برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1317 100 1

suddenly

/ˈsʌd.ən.li/ /ˈsʌdənli/

معنی: ناگهان، غفلتا، یک بارهای، اتفاقا، سرزده، بطور غافلگیر
معانی دیگر: ناگاه، بطور ناگهانی، غفلت، یک مرتبه

بررسی کلمه suddenly

قید ( adverb )
• : تعریف: abruptly or rapidly and often unexpectedly.
مترادف: abruptly
متضاد: gradually, slowly

- He suddenly developed a fever.
[ترجمه محمدامین] او(پسر)به صورت ناگهانی تب کرد.
|
[ترجمه ترگمان] ناگهان تب کرد
[ترجمه گوگل] او به طور ناگهانی تب را توسعه داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She braked suddenly.
[ترجمه آنیتا] او یکباره توقف کرد
|
[ترجمه مانیا] او ناگهان ایستاد|
[ترجمه ترگمان] ناگهان ترمز کرد
[ترجمه گوگل] ...

واژه suddenly در جمله های نمونه

1. suddenly a deer came into my line of sight
ناگهان آهویی از راستای دید من رد شد (از مد نظرم گذشت).

2. suddenly a hand touched his shoulder
ناگهان دستی به شانه‌اش خورد.

3. suddenly blood started flowing out of the wound
ناگهان از زخم خون راه افتاد.

4. suddenly hassan came in, as large as life!
ناگهان حسن وارد شد،خودش بود!

5. suddenly he became angry but quickly controlled the emotion
ناگهان خشمگین شد ولی به سرعت این احساس را مهار کرد.

6. suddenly he descried a boat
ناگهان قایقی را از دور دید.

7. suddenly he quitted the room
ناگهان اتاق را ترک کرد.

8. suddenly he started laughing
ناگهان شروع کرد به خنده.

9. suddenly he started singing
ناگهان شروع کرد به آواز خواندن.

10. suddenly he vanished!
ناگهان غیبش زد!

11. suddenly he went berserk and started throwing stones
ناگهان به سرش زد و شروع به سنگ‌پرانی کرد.

12. suddenly her face turned red
ناگهان چهره‌اش سرخ شد.

...

مترادف suddenly

ناگهان (قید)
abruptly , suddenly , unawares
غفلتا (قید)
abruptly , suddenly
یک بارهای (قید)
suddenly , at once
اتفاقا (قید)
suddenly , by the way , perhaps , perchance , hit-or-miss
سرزده (قید)
suddenly , intrusively
بطور غافلگیر (قید)
suddenly

معنی suddenly در دیکشنری تخصصی

suddenly
[فوتبال] ناگهانی

معنی کلمه suddenly به انگلیسی

suddenly
• unexpectedly; abruptly, rapidly

suddenly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

malihe
یکدفعه
shayan
ناگهان
miss
یهویی
Fallah
ناگهان
Fallah
ناگهان
Zohre😻
ناگهان. در یک لحظه.
کیمیا
یکباره
فاطمه
ناگهان
Zohre😻
quickly and unexpectedly
سمانه رستم پور
ناگهان بدون غفلت
Ggg
یهویی
میلاد علی پور
دریک چشم برهم زدن
farhad
اتفاقی
Negar
ناگهان
Majede
ناگهان،بطور ناگهانی،غفلت،یک مرتبه
Majede
ناگهان،بطور ناگهانی،غفلت،یک مرتبه
به تو چه
یک هو .یک باره . یه هو.ناگهان .یک مرتبه
Reyhaneh_hiii
Quickly and unexpectedly
😍😘e.y😘😍
ناگهان،به یکباره،در یک لحظه،یهویی😲😳😯
Quickly and unexpectedly.
Sara likey
quickly and unexpectedly
امیرمهدی محمدی پاکدهی

quickly and unexpectedly.
Ghazal
ناگهان ، یهویی ، اتفاقی که انتظارش را نداریم و ناگهانی اتفاق می افتد .
مانند جمله‌ی :
همه نشسته بودنند نا گهان فلانی آمد یا ناگهان باران آمد
بنده خدا
1 در گفتار و گفتگو رسمی و عامیانه = یهویی = 2 در اصطلاح موبایل و فضای مجازی = یهویی=
کیمیا
ناگهانی
💙🌠Shidi
ناگهان
☆Y☆
ناگهان
♡☆ عبدی☆♡
به معنی ناگهان است اما به ad that time هم شبیه است چون این کلمه هم به معنی ناگهان است☆♡☆♡
مهساسالمی
یکدفعه
م.ر.ط
ناگهان، در یک لحظه.
......................................................I suddenly see him
من ناگهان آن را دیدم.
یوسف صابری
نابیوسان
زامبي
at once

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی suddenly
کلمه : suddenly
املای فارسی : سوددنلی
اشتباه تایپی : سعییثدمغ
عکس suddenly : در گوگل

آیا معنی suddenly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )