برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1318 100 1

suck in


معنی: ربودن
معانی دیگر: 1- توکشیدن، توگرفتن، 2- (خودمانی) کلاه سر کسی گذاشتن، مغبون کردن

واژه suck in در جمله های نمونه

1. It's good for you to suck in fresh shore air.
[ترجمه ترگمان]برای تو خوبه که هوای تازه در ساحل رو داشته باشی
[ترجمه گوگل]این برای شما خوب است که در دریای تازه ساحل بخوابید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Good writers suck in what they see of the world, re-creating their own universe on the page.
[ترجمه ترگمان]نویسندگان خوب آنچه را که از جهان می‌بینند، می‌کشند و دنیای خود را بر روی صفحه ایجاد می‌کنند
[ترجمه گوگل]نویسندگان خوب در آنچه که آنها از جهان می بینند خوردن می کنند و مجددا جهان خود را بر روی صفحه ایجاد می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The huge whirlpool could suck in the boat.
[ترجمه ترگمان]این گرداب عظیم می‌تواند در قایق بخورد
[ترجمه گوگل]گرداب بزرگ می تواند در قایق خوردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We have to suck in our bellies for a period.
[ترجمه ترگمان] باید برای یه مدت توی شکم هامون ساک بزنیم
[ترجمه گوگل]ما باید مدتها در شکممان باشیم
[ترجمه شما] ...

مترادف suck in

ربودن (فعل)
abduct , hijack , snatch , rob , steal , grab , abstract , get , usurp , bag , ravish , hook , subduct , purloin , reave , shanghai , suck in

معنی کلمه suck in به انگلیسی

suck in
• comprehend, absorb; cheat, defraud

suck in را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سید محمود حسینی
در گیر شدن
گرفتار شدن مثلاً گرفتار مواد شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی suck in
کلمه : suck in
املای فارسی : ساک این
اشتباه تایپی : سعزن هد
عکس suck in : در گوگل

آیا معنی suck in مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )