انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1095 100 1

story

تلفظ story
تلفظ story به آمریکایی/ˈstɔːri/ تلفظ story به انگلیسی/ˈstɔːri/

معنی: گزارش، شرح، حکایت، داستان، روایت، موضوع، قصه، اشکوب، نقل
معانی دیگر: شایعه، ماجرا، قضیه، ماوقع، رویداد، شوخی، جوک (joke)، لطیفه، رجوع شود به: short story، طرح داستان، رشته ی داستان، (عامیانه) دروغ، کذب، شروور، چاخان، لاطایل، جفنگ، افسانه، (قدیمی) داستان گفتن، داستان سرایی کردن، (ساختمان) طبقه، طبقه، داستان گفتن، بصورت داستان در اوردن

بررسی کلمه story

اسم ( noun )
حالات: stories
(1) تعریف: an account of an event or sequence of events, either true or invented.
مترادف: account, narration, narrative, tale
مشابه: anecdote, fable, relation, version

(2) تعریف: a work of fiction that is shorter and less complex than a novel; short story.
مترادف: short story

(3) تعریف: the plot of a dramatic or literary work.
مترادف: plot, story line

(4) تعریف: a news report, article, or broadcast.
مترادف: article, item, piece
مشابه: news

(5) تعریف: a short humorous narration; anecdote; joke.
مترادف: anecdote, joke

(6) تعریف: a lie.
مترادف: fib, lie, tale
مشابه: fable, fiction
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: stories, storying, storied
مشتقات: storyless (adj.)
• : تعریف: to decorate with pictures representing legendary or historical scenes.
مشابه: decorate, embellish, illuminate, illustrate
اسم ( noun )
حالات: stories
(1) تعریف: one horizontal division of a building; floor.
مترادف: floor, level

(2) تعریف: the rooms contained in one such division.

واژه story در جمله های نمونه

1. a story about everyday individuals
ترجمه داستانی درباره‌ی مردم عادی

2. a story in four parts
ترجمه داستانی در چهار قسمت

3. a story shot with humor
ترجمه (مجازی) داستانی که با شوخی و مزاح آمیخته است

4. a story teller
ترجمه داستان سرا

5. a story that lacks spice
ترجمه داستانی که گیرایی ندارد

6. a story that reads badly
ترجمه داستانی که قابل خواندن نیست

7. a story that reads well
ترجمه داستانی که خواندنی است

8. a story that seems incredible
ترجمه داستانی که به نظر باور نکردنی می‌رسد

9. a story that transcends belief
ترجمه داستانی که باور کردنی نیست

10. a story which is partly in poetry and partly in prose
ترجمه داستانی که بخشی از آن به شعر و بخشی دیگر به نثر است

11. a story which parallels history
ترجمه داستانی که با تاریخ مطابقت دارد

12. a story with a nice ending
ترجمه داستانی که پایانش خوب است

13. her story brought tears to our eyes
ترجمه داستان او ما را به گریه انداخت (اشک به چشمانمان آورد).

14. her story doesn't ring true to me
ترجمه داستان او به نظر من راست نمی‌نماید.

15. her story is rooted in reality
ترجمه داستان او برپایه‌ی واقعیات است.

16. her story melted our hearts
ترجمه سرگذشت او دل ما را آب کرد.

17. her story started me crying
ترجمه داستان او مرا به گریه انداخت.

18. her story was at least approximately true
ترجمه داستان او حداقل تا اندازه‌ای راست بود.

19. her story will soften the stoniest of hearts
ترجمه داستان او سخت‌ترین دل‌ها را نرم خواهد کرد.

20. his story brought tears to my eyes
ترجمه داستانش اشک در چشمانم جاری کرد.

21. his story has no bearing on politics
ترجمه داستان او ربطی به سیاست ندارد.

22. his story has the color of truth
ترجمه داستان او راست می‌نماید (به نظر راست می‌آید).

23. his story is not credible
ترجمه داستان او باور کردنی نیست.

24. his story lacks probability
ترجمه داستان او فاقد شایمندی (احتمال) است.

25. his story was a tissue of lies
ترجمه داستان او سرتا پا دروغ بود.

26. that story didn't wash with hassan
ترجمه حسن آن داستان را باور نکرد.

27. that story is not true
ترجمه آن خبر صحت ندارد.

28. the story begins with a long dialogue by two brothers
ترجمه داستان با گفت و شنودی طولانی میان دو برادر آغاز می‌شود.

29. the story ended
ترجمه داستان پایان یافت.

30. the story going around
ترجمه شایعه‌ی رایج

31. the story has many twists and turns
ترجمه داستان پیچ و تاب فراوان دارد.

32. the story is jejune and its style offensive
ترجمه آن داستان خسته کننده و سبک آن زننده است.

33. the story is tinted with leftist views
ترجمه داستان با نظریات دست چپی چاشنی شده است.

34. the story is unfolded through dialogue
ترجمه داستان از طریق گفتگو برملا می‌شود.

35. the story itself, while badly written, is not only true but interesting, too
ترجمه خود داستان با وجود آنکه بد نگاشته شده است نه تنها واقعیت دارد بلکه جالب هم هست.

36. the story made all the papers
ترجمه داستان در همه‌ی روزنامه‌ها چاپ شد.

37. the story of hassan's association with the blonde lady
ترجمه داستان رابطه‌ی حسن با آن خانم مو بور

38. the story of her divorce became the laugh of the town
ترجمه داستان طلاق او مایه‌ی خنده‌ی اهالی شهر شد.

39. the story of their divorce is very long and complicated
ترجمه داستان طلاق آنها بسیار طولانی و پیچیده است.

40. the story runs like this
ترجمه داستان بدین قرار است

41. the story was concerned with the consequences of war
ترجمه داستان مربوط به پیامدهای جنگ بود.

42. this story expresses sadegh hedayyat's dissatisfactions
ترجمه این داستان بیانگر نارضایتی‌های صادق هدایت است.

43. this story portrays a rural scene
ترجمه این داستان یک صحنه‌ی روستایی را نشان می‌دهد.

44. this story reflects the inner thoughts of the writer indirectly
ترجمه این داستان افکار درونی نویسنده را به طور غیرمستقیم نمایان می‌سازد.

45. this story tells about his childhood
ترجمه این داستان کودکی او را شرح می‌دهد.

46. a chilling story of betrayal and murder
ترجمه داستان چندش آور خیانت و قتل

47. a compelling story
ترجمه داستانی گیرا

48. a feasible story
ترجمه داستان باور کردنی

49. a funny story
ترجمه داستانی خنده‌دار

50. a good story must also have an element of surprise
ترجمه یک داستان خوب باید دارای عامل شگفتی نیز باشد.

51. a gory story of crime and revenge
ترجمه یک داستان پر خونریزی درباره‌ی جنایت و انتقام

52. a gripping story
ترجمه داستانی گیرا

53. a juicy story
ترجمه داستان پرآب و تاب

54. a made-up story
ترجمه داستان ساختگی

55. a meaningful story
ترجمه داستانی پرمعنی

56. a moral story
ترجمه داستان اخلاقی

57. a mystery story
ترجمه داستان پر معما

58. a questionable story
ترجمه داستانی که در صحت آن تردید وجود دارد

59. a real story
ترجمه یک داستان واقعی

60. a serial story
ترجمه داستان دنباله‌دار (در چند بخش)

61. a short story
ترجمه یک داستان کوتاه

62. a silly story
ترجمه یک داستان چرند

63. a summarized story
ترجمه داستان تلخیص شده

64. a suspect story
ترجمه داستان مشکوک

65. a tearful story
ترجمه داستان گریه آور

66. a true-life story
ترجمه داستان واقعی

67. an abbreviated story
ترجمه داستان خلاصه شده

68. an amusing story
ترجمه داستانی سرگرم کننده

69. an animated story
ترجمه داستان کارتونی

مترادف story

گزارش (اسم)
account , report , story , reportage , hearing , bruit , inkling , action , wrap-up
شرح (اسم)
treatise , circumstance , account , story , description , explanation , exposition , statement , narrative , tale , innuendo , gloss , interpretation , presentment , relation , recitation , sketch , delineation , legend , footnote , geography
حکایت (اسم)
account , story , narrative , anecdote , tale , allegory , exemplum , novella
داستان (اسم)
account , story , narrative , tale , fiction , narration , apologue , fable , novella
روایت (اسم)
story , narrative , tale , exemplum
موضوع (اسم)
matter , object , subject , story , point , issue , subject matter , question , fable , plot , theme , problem , topic , leitmotiv , motif
قصه (اسم)
story , narrative , tale , fiction , make-believe
اشکوب (اسم)
story , floor , stage
نقل (اسم)
transfer , story , sweet , transference , transportation

معنی عبارات مرتبط با story به فارسی

طرح داستان، رشته ی داستان، سرنخ قصه
قصه گو، دستان سرای، ناقل، نقال، راوی، افسانه گو، حکایت نویس، افسانه نویس
(هنگام خواب کردن کودکان) داستان کنار بستر، قصه
داستان باور نکردنی، بهانه ی عجیب و غریب، آسمان و ریسمان، داستان جعلی برای تعریف از خود، چاخان
(مجله) مقاله ی اصلی، مقاله ی مربوط به عکس روی جلد، سرمطلب، توضیح عکس روی جلد
داستان پلیسی (detective novel هم می گویند)
دروغ شاخ دار، داستان باور نکردنی، ماهی خشک وخورد شده که بمصرف کود وغذای حیوانات میرسد

معنی story در دیکشنری تخصصی

story
[عمران و معماری] طبقه - آشکوب
[سینما] سناریوی مصور شده - فیلمنامه مصور - شرح صحنه های داستان - سناریو - جدول نمایشی - تصاویر راهنما - طرحنامه
[سینما] داستان نماپرداز
[سینما] داستان نمایی - طراح داستان
[سینما] تداوم داستانی
[سینما] فیلم داستانی
[سینما] طرح داستانی
[سینما] فیلم داستانی
[سینما] روایت گویی
[سینما] خلاصه داستان
[عمران و معماری] آشکوب زیرزمین
[عمران و معماری] طبقه نرم ضربه گیر

معنی کلمه story به انگلیسی

story
• true or fictional account of some occurrence; short work of fiction; plot; news report; joke, anecdote; lie, fib; floor, level in a building
• a story is a description of imaginary people and events, which is written or told in order to entertain people.
• a story is also a description or account of things that have happened.
• in journalism, a story is a report or article on a particular subject.
• see also storey.
• if you say that something is not the whole story, or is only part of the story, you mean that a particular situation cannot be fully understood because not enough is known about it.
• you use to cut or to make a long story short to indicate that you are going to give the final result of an event or series of events, rather than give a lot of unnecessary details.
story book
• book containing a collection of tales
story hour
• time when tales are told, story time
story line
• plot of the story
story telling
• narration, telling of tales, recounting of stories
story that sells papers
• "big scoop", newsworthy event, an interesting news story that increases newspaper sales
story writer
• one who writes stories, writer, novelist
according to his story
• accordin to what he says, by what he says
adventure story
• story of an adventure, heroic story
back story
• events that took place in the life of a character before commencement of a fictional story; background (used metaphorically)
banal story
• commonplace story, uninteresting story
but that's a different story
• but that is a completely different idea or tale from what i just told you, but that's another matter altogether
children's story
• story written especially for and told to young children
circulated the story
• passed the story around
cock and bull story
• a cock-and-bull story is an improbable or unbelievable story, especially one that is given as an excuse; an informal expression.
cook up a story
• make up a story, fabricate a tale
cover story
• title story; cover story, article in a magazine which is advertized on the first page
detective story
• story that focuses on crime-solving and detective work
escapist story
• romantic story, fantasy
feature story
• main article in a newspaper or magazine
fish story
• (informal) fabrication, bluff; exaggerated story
front page story
• article printed on the first page of a newspaper, important article
ghost story
• story about ghosts, story about spirits, imaginative story
great story
• wonderful tale, good story, excellent tale
hard luck story
• if you tell someone a hard-luck story, you tell them about some awful things that have happened to you in order to get help, sympathy, or money from them.

story را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

sama ٢٢:٠٠ - ١٣٩٦/١٠/٣٠
داستان روز-اتفاقات افتاده-داستان
|

حمید ٠٧:٥٦ - ١٣٩٧/٠٧/٣٠
Two_story طبقه دوم
We had an old two-story house
|

Erfan ٢٢:٣٢ - ١٣٩٧/١٠/١٤
داستان-قصه
|

Setayesh-Arya ١٥:٥٢ - ١٣٩٧/١١/٠٨
دوستان لطفا دقت کنید اطلاعات اشتباه ندید
story یعنی داستان ولیstorey یعنی طبقه...هردو واژه اسم هستند
|

RERE ١٤:٣٠ - ١٣٩٧/١١/٢٠
قضیه، موضوع ، داستا ن
THE GOOD SIDE OF THE STORY
یعنی سمت خوب قضیه یا داستان یا هر مترادف دیگه
|

شهرزاد تاجیک ٢١:٢٢ - ١٣٩٨/٠٤/١٧
طبقه نیز ترجمه میشود. که به هر دو صورت story و storey نوشته می شود. A four story building.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

رضا > کرتیلان
اجاقی > اجاقی
Mahdi > شربت (دارو)
Behnaz > guidelines
مهدی ورمزیار > ورمزیار
دینا حسین پناهی > بر می خیزد
ماد > ریناز
ناهید > establishing

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی story
کلمه : story
املای فارسی : ستوری
اشتباه تایپی : سفخقغ
عکس story : در گوگل


آیا معنی story مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )