انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 982 100 1

stickler

تلفظ stickler
تلفظ stickler به آمریکایی/ˈstɪkələr/ تلفظ stickler به انگلیسی/ˈstɪklə/

معنی: گیج کننده، جدی
معانی دیگر: (معمولا با: for) سختگیر، وسواسی، سخت گیر، لجوج، سمج، خیلی دقیق، مصر

بررسی کلمه stickler

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who insists strictly on the observance of or conformity to something (usu. fol. by for).
مترادف: fussbudget, nitpicker

- He won't cut you any slack; he's a stickler for the rules.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او به هیچ وجه تو را ترک نخواهد کرد؛ او در مورد قوانین سخت گیری دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او هیچ کس را نخواهد شکست او یک قاتل برای قوانین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- a stickler for details
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک stickler برای جزئیات
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک stickler برای جزئیات
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a problem that is puzzling or difficult to solve.
مترادف: puzzle, stumper
مشابه: riddle

واژه stickler در جمله های نمونه

1. he is a stickler for discipline
ترجمه در مورد انضباط وسواس دارد.

2. He has become something of a stickler for the finer observances of royal protocol.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او برای the ظریف پروتکل سلطنتی به چیزی شبیه به یک stickler تبدیل شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان یک چماقدار برای رعایت دقیق پروتکل سلطنتی تبدیل شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He's a stickler for detail/accuracy/efficiency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک stickler برای جزئیات \/ دقت \/ کارایی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک stickler برای جزئیات / دقت / بهره وری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He was a stickler for the correct usage of English.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک stickler برای استفاده صحیح از انگلیسی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای استفاده صحیح از زبان انگلیسی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Lucy was a stickler for perfection, and everything had to be exactly right.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لوسی در مورد کمال در گیر بود و همه چیز باید درست می‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لوسی یک کمپوست برای کمال بود، و همه چیز باید دقیقا درست باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The chancellor is clearly no stickler for fiscal purity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صدراعظم به وضوح هیچ توضیحی برای خلوص مالی ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صدراعظم صراحتا هیچ خلوص مالی نداشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Montgomery is a stickler for defense, and Moseley caught on quickly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مونتگومری یک stickler برای دفاع است، و Moseley به سرعت دستگیر شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مونتگومری یک دفاع شخصی است و موسلی سریعا گرفتار شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A stickler for realism, he was frustrated by an obstinacy in his models as strong as his own.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از کله‌شقی در مدل‌های خود به اندازه خود او نا امید شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان یک عصای واقعی برای رئالیسم، او را از یک اشتیاق در مدل های خود را به عنوان قوی خود را ناامید شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The loosest woman is a stickler for etiquette and elocution.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The زن به خاطر آداب و رسوم و سخنوری شهره است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لاغرترین زن یک عروسک برای اخلاق و طنز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Charman, a stickler for musical purity, did not relish the idea.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Charman که در خور عفت موسیقی بود از این فکر خوشش نمی‌آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چارمان، یک قاتل برای خلوص موسیقی، این ایده را دوست نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He is a stickler for formality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] در مورد formality سخت گیره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک قاتل برای رسمیت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Lucy was a stickler for perfection, and everything had to be exactly right, rehearsed down to a T.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لوسی در مورد کمال در گیر بود و همه چیز باید درست می‌بود، و همه چیز را با یک تی تمرین کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لوسی یک کمدی برای کمال بود، و همه چیز باید دقیقا درست باشد، به ترتیب به T
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A stickler for meanings, he liked to be called not internationalist, but cosmopolitan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از نظر معانی، او دوست داشت که نه internationalist، بلکه بین‌المللی خوانده شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان معشوقه برای معانی، دوست داشت که آن را نه بینالمللی، بلکه جهانگردان نامیده شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. You will find Mrs. Carboy a stickler about trifles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما خانم carboy را در مورد چیزهای جزیی در گیر خواهید دید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما خانم کاربوی را در مورد چیزهای کوچک پیدا خواهید کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف stickler

گیج کننده (اسم)
baffler , puzzler , stunner , stickler
جدی (صفت)
rigid , serious , acting , energetic , earnest , solemn , drastic , grand , stickler , uncanny , bona fide , demure , sedate , sobersided

معنی کلمه stickler به انگلیسی

stickler
• one who is insistent; something that is difficult or perplexing
• if you are a stickler for something, you always insist on it.
be a stickler
• be insistent, be persistent

stickler را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی stickler

سعید صفاری مقدم ٠٨:١٣ - ١٣٩٧/١٢/٢٧
مقید بودن
مقید به اصولی بودن
|

پیشنهاد شما درباره معنی stickler



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

حسنا > حسنا
عبدالرضا > طالع
بیژن > pleiotropic
### > مونا
ثمانه > ثمانه
محراب > نزل
نینا > نینا
امیرحسین ال احمدی لردگان چشم برم > مال احمدی

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی stickler
کلمه : stickler
املای فارسی : ستیککلر
اشتباه تایپی : سفهزنمثق
عکس stickler : در گوگل


آیا معنی stickler مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )