انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 982 100 1

stupidly

تلفظ stupidly
تلفظ stupidly به آمریکایی تلفظ stupidly به انگلیسی

ازروی کودنی یاگیجی، از روی نادانی، بطور مزخرف یا بیمزه

واژه stupidly در جمله های نمونه

1. We had stupidly been looking at the wrong column of figures.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما احمقانه به ستون اشتباه فکر می‌کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما احمقانه به ستون اشتباه ارقام نگاه کرده بودیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. I stupidly made the mistake of giving them my phone number.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احمقانه اشتباه کردم که شماره موبایلم رو بهشون بدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من احمق اشتباه کردم که شماره تلفنم را به آنها بدهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Sorry, I stupidly forgot to bring my copy of the report - could I look at yours?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ببخشید، من احمقانه فراموش کردم که کپی خودم رو بیارم - میتونم به تو نگاه کنم؟ -
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با عرض پوزش، من احمقانه فراموش کرده ام کپی من از گزارش - آیا می توانم به شما نگاه کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I once stupidly asked him why he smiled so often.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک‌بار احمقانه از او پرسیدم چرا این قدر لبخند می‌زند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من یک بار احمقانه از او پرسیدم که چرا او اغلب لبخند زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Todd stared stupidly at the screen.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تاد به صفحه تلویزیون نگاه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاد بی سر و صدا روی صفحه نمایش خیره شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. See how stupidly they kow-tow to persons higher in the hierarchy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ببینید که آن‌ها به چه شکل احمقانه به افرادی که در سلسله‌مراتب بالاتر هستند، نگاه می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ببینید که چطور احمقانه آنها را به افرادی که در سلسله مراتب بالاتر میروند، حمل میکنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I stupidly agreed to organize the party.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من احمقانه موافقت کردم که مهمونی رو سازماندهی کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من احمقانه موافقت کردم که حزب را سازماندهی کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. I stupidly agreed to lend him the money.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من احمقانه موافقت کردم که بهش پول قرض بدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من احمقانه موافقت کردم که پولش را بدهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I stupidly let myself be persuaded to take part in a live debate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ابلهانه به خودم اجازه می‌دهم که در یک مناظره زنده شرکت کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من احمقانه اجازه دارم خودم را متقاعد کنم که در یک بحث زنده زندگی کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He seriously considered it in 1992 and very stupidly chose not to run.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او این مساله را در سال ۱۹۹۲ به طور جدی مورد توجه قرار داد و بسیار احمقانه تصمیم گرفت که فرار نکند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور جدی در سال 1992 آن را در نظر گرفت و بسیار احمقانه تصمیم گرفت که برای اجرا نباشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I found myself stupidly cursing under my breath.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خودم را در حالی یافتم که زیر لب فحش می‌دادم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من خودم را گمراه کردم زیر نفس من لعنت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She was being stupidly short-sighted in snapping at this man.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او داشت احمقانه به این مرد نگاه می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در این مرد خیره کننده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He stupidly took off on the outside of a wave when some one else had already established priority on the inside.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او احمقانه از بیرون موج برداشت، وقتی کسی اولویت اول را در داخل آن قرار داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او حماسی در خارج از یک موج در حالی که برخی از دیگر در حال حاضر اولویت در داخل ایجاد شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. And that stupidly provocative remark hadn't helped.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و این تذکر احمقانه به او کمکی نکرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و این سخنان احمقانه تحریک آمیز کمک نکرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه stupidly به انگلیسی

stupidly
• in a stupid manner

stupidly را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی stupidly

سعید ١٦:٣٣ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
از روی حماقت
|

پیشنهاد شما درباره معنی stupidly



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

احمد > تورک
فرنیا > فرنیا
Artan > quality
ساینا نوری > ساینا
ایما محسنی > Stand somebody
M. R > Semester
mohammad.t > together
محدثه فرومدی > mechanization

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی stupidly
کلمه : stupidly
املای فارسی : ستوپیدلی
اشتباه تایپی : سفعحهیمغ
عکس stupidly : در گوگل


آیا معنی stupidly مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )