برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1282 100 1

subscribe

/səbˈskraɪb/ /səbˈskraɪb/

معنی: تصدیق کردن، تصویب کردن، تقبل کردن، صحه گذاردن، ابونه شدن
معانی دیگر: (در پای سند و غیره) امضا کردن، دستینه نهادن، تایید یا توافق کردن، رضایت دادن، (به طور کلی) موافق بودن، خواستار بودن، هم رای بودن، (روزنامه و غیره) آبونه شدن، مشترک شدن، (امور خیریه) تعهد پرداخت کردن، پذیرا شدن، (کنسرت و غیره) بلیط سالیانه یا فصلی خریدن، مشتری دائم شدن، (سهام) پذیره نویسی کردن، متعهد شدن

بررسی کلمه subscribe

فعل ناگذر ( intransitive verb )
(1) تعریف: to pledge, pay, or contribute a sum of money for a specified purpose.
مشابه: contribute, donate, pledge

- She subscribed in order to use the full services of the website.
[ترجمه ترگمان] او برای استفاده از خدمات کامل وب سایت ثبت‌نام کرد
[ترجمه گوگل] او برای استفاده از خدمات کامل وب سایت مشترک شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to contract and pay in advance for a specified number of issues of a publication such as a magazine.

- I've subscribed to the same news magazine for several years.
[ترجمه ترگمان] چندین سال است که با همان یک مجله اخبار مشترک شده‌ام
[ترجمه گوگل] من برای چندین سال مجله ی خبری را امضا کرده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to attest or approve a document by signing it at the bottom.
مترادف: sign

- Her lawyer drafted the document, but her husband refused to subscribe.
[ترجمه ترگمان] وکیل او این سند را تهیه کرد، اما شوه ...

واژه subscribe در جمله های نمونه

1. to subscribe to an idea
عقیده‌ای را تایید کردن

2. i do not subscribe to that government's terrorist activities
من با اعمال تروریستی آن دولت موافق نیستم.

3. a code of morals to which all tribe members subscribe
یک دسته اصول اخلاقی که همه‌ی افراد قبیله به آن پای بندند

4. You can subscribe to the magazine for as little as $32 a year.
[ترجمه گلی افجه ] شما می توانید با مبلغ کمی ۳۲ دلار اشتراک سالانه مجله را بگیرید
|
[ترجمه ترگمان]شما می‌توانید به مدت ۳۲ دلار در سال در مجله مشترک شوید
[ترجمه گوگل]شما می توانید به مجله برای عنوان کمی به عنوان 32 $ در سال عضو شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I subscribe wholeheartedly to this theory.
[ترجمه ترگمان]من با تمام وجود به این نظریه ایمان دارم
[ترجمه گوگل]من به طور کامل از این نظریه مشترک هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف subscribe

تصدیق کردن (فعل)
concede , admit , recognize , acknowledge , affirm , authenticate , establish , aver , grant , testify , subscribe , certify , confirm , homologate , justify , rubber-stamp
تصویب کردن (فعل)
pass , approbate , allow , authorize , approve , okay , ratify , subscribe , homologate , okey
تقبل کردن (فعل)
assume , undertake , subscribe
صحه گذاردن (فعل)
subscribe , endorse
ابونه شدن (فعل)
subscribe

معنی subscribe در دیکشنری تخصصی

[حقوق] پذیره نویسی کردن سهام، ذیل سندی را امضاء کردن، صحت سندی تصدیق کردن، مشترک شدن، پذیرفتن

معنی کلمه subscribe به انگلیسی

subscribe
• purchase a subscription (to a magazine, concert hall, etc.); endorse, sign; donate, contribute; promise, pledge; support, approve
• (computers) sign up, inform a newsgroup program that a user wants to regularly read a certain newsgroup; inform a mailing list server that a user wants to read a certain group
• if you subscribe to an opinion or belief, you have this opinion or belief.
• if you subscribe to a magazine or a newspaper, you pay to receive copies of it regularly.
• if you subscribe money to a charity or a campaign, you send money to it regularly.
subscribe to a newspaper
• sign up to receive a newspaper, register to receive a newspaper

subscribe را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر بهادر
عضویت در یک سایت و درخواست فرستادن خبرنامه یا اعلان
مثلاً عضو خبرنامه شدن
یا عضو یوتیوب شدن
Mysm66
تقاضای اشتراک
تتتتت
اشتراک گذاری
میثم علیزاده
اشتراک گرفتن/ خریدن

* فقط فعل است
سرگل رضائی
قبول کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی subscribe
کلمه : subscribe
املای فارسی : سابسکرایب
اشتباه تایپی : سعذسزقهذث
عکس subscribe : در گوگل

آیا معنی subscribe مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )