برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1275 100 1

superposition

واژه superposition در جمله های نمونه

1. One must think in terms of superpositions of all the different possible locations of all the particles separately!
[ترجمه ترگمان]فرد باید به صورت جداگانه در مورد تمام موقعیت‌های احتمالی تمام ذرات به طور جداگانه فکر کند!
[ترجمه گوگل]باید از لحاظ سوپرپوزیشن های مختلف موقعیت های مختلف ذرات تمام ذرات به طور جداگانه فکر کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This kind of superposition of states is a general-and important-feature of quantum mechanics, referred to as quantum linear superposition.
[ترجمه ترگمان]این حالت برهم نهی حالات، یک ویژگی کلی و مهم مکانیک کوانتومی است که به برهم نهی خطی کوانتومی اشاره دارد
[ترجمه گوگل]این نوع ابرقویی از حالت ها یک ویژگی کلی و مهم از مکانیک کوانتومی است که به عنوان ابرقاره خطی کوانتومی نامیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Superposition is of the essence of waves, which can be added together to reinforce or cancel each other out.
[ترجمه ترگمان]Superposition از ماهیت امواج است، که می‌تواند به هم اضافه شوند تا یکدیگر را تقویت یا خنثی کنند
[ترجمه گوگل]Superposition از ماهیت امواج است که می تواند با هم برای تقویت و یا لغو یکدیگر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی superposition در دیکشنری تخصصی

superposition
[عمران و معماری] انطباق - تلفیق - جمع آثار - حاصل جمع آثار - رویهمگذاری - اجتماع آثار قوا - اجتماع اثر قوا - اجتماع اثر - به هم افزوده شدن - تطابق بر روی هم - بر نهش
[برق و الکترونیک] جمع آثار ، برهم نهش
[زمین شناسی] اصل روی هم قرار گرفتن طبقات
[ریاضیات] انطباق، استقراء، بر هم نهی، ترکیب، انطباق، استقرار، روی هم جمعی، بر همنهش
[پلیمر] انطباق، برهم نهش
[آب و خاک] برهمنهی، انطباق
[ریاضیات] ضریب های بر همنهی
[برق و الکترونیک] انتگرال جمع آثار
[شیمی] اصل بر هم نهی
[عمران و معماری] اصل تلفیق - اصل اجتماع قوا
[برق و الکترونیک] اصل جمع آثار
[پلیمر] اصل برهم نهش
[برق و الکترونیک] قضیه جمع آثار - نظریه جمع آثار جریانی که نقطه ای از شبکه خطی به هنگام اعمال همزمان تعداد زیادی ولتاژ به شکبه جاری می شود مجموعه ی مؤلفه های جریان در آن نقطه است که با اعمال ولتاژهای مستقل به طور جداگانه تولید می شوند. به طریق مشابه ، ولتاژ بین دو نقطه تحت چنین شرایطی ، مجموع ولتاژهایی است که با اعمال جداگانه ولتاژهای مستقل ، بین دو نقطه به وجود می آید.
[عمران و معماری] معادله اجتماع اثر
[عمران و معماری] حاصل جمع ترسیمی آثار
Law of superposition | superposition | superposition ...

معنی کلمه superposition به انگلیسی

superposition
• placing of one thing on or above another; placing of one figure over another so that they exactly coincide (geometry)

superposition را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد امینی
جمع توابع
اگر ورودی A پاسخ X را ایجاد کند و ورودی B پاسخ Y را ایجاد کند، آنگاه ورودی (A B) پاسخ (X Y) را ایجاد خواهد کرد.
محمد امینی
برهم نهی
حسام مهدوی
(عمران )اصل رویهم گذاری یا اجتماع آثار قوا
علی
برهم نهی
جمع آثار
vanila
(در متون عام) به معنای انطباق است
علی افراسیابی
( در فیزیک ) برهم نهی
حاجی
برهم نهی،انطباق،جمع آثار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی superposition مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )