انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 957 100 1

stow

تلفظ stow
تلفظ stow به آمریکایی/ˈstoʊ/ تلفظ stow به انگلیسی/stəʊ/

معنی: انباشتن، باز داشتن، پر کردن، تنگ هم چیدن، خوب جا دادن
معانی دیگر: بسته بندی و انبار کردن، (با چیزهای بسته بندی شده) پر کردن، (اتاق یا جا یا ظرف) گنجاندن (در خود)، جا گرفتن، (خودمانی) بس کردن، دست برداشتن، ول کردن، (مهجور) محل سکونت دادن به، مخفی کردن، پریدن

بررسی کلمه stow

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: stows, stowing, stowed
مشتقات: stowable (adj.)
عبارات: stow away
(1) تعریف: to put away or store in a place or container.
مشابه: tuck

(2) تعریف: to fill by packing; cram or load.
متضاد: unload
مشابه: pack, stuff

(3) تعریف: to have capacity for; hold.

- This locker stows a lot of gear.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این کمد وسایل زیادی هست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این قفسه ها بسیار دنده ای را خاموش می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: (informal) to stop.

- Please stow that noise.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] لطفا این سر و صدا را کنار بگذارید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] لطفا این سر و صدا را بردارید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه stow در جمله های نمونه

1. stow the chatter!
ترجمه دست از وراجی بردار!

2. stow away
ترجمه 1- (در جای امن) انبار کردن،پنهان کردن،نهان کردن یا شدن 2- در خوراک یا نوشابه زیاده روی کردن،شتری بار کردن،پرخوری‌کردن،تا خرخره خوردن یا نوشیدن

3. You can stow your jewellery away in the bank.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما می‌توانید جواهرات خود را در بانک پنهان کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما می توانید جواهرات خود را در بانک قرار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. My big luggage could stow all of your clothes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چمدون بزرگ من میتونه همه لباسات رو مخفی کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توشه بزرگ من می تواند تمام لباس های شما را بپوشاند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I'm very hungry, and I can now stow away an ox.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من خیلی گرسنه‌ام و حالا می‌توانم گاو را کنار بگذارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من خیلی گرسنه هستم، و من هم اکنون می توانم یک گاو را کنار بگذارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I think I'll stow the camping equipment away in the loft until next summer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فکر کنم تا تابستون بعدی، وسایل کمپ رو جا به جا کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من فکر می کنم که تجهیزات کمپینگ را تا تابستان آینده در حیاط خلوت کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Passengers are requested to stow their hand - baggage in the lockers above the seats.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از مسافران خواسته می‌شود که چمدان خود را در گنجه قرار دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسافران درخواست می شود که دست خود را در قفسه های بالای صندلی قرار دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Duncan hit the emergency stow switch, next to the indicator with the failed bulb.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دانکن به سوییچ stow اضطراری که در کنار شاخص حباب شکست‌خورده قرار داشت، برخورد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دانکن به سوئیچ اضطراری کنار گذاشته شد، در کنار نشانگر با لامپ های شکست خورده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Generations of gypsies have been travelling to Stow each year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نسل‌های بعدی کولی‌ها هر ساله به استو سفر کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نسل کولی ها هر سال به Stow سفر می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. But whatever age, Stow offers them the chance to meet up with old friends and catch up on the gossip.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما در هر سنی، استو به آن‌ها شانس ملاقات با دوستان قدیمی را می‌دهد و شایعه‌پراکنی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما هر سنی، Stow به آنها فرصتی برای ملاقات با دوستان قدیمی و شایعاتی می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He would have time to stow away the kohlrabi, the offal and the edenwort.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقت آن را داشت که the و offal و the را کنار بگذارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او وقت خود را برای چاشنی زعفران، علوفه و ادنورت دور خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The door closed, and Renwick could safely stow away his cigarette case.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در بسته شد و Renwick قوطی سیگارش را بیرون کشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درب بسته شد، و رونویک با خیال راحت می توانست جعبه سیگار خود را بپوشاند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Saw border, stow part: sawing machine, cylinder, motor, roller channel, belt and hydraulic pressure table.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از مرز دیدن، جاسازی بخش: اره دستگاه، سیلندر، موتور، کانال roller، کمربند و میز فشار هیدرولیک استفاده کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نوار اره، ماشین بخار، سیلندر، موتور، کانال غلتکی، کمربند و جدول فشار هیدرولیکی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. I still keep a filing cabinet, and even stow away things like receipts in little yellow envelopes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من هنوز یک کمد بایگانی دارم، و حتی چیزهایی مثل receipts را در پاکت‌های کوچک زرد پنهان می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من همچنان یک کابینت اداری نگهداری می کنم و حتی مواردی مانند رسید در پاکت نامه های زرد کم رنگ می کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف stow

انباشتن (فعل)
assemble , accumulate , stack , fill , stuff , cumulate , hoard , bulk , agglomerate , hill , garner , stash , stow
باز داشتن (فعل)
deter , stay , ban , forbid , interdict , bar , hold , arrest , detain , impeach , encumber , prevent , debar , dissuade , block , contain , impede , stow
پر کردن (فعل)
stop , fill , stuff , heap , load , glut , poison , infect , stud , deplume , fill in , stow , plenish , thwack , suffuse
تنگ هم چیدن (فعل)
stow , steeve
خوب جا دادن (فعل)
stow

معنی عبارات مرتبط با stow به فارسی

1- (در جای امن) انبار کردن، پنهان کردن، نهان کردن یا شدن 2- در خوراک یا نوشابه زیاده روی کردن، شتری بار کردن، پرخوری کردن، تا خرخره خوردن یا نوشیدن، 3- (به ویژه کشتی و هواپیما) قاچاقی سوار شدن، (برای مسافرت مجانی یا بی پاسپورت) در کشتی (یا هواپیما و غیره) پنهان شدن، مسافرت قاچاقی کردن باکشتی وغیره، مسافر قاچاق

معنی کلمه stow به انگلیسی

stow
• store, put away for future use; pack, cram; arrange in an orderly manner; stop, cease (slang); provide housing for, lodge
• if you stow something somewhere or stow it away, you put it carefully somewhere until it is needed.
pass & stow
• john pass and john stow, american craftsmen who melted down the original liberty bell and recast it in 1753

stow را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی stow

حسن امامی ٠٨:١٨ - ١٣٩٧/١٠/٢١
چیزی را در جای امنی گذاشتن
Please stow your carry-on bags under the seat in front of you.لطفا کیف همراه خود را زیر صندلی در جلوی خود بگذارید
|

امیر ١٧:١٢ - ١٣٩٨/٠٤/٢٥
قرار دادن،گذاشتن
|

پیشنهاد شما درباره معنی stow



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی stow
کلمه : stow
املای فارسی : ستو
اشتباه تایپی : سفخص
عکس stow : در گوگل


آیا معنی stow مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )