برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1226 100 1

stochastic

/stəˈkæstɪk/ /stəˈkæstɪk/

معنی: اتفاقی، الله بختی، دارای تغییر در مواقع مختلف
معانی دیگر: شانسی، احتمالی، کاتوره ای

بررسی کلمه stochastic

صفت ( adjective )
مشتقات: stochastically (adv.)
(1) تعریف: of, or arising from chance or probability.

- Stochastic events, such as fire and flood, make an exact prediction impossible.
[ترجمه ترگمان] حوادث تصادفی مانند آتش‌سوزی و سیل، پیش‌بینی دقیق را غیر ممکن می‌سازند
[ترجمه گوگل] حوادث تصادفی، مانند آتش سوزی و سیلاب، پیش بینی دقیق را غیر ممکن می سازند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: involving or containing random variables.

واژه stochastic در جمله های نمونه

1. Stochastic theories look to the statistics of the situation and ask what type of statistical processes will generate the observed result.
[ترجمه ترگمان]تیوری های تصادفی به آمار وضعیت نگاه می‌کنند و می‌پرسند که چه نوع فرآیندهای آماری نتیجه مشاهده‌شده را ایجاد می‌کنند
[ترجمه گوگل]نظريه هاي تصادفي به آمار وضعيت نگاه مي کنند و از نوع فرآيند آماري نتايج حاصل مشاهده مي کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A methodology for stochastic simulation of independent annual flow series is proposed.
[ترجمه ترگمان]یک روش برای شبیه‌سازی تصادفی سری‌های جریان سالانه مستقل پیشنهاد شده‌است
[ترجمه گوگل]یک روش برای شبیه سازی تصادفی از سری جریان مستقل سالانه پیشنهاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. By use of stochastic simulation theory, sampling methods of the spatial location and micromechanical parameters of core-shaped and core-unshaped concretion in the mass covering strata are deduced.
[ترجمه ترگمان]با استفاده از تئوری شبیه‌سازی تصادفی، روش‌های نمونه‌برداری از مکان فضایی و پارامترهای میکرو مکانیکی of - shaped و core - unshaped در لایه‌های پوشش جرمی استنباط می‌شود
[ترجمه گوگل]با استفاده از تئوری شبیه سازی تصادفی، روش نمونه گیری از مکان فضایی و پارامترهای میکرومکانیکی کنتاسیون هسته ای و هسته بدون انبساط در پوسته های توده پوشش داده ...

مترادف stochastic

اتفاقی (صفت)
chance , accidental , casual , fortuitous , stochastic , haphazard , chanceful , chancy , chromatic , extrinsic , fluky
الله بختی (صفت)
stochastic , aleatory , happy-go-lucky
دارای تغییر در مواقع مختلف (صفت)
stochastic

معنی stochastic در دیکشنری تخصصی

stochastic
[کامپیوتر] اتفاقی - غیر قابل پیش بینی و پراکنده ، همواره در حال تغییر.
[برق و الکترونیک] تصادفی
[صنعت] اتفاقی ، احتمالی
[ریاضیات] تصادفی، احتمالی، بختی، نامعین، شانسی
[زمین شناسی] تقریب تصادفی
[آمار] تقریب تصادفی
[ریاضیات] حساب دیفرانسیل و انتگرال تصادفی
[زمین شناسی] قاعده زنجیری تصادفی
[ریاضیات] قاعده ی زنجیری تصادفی
[آمار] قاعده زنجیری تصادفی
[زمین شناسی] مدل بخشی تصادفی
[آمار] مدلِ بخشیِ تصادفی
[زمین شناسی] پیچیدگی تصادفی
[آمار] پیچیدگی تصادفی
[زمین شناسی] کنترل تصادفی
[آمار] کنترل تصادفی
[زمین شناسی] همگرایی تصادفی
[ریاضیات] همگرایی تصادفی
[آمار] همگرایی تصادفی
[زمین شناسی] کوتاه سازی تصادفی
[آمار] کوتاه سازی تصادفی
[زمین شناسی] جمعیتشناسی تصادفی
[آمار] جمعیت شناسی تصادفی
stochastic differential equation ...

معنی کلمه stochastic به انگلیسی

stochastic
• of or pertaining to a random variable (statistics)
stochastic process
• series of random events in which it is possible to evaluate the probability of their results

stochastic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حیدر
تصادفی- در آمار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی stochastic
کلمه : stochastic
املای فارسی : ستچستیک
اشتباه تایپی : سفخزاشسفهز
عکس stochastic : در گوگل

آیا معنی stochastic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )