برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1282 100 1

stick on

واژه stick on در جمله های نمونه

1. I had to stick on that dirty place for several days more.
[ترجمه ترگمان]مجبور شدم چند روز دیگر به آن مکان کثیف بچسبم
[ترجمه گوگل]من مجبور شدم چندین روز بیشتر در این مکان کثیف باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I hope you aren't going to stick on the question of money.
[ترجمه ترگمان]امیدوارم که به مساله پول بچسبی
[ترجمه گوگل]من امیدوارم که شما به سوال پول توجه نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A guard raps his stick on a metal hand rail.
[ترجمه ترگمان]یک نگهبان چوب دستی‌اش را روی نرده فلزی گذاشت
[ترجمه گوگل]یک محافظ، چوب خود را بر روی یک ریل دستی فلزی می چرخاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Could metal ions be made to stick on to the outside of the fullerene football?
[ترجمه ترگمان]آیا یون‌های فلزی می‌توانند به خارج از توپ فوتبال fullerene بچسبند؟
[ترجمه گوگل]آیا می توان یون های فلزی به سمت خارج از فوتبال فولرین گذاشت؟
[ترجمه شما] تر ...

معنی کلمه stick on به انگلیسی

stick on
• stick-on is used to describe something such as a label which has an adhesive material on one side so that it will stick to surfaces.

stick on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین حاجی طرخانی
(اصطلاح): stick on (something)

1- به کسی خیلی علاقه مند بودن
2- به ایده یا نظری متعهد بودن.

https://idioms.thefreedictionary.com/stick on
عليرضا كريمي وند
يك اصلاحي كه زماني كه به كسي علاقه مند و متعهد و مصمم باشيم استفاده ميشود
براي امور مثبت بكار ميبريم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی stick on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )