برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1357 100 1

stridency

/ˈstraɪdənsi/ /ˈstraɪdnt/

گوشخراشی

واژه stridency در جمله های نمونه

1. Many voters were alarmed by the President'snew stridency.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از رای دهندگان توسط رئیس‌جمهور snew stridency مورد تهدید قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]بسیاری از رای دهندگان با ریاست جمهوری جدید رژیم مورد هجوم قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In the face of academic criticism, Black Paper stridency and research like that of Bennett, political intervention was inevitable.
[ترجمه ترگمان]در مواجهه با انتقادات آکادمیک، مقاله سیاه stridency و تحقیقاتی مانند بنت، مداخله سیاسی اجتناب‌ناپذیر بود
[ترجمه گوگل]در مواجهه با انتقادهای دانشگاهی، ریاست مقاله سیاه و تحقیقاتی مانند بنت، مداخلات سیاسی اجتناب ناپذیر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The stridency of their assertions tended to grow in inverse proportion to the extent of their knowledge on costs.
[ترجمه ترگمان]The بودن اظهارات آن‌ها گرایش به رشد در نسبت معکوس تا حد دانش آن‌ها بر هزینه‌ها داشت
[ترجمه گوگل]رأی دادن به اظهارات آنها تمایل به افزایش در نسبت معکوس به میزان دانش خود را در مورد هزینه ها
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His stridency also ...

معنی کلمه stridency به انگلیسی

stridency
• shrillness, harshness of sound
• stridency is the quality of stating your opinions and feelings very strongly; used showing disapproval.

stridency را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرام
جَنَم، جسارت، سرسختی
فرهاد سليمان‌نژاد
بی‌پروایی، جسارت، گستاخی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی stridency
کلمه : stridency
املای فارسی : ستریدنکی
اشتباه تایپی : سفقهیثدزغ
عکس stridency : در گوگل

آیا معنی stridency مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )