انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 896 100 1

معنی کلمه stuck in به انگلیسی

stuck in
• embedded, inserted
stuck in his throat
• delayed, held back, stopped (the angry words from coming out)
being stuck in
• being fixed in, being lodged in, being embedded in, being jammed in

stuck in را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی stuck in

فرهاد سليمان‌نژاد ١٩:٢٧ - ١٣٩٦/١٠/١٢
گرفتار، درمانده، گيرافتاده
stuck in repetition: گرفتار تكرار
|

پیشنهاد شما درباره معنی stuck in



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی stuck in مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )