انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1100 100 1

stricture

تلفظ stricture
تلفظ stricture به آمریکایی/ˈstrɪkt͡ʃər/ تلفظ stricture به انگلیسی/ˈstrɪkt͡ʃə/

معنی: تنگی، جراحت، ضیق، باریک بینی
معانی دیگر: انتقاد (شدید)، سرزنش، توبیخ، سرکوفت، (مهجور) سختگیری، شدت، (پزشکی) ضیق مجرا، راه تنگی، باریک شدگی (stenosis هم می گویند)، خشونت، سخت گیری

بررسی کلمه stricture

اسم ( noun )
مشتقات: strictured (adj.)
(1) تعریف: that which restricts or constrains.

- As the regime grew more oppressive, it became more difficult to live within the strictures of the law.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] از آنجا که رژیم سرکوبگر می‌شد، زندگی با باریک‌بینی قانون دشوارتر می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] همانطور که رژیم سرکوبگرتر شد، زندگی در محدوده قوانین سخت تر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: an adverse comment or remark; criticism.
متضاد: compliment, praise

(3) تعریف: an abnormal constriction of a body duct or passage.

واژه stricture در جمله های نمونه

1. This stricture is one that has been variously repeated in a large number of literary and critical theories in this century.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این stricture یکی از موارد متعددی است که در تعداد زیادی از نظریات ادبی و انتقادی در این قرن تکرار شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این استراتژی است که چندین بار در تعداد زیادی از نظریه های ادبی و انتقادی در این قرن تکرار شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Cholangiography accurately locates the site of a stricture in the biliary tree and radiological features may suggest the presence of malignant disease.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Cholangiography به دقت محل یک stricture در درخت biliary و ویژگی‌های رادیولوژی را مشخص می‌کند که ممکن است وجود یک بیماری بدخیم را پیشنهاد کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Cholangiography به درستی سایت محل سکته را در درخت صفراوی قرار می دهد و ویژگی های رادیولوژیکی ممکن است وجود بیماری بدخیم را نشان دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Where a malignant cause for the stricture was suspected, this was excluded by endoscopic biopsies and cytological examination.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جایی که یک علت بدخیم برای the مورد ظن بود، این مورد توسط نمونه‌برداری endoscopic و بررسی cytological حذف شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مواردی که یک علت بدخیم برای استریاسیون مشکوک بود، این آزمایش توسط بیوپسی اندوسکوپی و آزمایش سیتولوژی حذف شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. In one case of benign stricture, the endoscopy biopsy specimen was reported as being suspicious for malignancy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در یک مورد از stricture خوش‌خیم، نمونه biopsy نمونه‌برداری شده به عنوان نمونه نسبت به تومور وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در یک مورد ریسک خوش خیم، نمونه بیوپسی آندوسکوپی به عنوان بدخیمی مشکوک گزارش شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Unfortunately he applied the same stricture to himself and some of his works are rather limited.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متاسفانه او همان stricture را برای خود به کار برد و برخی از آثار او نسبتا محدود است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]متاسفانه او همان استراتژی را برای خودش اعمال کرد و برخی از آثار وی محدود است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Does cholangiography establish the nature of a biliary stricture?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]cholangiography \"باعث میشه که طبیعت\" stricture biliary \"رو ثابت کنه؟\"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا cholangiography ایجاد ماهیت یک عصب صفراوی را ایجاد می کند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Does he believe this stricture should also apply to lawyers, doctors and dentists?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا او معتقد است که این stricture باید برای وکلا، پزشکان و دندانپزشکان درخواست دهد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا او معتقد است این استراتژی باید به وکلا، پزشکان و دندانپزشکان نیز اعمال شود؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The pathogenesis of benign stricture formation in ulcerative colitis remains uncertain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیماری زا بودن تشکیل stricture بی‌خطر در ulcerative colitis هنوز نامشخص است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پاتوژنز تشکیل تشعشع خوش خیم در کولیت اولسراتیک نامطلوب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Four patients had cholestasis and stricture at the time of the first diagnostic procedure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در زمان اولین روش تشخیصی، چهار بیمار cholestasis و stricture داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چهار نفر از بیماران مبتلا به کلستاز و ریسک در اولین مرحله تشخیصی بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Objective To evaluate the long-term result of urethral stricture or urethratresia treated with direct vision internal urethrotomy(DVIU).
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف ارزیابی نتایج بلند مدت of stricture و یا urethratresia با دیدگاه مستقیم درونی (DVIU)
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف: برای ارزیابی نتیجه درازمدت استرس زایی مجرای ادرار و یا اورتراتوریس تحت درمان مستقیم با یورترومتومی داخلی (DVIU)
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Conclusion Anastomotic stricture and obstruction of ansa intestinalis are the major causes of the reoperation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتیجه‌گیری Anastomotic stricture و ممانعت از ansa intestinalis علل اصلی of هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتیجه گیری انستوموتیک و انسداد انساینتولیناس یکی از علل اصلی بازتولید است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. A straight 10 F endoprosthesis was used in the five patients with a bile duct stricture distal to the stones.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این پنج بیمار، یک F ۱۰ با لوله صفرا که به سنگ‌ها متصل شده بود، مورد استفاده قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک انتروپروتز مستقیم 10 F در پنج بیمار با یک مجرای صفراوی دیستال به سنگ استفاده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Extended follow up is required, to assess the longterm effects, particularly the stricture recurrence rate after final stent removal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای ارزیابی اثرات دراز مدت، به ویژه نرخ بازگشت stricture پس از برداشت نهایی استنت گذاری افزایش‌یافته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیگیری پیشرفته برای ارزیابی اثرات طولانی مدت، به ویژه میزان عود انسداد پس از حذف استنت نهایی مورد نیاز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Of 69 patients with more than six months follow up, 36 belonged to the corrosive group and 33 had a peptic stricture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از بین ۶۹ بیمار با بیش از شش ماه پی‌گیری، ۳۶ عضو از این گروه خورنده و ۳۳ تن از آن‌ها peptic peptic داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از 69 بیمار با پیگیری بیش از شش ماه، 36 نفر به گروه خورنده و 33 بیمار مبتلا به سکته مغزی بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Laser treatment can be technically difficult, particularly in patients in whom the endoscope will not pass the stricture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درمان Laser می‌تواند به لحاظ فنی دشوار باشد، به ویژه در بیمارانی که the از the عبور نمی‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درمان لیزر می تواند به لحاظ فنی دشوار باشد، به ویژه در بیمارانی که آندوسکوپ رشته ای را نمی گذارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف stricture

تنگی (اسم)
desolation , drought , constriction , stricture , drouth
جراحت (اسم)
sore , lesion , stricture , wound , suppuration , lymph
ضیق (اسم)
stinginess , stricture , tightness , narrowness , niggardliness
باریک بینی (اسم)
subtlety , stricture

معنی کلمه stricture به انگلیسی

stricture
• something which restricts; censure, criticism; abnormal narrowing of a body duct or passage (pathology)
• a stricture is a severe criticism or disapproval of something; a formal word.

stricture را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد ٠٩:٢٧ - ١٣٩٨/٠٣/٠٢
موضع خصمانه يا سرسختانه، انتقاد تند و تيز
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی stricture
کلمه : stricture
املای فارسی : ستریکتور
اشتباه تایپی : سفقهزفعقث
عکس stricture : در گوگل


آیا معنی stricture مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )