انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 951 100 1

stimulation

تلفظ stimulation
تلفظ stimulation به آمریکایی/ˌstɪmjəˈleɪʃn̩/ تلفظ stimulation به انگلیسی/ˌstɪmjʊˈleɪʃn̩/

معنی: تحریک، انگیزش، برانگیختن

بررسی کلمه stimulation

اسم ( noun )
• : تعریف: the act or process of inciting or increasing activity or action in something.

- Working at a restaurant did not provide him with the intellectual stimulation he craved.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کار کردن در یک رستوران او را با محرک فکری که می‌طلبید به او نمی‌داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] کار کردن در یک رستوران او را تحریک کننده فکری او خواست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه stimulation در جمله های نمونه

1. the inhibition of the heartbeat by nerve stimulation
ترجمه بازداری ضربان قلب از راه تحریک عصبی

2. You don't get any intellectual stimulation in this job.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ تحریک عقلانی در این کار نداری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما در این کار تحریک فکری نمی کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The playgroup provides plenty of stimulation for the children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The انگیزه زیادی برای کودکان فراهم می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گروه بازی باعث تحریک زیادی برای کودکان می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. His apathy necessitates stimulation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بی‌علاقگی او به تحریک نیاز دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بی تفاوتی او باعث تحریک می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Many enjoy the mental stimulation of a challenging job.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از تحریک ذهنی یک شغل چالش برانگیز لذت می‌برند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از تحریک ذهنی یک کار چالش انگیز لذت می برند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Electric stimulation causes the regrowth of bones.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تحریک الکتریکی منجر به رشد استخوان‌ها می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تحریک الکتریکی باعث رشد استخوان می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The brief period of electrical stimulation of the hippocampal cells had seemingly permanently altered their electrical properties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوره کوتاه تحریک الکتریکی سلول‌های hippocampal به طور دایم خواص الکتریکی آن‌ها را تغییر داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدت کوتاهی از تحریک الکتریکی سلول های هیپوکمپ ظاهرا به طور دائمی خواص الکتریکی آنها را تغییر داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. It was known that stimulation caused the heart to increase its oxygen consumption.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مشخص شد که تحریک باعث شد که قلب مصرف اکسیژن خود را افزایش دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شناخته شده بود که تحریک باعث افزایش قوای اکسیژن شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Constant attention and stimulation in comfortable surroundings worked wonders for Christopher, now 4 1 /
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توجه مداوم و تحریک در محیط راحت برای کریستوفر، که در حال حاضر ۴ است، شگفتی می‌آفریند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توجه و تحرک دائمی در محیط آرام باعث ایجاد شگفتی برای کریستوفر شد، اکنون 4 1 /
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Children need variety and stimulation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کودکان به تنوع و تحریک نیاز دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کودکان به تنوع و تحریک نیاز دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. This indicates that the stimulation of cell proliferation may not be the only factor in ulcer healing by sucralfate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نشان می‌دهد که تحریک تکثیر سلولی ممکن است تنها عامل ترمیم زخم توسط sucralfate باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نشان می دهد که تحریک سلول تکثیر ممکن است تنها عامل در بهبود زخم توسط سوکرالفت نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. In the case of pancreatic secretion, stimulation of bicarbonate but not protein output was observed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مورد ترشح لوزالمعده، تحریک جوش‌شیرین، اما خروجی پروتیین مشاهده نشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مورد ترشح پانکراس، تحریک بی کربنات، اما خروجی پروتئین مشاهده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. This will be achieved via the stimulation of the private and voluntary sector.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این امر از طریق تحریک بخش خصوصی و داوطلبانه به دست خواهد آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این امر از طریق تحریک بخش خصوصی و داوطلبانه به دست می آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The author also frequently uses transcutaneous electrical stimulation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نویسنده اغلب از تحریک الکتریکی transcutaneous استفاده می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نویسنده همچنین اغلب از تحریک الکتریکی پوستی استفاده می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Near the boundary, the electrical stimulation may spread enough to evoke both movements.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نزدیک مرز، تحریک الکتریکی ممکن است به اندازه کافی گسترش یابد تا هر دو حرکت را برانگیزد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در نزدیکی مرز، تحریک الکتریکی ممکن است به اندازه کافی برای تحریک هر دو حرکات گسترش یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف stimulation

تحریک (اسم)
instigation , incitement , persuasion , fret , boil , actuation , stimulation , stimulus , excitation , fomentation , agitation , excitement , animation , inanition , suasion , incitation , snit
انگیزش (اسم)
incitement , provocation , stimulation , animation , motivation , urge , inanition , fillip , incitation
برانگیختن (اسم)
stimulation , excitation

معنی stimulation در دیکشنری تخصصی

stimulation
[برق و الکترونیک] انگیزش
[صنایع غذایی] تحریک ، برانگیختن ، انگیزش
[مهندسی گاز] تحریک ، برانگیختن
[نفت] تحریک تولید
[نفت] چاه انگیزی

معنی کلمه stimulation به انگلیسی

stimulation
• arousal, invigorating; motivation
brain stimulation
• administering of electrical stimuli to the brain

stimulation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی stimulation



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی stimulation
کلمه : stimulation
املای فارسی : ستیمولتین
اشتباه تایپی : سفهئعمشفهخد
عکس stimulation : در گوگل


آیا معنی stimulation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )