انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1102 100 1

studies

تلفظ studies
تلفظ studies به آمریکایی تلفظ studies به انگلیسی

System.String[]

واژه studies در جمله های نمونه

1. studies to liberalize the mind
ترجمه آموزش به منظور آزاد کردن اندیشه

2. advanced studies
ترجمه مطالعات عالیه

3. black studies
ترجمه مطالعات وابسته به سیاهان

4. graduate studies
ترجمه رشته‌های فوق لیسانس

5. humane studies
ترجمه مطالعات در (زمینه‌ی) علوم انسانی

6. interdisciplinary studies
ترجمه پژوهش‌های میان‌رشته‌ای

7. long-range studies
ترجمه پژوهش‌های دراز مدت

8. oriental studies
ترجمه مطالعات وابسته به خاور زمین

9. pilot studies
ترجمه مطالعات آغازین (مقدماتی)

10. school studies
ترجمه درس‌های مدرسه

11. scientific studies
ترجمه پژوهشهای علمی

12. between work and studies she had no time left
ترجمه کار و مطالعه وقتی برایش باقی نمی‌گذاشت.

13. he left his studies and became a sailor
ترجمه تحصیلات خود را رها کرد و ملوان شد.

14. his novels are studies of the french society's degeneration
ترجمه رمان‌های او مروری بر فساد اجتماعی فرانسه است.

15. intent on her studies
ترجمه جدی در مطالعات خود

16. a bevy of new studies
ترجمه چندین پژوهش جدید

17. a lumpish youth who neither studies nor works
ترجمه جوان تنه لشی که نه درس می‌خواند و نه کار می‌کند

18. to drop behind in one's studies
ترجمه در مطالعات خود دچار عقب افتادگی شدن

19. to initiate a new course of studies
ترجمه برنامه‌ی تحصیلی نوینی را آغاز کردن

20. after lunch she goes to her den and studies or relaxes
ترجمه بعد از نهار به اتاق دنج خود می‌رود و مطالعه یا استراحت می‌کند.

21. he will never pass the exam however hard he studies
ترجمه هرچقدر هم که درس بخواند در امتحان قبول نخواهد شد.

مترادف studies

مطالعات (اسم)
studies

معنی عبارات مرتبط با studies به فارسی

(امریکا - آموزش ابتدایی) کلاس بررسی های اجتماعی (آمیزه ای از تاریخ و جغرافی و امور مدنی)

معنی کلمه studies به انگلیسی

studies
• acquisition of knowledge, course of learning
advanced studies
• high-level university studies, studies for master's or doctorate degrees
area studies
• disciplines that study different regions
center for palestinian research and studies
• place dedicated to studying palestinian related issues
center for strategic studies
• jaffa institute of the tel aviv university (israel)
course of studies
• complete series of studies, path of studies
enrolled for studies
• registered to study in an educational program
environmental studies
• study of ecology
external studies
• learning program that occurs outside the usual educational framework (i.e. night classes)
falling behind in one's studies
• failing in school, dropping behind in one's grades
fell behind in his studies
• failed in school, dropped behind in one's grades
finished his studies
• completed his schooling, completed his education, finished his classes
graduate studies
• studies for a master's degree or a doctorate
jewish studies
• study of judaism, study of the jewish religion
judaic studies
• studies of subjects concerning jews or judaism
oriental studies
• study of eastern civilizations (geography, language, and sociology of the eastern civilizations), asian studies
primary studies
• elementary studies, first level of schooling
progress in one's studies
• advancement in one's education, addition of knowledge
prosecute studies
• continue learning, continue studies
social studies
• social studies is a subject taught in some british schools and colleges. it includes sociology, politics, and economics.

studies را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمد ٠١:٢٣ - ١٣٩٦/٠٩/٢٠
تحصیلات
|

J ٢١:٠٦ - ١٣٩٧/٠٦/١٣
تحقیقات
|

علي اصغر محمودي ١٩:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/٠٨
مطالعات
|

Shima ٢١:٤٨ - ١٣٩٨/٠٣/١٢
مطالعه
|

amir ١٨:٠٩ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠
spending a lot of time studying
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی studiesکلمه : studies
املای فارسی : استادیز
اشتباه تایپی : سفعیهثس
عکس studies : در گوگل


آیا معنی studies مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )