست استیناف می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و همانطور که پلیس تحقیقات خود را افزایش می دهد، برای هر کسی که با هر گونه اطلاعاتی پیش می آید، جذاب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. A big step up came when the Lord Chancellor took over criminal legal aid from the Home Secretary in 1980.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک گام بزرگ هنگامی اتفاق افتاد که رئیس Lord از وزیر داخله در سال ۱۹۸۰ درخواست کمک قانونی را دریافت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قدم بزرگی برداشته شد زمانی که لندن صدراعظم دادگستری را از وزیر خانه در سال 1980 به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف step up

اضافه کردن (فعل)
add , surcharge , step up , aggravate , subjoin
برخاستن (فعل)
up , step up , rise , uprise , arise , get up , levitate

معنی step up در دیکشنری تخصصی

step up
[برق و الکترونیک] افزایش 1. افزایش مقدار کمیت الکتریکی 2. واژه ای برای اشاره به افزایش کمیت الکتریکی . - افزایش ، بالا بردن افزایش دادن مقدار کمیت الکتریکی .
[زمین شناسی] ضریب افزاینده
[نساجی] نور دادن چند مرحله ای ( جهت ظهور رنگ در منسوج )
[آمار] روش گام به پیش
[سینما] ترانسفورماتور افزاینده
[برق و الکترونیک] ترانسفورماتور افزاینده ترانسوفرماتوری که ولتاژ AC سیم پیچ ثانویه آن بیشتر از ولتاژ AC سیم پیچ اولیه آن است که نشان دهنده افزایش ولتاژ است .
[زمین شناسی] مبدل افزاینده ولتارژ
[برق و الکترونیک] بالا بردن جریان تشدید توانایی مدار تشدید موازی در به گردش در آوردن جریانی در پیچک و خازن خود که چند برابر بیشتر از جریان تغذیه شده به مدار است .
[برق و الکترونیک] بالال بردن ولتاژ تشدید توانایی پیچگ و خازن در مدار تشدید کننده سری در ازائه ولتاژی چندین برابر بیشتر از ولتاژ ورودی مدار .

معنی کلمه step up به انگلیسی

step up
• ascend; advance, progress
step up a process
• speed up a procedure, hurry a process
step up measures
• hurry steps, move faster
step up security
• increase security measures
step up the battle
• increase the intensity of a struggle

step up را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی step up

علیرضاجوهری ٠٨:٥٤ - ١٣٩٦/١٠/٣٠
جلو آمدن , پاپیش گذاشتن
|

سعید صفاری مقدم ١٣:٣٢ - ١٣٩٧/٠٢/٣٠
تقبل کردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی step up



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی step up
کلمه : step up
املای فارسی : استپ آاپ
اشتباه تایپی : سفثح عح
عکس step up : در گوگل


آیا معنی step up مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )