برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1287 100 1

subduction


زیر کشی، فرو کشی، زیر خوابی

بررسی کلمه subduction

اسم ( noun )
• : تعریف: the process by which a lithospheric plate moves sideways and downward into the mantle beneath a neighboring plate.

واژه subduction در جمله های نمونه

1. Except where subduction zones lie adjacent to mountain belts on continental margins, plate boundaries do not coincide with continental coastlines.
[ترجمه ترگمان]به جز جایی که مناطق فرورانش در حاشیه‌های قاره قرار دارند، مرزه‌ای صفحه‌ها با خطوط ساحلی قاره همخوانی ندارند
[ترجمه گوگل]بجز در مواردی که مناطق فرورانش در کنار حاشیههای قاره مجاورند، مرزهای صفحه با خط ساحلی قاره همخوانی ندارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The extent of subduction of continental crust below the Himalayas is also in dispute.
[ترجمه ترگمان]گستره فرورانش برای قشر قاره‌ای زیر هیمالیا نیز مورد اختلاف است
[ترجمه گوگل]میزان فروپاشی پوسته قاره ای در زیر هیمالیا نیز مناقشه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Where two continents collide neither experiences significant subduction but some crustal thickening occurs and a mountain belt is formed.
[ترجمه ترگمان]در جایی که دو قاره با هم برخورد می‌کنند، هیچ نقطه فرورانش حادث نمی‌شود اما some crustal رخ می‌دهد و کمربندی از کوه شکل می‌گیرد
[ترجمه گوگل]جایی که دو قاره در اثر ناپایداری قابل توجهی نداشته باشند، ولی برخی ضخیم شدن پوسته رخ می دهد و یک کمربند کوه تشکیل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه subduction به انگلیسی

subduction
• withdrawal, taking away, reduction; process of one plate of the earth's crust being forced underneath another (plate tectonics)

subduction را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس
فرورانش
سجاد مصلحی
(زمین شناسی) فرو رانش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی subduction
کلمه : subduction
املای فارسی : سوبدوکتین
اشتباه تایپی : سعذیعزفهخد
عکس subduction : در گوگل

آیا معنی subduction مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )