انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1072 100 1

stool

تلفظ stool
تلفظ stool به آمریکایی/ˈstuːl/ تلفظ stool به انگلیسی/stuːl/

معنی: کرسی، عسلی، مدفوع، عن، چارپایه، صندلی مستراح فرنگی، پیخال، ادرار کردن
معانی دیگر: (کارکردن مزاج) یکدست، سرگین، گه، چهارپایه، صندلی بی پشتی، رجوع شود به: footstool، مستراح، آبریزگاه، مبال، (گیاه) ریشه ی اصلی (که ریشه های فرعی از آن منشعب می شوند)، سرریشه، ساقه، بیخ گیاه، بن درخت، جوانه زدن، چوبی که برای جلب پرندگان دیگر یک پرنده به آن می بندند، پرنده ی بسته شده به این چوب، مرغ گیرانداز، مرغ جاذب، سکوب

بررسی کلمه stool

اسم ( noun )
(1) تعریف: a seat without arms or a back, supported by legs or a pedestal.

(2) تعریف: a low, benchlike piece of furniture for standing upon to gain a slight height, or for resting the feet upon.

(3) تعریف: the bulk of a bowel movement.
مشابه: movement

(4) تعریف: a toilet bowl.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: stools, stooling, stooled
• : تعریف: (slang) to act as a stool pigeon; inform on one's associates.
مشابه: sing

واژه stool در جمله های نمونه

1. stool sample
ترجمه نمونه‌ی مدفوع

2. loose stool
ترجمه مدفوع شل

3. usually a stool does not have a back
ترجمه معمولا سه پایه پشتی ندارد.

4. he was hurt by the upset of the stool upon which he stood
ترجمه واژگونی چارپایه‌ای که‌روی آن ایستاده بود موجب آسیب دیدن او شد.

5. He was perched on a bar stool, ordering a beer.
ترجمه کاربر [ترجمه احمد] او در حال ادرار کردن درخواست آب جوش کرد
|

ترجمه کاربر [ترجمه یزدان] او روی صندلی ۳ پایه نشته بود و یک ابجو سفارش داد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روی چهارپایه‌ای نشسته بود و آبجو سفارش می‌داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مدفوع نوار نشسته بود، سفارش یک آبجو
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The little dog jumped over the short stool.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سگ کوچک روی چهار پایه کوتاه پرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سگ کوچولو بیش از مدفوع کوتاه پرید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He sat on the stool, swinging his legs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روی سه‌پایه نشست و پاهایش را تاب می‌داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او روی مدفوع نشسته و پاهای خود را چرخاند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He perched on a tall stool by the bar.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روی چهارپایه بلندی کنار بار نشسته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بر روی مدفوع قدامی توسط نوار نشسته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She pulled up a stool next to me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک چهارپایه کنار من کشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مدفوع کنار من کشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He hooked his foot under the stool and dragged it over.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پایش را زیر چهارپایه قلاب کرد و آن را بیرون کشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پای خود را تحت مدفوع قلاب کرد و آن را کشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A stool had been jammed against the door.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک چهارپایه مقابل در گیر کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدفوع در برابر درب گیر کرده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He hitched himself onto the bar stool.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خود را روی چهارپایه بار انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خود را بر روی مدفوع نوار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Gail hitched herself up onto the high stool.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گیل خودش رو روی چهارپایه بلند کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گیل خود را در مدفوع بالا قرار داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. A young boy is standing on a stool, reaching for a cookie jar, and the stool is about to tip.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک پسر جوان روی چهارپایه ایستاده‌است و دستش را دراز می‌کند تا یک ظرف کلوچه را بگیرد و چهار پایه هم در شرف انعام است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک پسر جوان در مدفوع ایستادن، برای یک کیک شیرینی پزی، و مدفوع در مورد نوک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The stool had a torn, red plastic seat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چهار پایه یک صندلی پلاستیکی پاره‌شده داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدفوع صندلی پلاستیکی پاره شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. He hoisted himself onto a high stool.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خود را روی چهارپایه بلند بالا کشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خود را بر روی مدفوع بالا بالا برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. He brushed past, toppling her from her stool.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از کنار او گذشت و او را از روی چهارپایه بلند کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او گذشته را ربود و از مدفوع او سرازیر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف stool

کرسی (اسم)
cathedra , stool
عسلی (اسم)
stool , footstool , end table
مدفوع (اسم)
excrement , stool , excretion , faeces , feculence
عن (اسم)
excrement , stool , shit
چارپایه (اسم)
stool
صندلی مستراح فرنگی (اسم)
stool
پیخال (اسم)
stool
ادرار کردن (فعل)
stool , micturate , urinate

معنی عبارات مرتبط با stool به فارسی

(کبوتر یا پرنده ای که برای جلب کبوتران یا پرندگان دیگر به کار می رود) مرغ دام، کبوتر دام، مرغ گیرانداز، خبررسان
صندلی کیفر (که سابقا بزهکاران را روی آن می نشاندند و دور شهر می گرداند تا مورد طعن و لعن مردم قرار گیرند)
(اسکاتلند) صندلی گناهکار (که خطاکار را روی آن درصدر کلیسا می نشاندند و کشیش او را جلو همه سرزنش می کرد)، چهارپایه کوتاه وکوچک
صندلی غوطه (صندلی میخ شده به تخته ی درازی که تبهکاران را بر آن می نشاندند و آنها را در آب فرو می بردند)، کرسی ای که زنان بدکاررابدان بسته ودراب پرت کرده غوطه میدادند
کرسی پیانو زنان
چارپایه پله دار تاشو

معنی stool در دیکشنری تخصصی

stool
[معدن] پایه چوبی (نگهداری)

معنی کلمه stool به انگلیسی

stool
• seat or bench without arms or a back; bowel movement
• a stool is a seat with legs but no back or arms.
stool analysis
• medical laboratory examination of feces
stool pigeon
• (slang) informer to the police; delator, informant; stoolpigeon, snitch
close stool
• necessary stool, stool that has a seat with a hole in which a chamber pot is placed (used for sick or disabled persons)
had stool
• had a bowel movement, defecated
music stool
• low bench for sitting while playing the piano
necessary stool
• close stool, stool that has a seat with a hole in which a chamber pot is placed (used for sick or disabled persons)
piano stool
• low bench used for sitting while playing the piano

stool را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

😂😂 ١٥:١٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢١
A seat that does not have a back or arms
|

Parmida ١١:٠٦ - ١٣٩٧/٠٧/٢٠
چارپایه
|

اسی ١٣:٣١ - ١٣٩٧/٠٨/١١
کرسی
|

اسی ١٣:٣٢ - ١٣٩٧/٠٨/١١
کرسی
|

Asal ١٣:٠٧ - ١٣٩٧/٠٨/١٢
صندلی
|

Noshika_severi ١٧:٢٥ - ١٣٩٧/٠٨/١٥
صندلی بدون دسته مثل صندلی پیانو
|

Rana ١٥:٢٦ - ١٣٩٧/١١/٠٩
چهار پایه
|

امیررضا فرهید ١٦:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/٢٧
صندلی بدون پشتی
|

shiva_sisi‌ ١٥:٠٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٥
A seat that does not have a back or arms
|

پریا ١٣:٢٩ - ١٣٩٨/٠٥/١٨
چهار پایه اما اکثرا برای نشستن استفاده نميشه بلکه تو فروشگاه ها و مغازه ها برای جابه جا کردن وسایلی که دستشان بهشون نمیرسه ازش استفاده میکنند و روش می ایستند
|

Feri lei ٠١:٤٦ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
چهارپايه
|

... ١٤:٥٥ - ١٣٩٨/٠٦/١٧
چهار پایه
|

عسل ماكانى ١٤:٢٤ - ١٣٩٨/٠٧/١٧
چهار پايه😜
|

A ١٦:٢٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢١
نردبان
|

NeginMk ١٧:٠٠ - ١٣٩٨/٠٨/٠٣
End table
|

Y.n ١٧:١٨ - ١٣٩٨/٠٨/٢٠
چهار پایه بدون دسته و پشتی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی stool
کلمه : stool
املای فارسی : ستول
اشتباه تایپی : سفخخم
عکس stool : در گوگل


آیا معنی stool مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )