برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1351 100 1

stick around

/ˈstɪkəˈraʊnd/ /stɪkəˈraʊnd/

معنی: تاخیر کردن، درنگ کردن، بانتظار چیزی بودن
معانی دیگر: (خودمانی) ماندن، نرفتن، (نزد کسی) باقی ماندن

واژه stick around در جمله های نمونه

1. Stick around; we'll need you to help us later.
[ترجمه ترگمان]همین جا بمون، ما به تو احتیاج داریم که بعدا به ما کمک کنی
[ترجمه گوگل]استیک در اطراف؛ ما به شما برای کمک به ما نیاز خواهیم داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Stick around, we may need you.
[ترجمه ترگمان]به دور و بر خود بچسبید، ممکن است به شما نیاز داشته باشیم
[ترجمه گوگل]در اطراف ما ممکن است به شما نیاز داشته باشیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Stick around a while and see what develops.
[ترجمه ترگمان]کمی دور بمانید و ببینید چه چیزی رشد می‌کند
[ترجمه گوگل]مدتی طول بکشد و ببینید که چه چیزی توسعه می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Perhaps you'd like to stick around and watch?
[ترجمه ترگمان]شاید دوست داشته باشی همین اطراف باشی و تماشا کنی؟
[ترجمه گوگل]شاید شما مایل به نگه داشتن و تماشای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف stick around

تاخیر کردن (فعل)
postpone , lag , linger , blench , delay , dally , defer , put off , retard , put over , tarry , stick around , loiter
درنگ کردن (فعل)
let , hesitate , linger , demur , tarry , stick around , loiter
بانتظار چیزی بودن (فعل)
stick around , stick about

معنی کلمه stick around به انگلیسی

stick around
• stay in the area

stick around را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mkn
نرو- بمان
میلاد علی پور
دور هم ماندن، دورهمی گرفتن
علی فرهادی
منتظر ماندن،صبر کردن،پلکیدن
شاهین
دست روی دست گذاشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی stick around
کلمه : stick around
املای فارسی : ستیک اراند
اشتباه تایپی : سفهزن شقخعدی
عکس stick around : در گوگل

آیا معنی stick around مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )