انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 887 100 1

واژه substantiated در جمله های نمونه

1. They made accusations which could not be substantiated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها اتهاماتی ساختند که نمی توان آن‌ها را اثبات کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها اتهاماتي را مطرح کردند که قابل اثبات نبودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The results of the tests substantiated his claims.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتایج آزمایش‌ها اثبات شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتایج آزمایشات ادعاهایش را اثبات کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Earlier reports of gunshots have not been substantiated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گزارش‌های قبلی از شلیک گلوله به اثبات نرسیده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گزارش های قبلی از اسلحه ها ثابت نشده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Government claims on waiting lists were also substantiated, although allowance has to be made for reductions achieved clerically rather than clinically.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ادعاهای دولت در مورد لیست‌های انتظار نیز اثبات شده‌است، اگرچه باید به جای درمان بالینی مستمری تامین شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ادعاهای دولت در لیست انتظار نیز اثبات شده است، اگرچه باید برای مقادیری که به صورت روحانی به جای بالینی به دست می آید، مجاز باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The Dobson story had yet to be substantiated, and the family were still unavailable for comment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داستان دابسون هنوز اثبات نشده بود و خانواده هنوز برای اظهار نظر در دسترس نبودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]داستان Dobson تا به حال اثبات شده است، و خانواده هنوز برای نظر دادن هنوز در دسترس نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Recommended changes had to be substantiated by explicit statements of rationale, supported by the systematic review of relevant empirical data.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تغییرات پیشنهاد شده باید با اظهارات صریح منطق، پشتیبانی شده از مرور سیستماتیک داده‌های تجربی مربوطه، به اثبات برسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تغییرات توصیه شده باید با اظهارات صریح منطقی منطبق شود، که توسط بررسی سیستماتیک داده های تجربی مربوطه پشتیبانی می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. This is not substantiated by analysis of the high strictures according to the method of diagnosis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این امر با تجزیه و تحلیل of بالا با توجه به روش تشخیص اثبات نمی‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این است که با تجزیه و تحلیل ریسک بالا بر اساس روش تشخیص اثبات نشده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. His work is explained, defended, and substantiated in numerous journals and other publications dating from 1966 until the present day.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کار او توضیح داده شد، دفاع کرد و در مجلات متعدد و سایر نشریات از سال ۱۹۶۶ تا زمان حاضر به اثبات رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کار او توضیح داده شده، دفاع و اثبات شده در مجلات متعدد و نشریات دیگر از سال 1966 تا امروز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. It was not substantiated by any evidence and William Thompson was only fifteen years old in 169
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ مدرکی در دست نبود و ویلیام تامسون در سال ۱۶۹ بار به سن ۱۵ سالگی رسیده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این هیچ مدرکی اثبات نشد و ویلیام تامپسون در 169 سال تنها پانزده سال داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. By the time Copernicus's idea had been substantiated, the Aristotelian world view had been replaced by the Newtonian one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از آن زمان که ایده کوپرنیک به اثبات رسیده بود، دیدگاه ارسطویی جایگزین آن شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با گذشت زمان، ایده کوپرنیک اثبات شد، دیدگاه ارسطویی جهان به جای نیوتون جایگزین شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. This can be substantiated by reference to the facts on both.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این می‌تواند با اشاره به حقایق هر دو اثبات شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این را می توان با ارجاع به حقایق در هر دو مورد ثابت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. This is not substantiated by fact.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در واقع این مورد اثبات نمی‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این واقعیت اثبات نشده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The facts substantiated your statement.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حقایق در بیانیه شما اثبات شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]واقعیتها بیانیه شما را اثبات کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Our ideas must be substantiated into actions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ایده‌های ما باید در عمل به اثبات برسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ایده های ما باید در عمل اعمال شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه substantiated به انگلیسی

substantiated
• proven, supported by evidence or proof
substantiated claim
• reasonable claim, lawsuit which has clear evidence

substantiated را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی substantiated



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی substantiated مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )