انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 894 100 1

بررسی کلمه supervene

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: supervenes, supervening, supervened
مشتقات: supervenient (adj.), supervenience (n.), supervention (n.)
(1) تعریف: to take place later in the course of something as a change, interruption, or unexpected addition.

- Eventually the creative impulse supervened in his painting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سرانجام جهش خلاقیت در نقاشی اش پدیدار شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] در نهایت انگیزه خلاقانه در نقاشی او به وجود آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to happen afterward.

واژه supervene در جمله های نمونه

1. She was working well until illness supervened.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او تا بیماری supervened خوب کار می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تا زمانی که بیماری سرایت نکرده بود کار خوبی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. It may supervene with infection.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ممکنه به خاطر عفونت باشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ممکن است با عفونت همراه باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Her future was full of promise until illness supervened.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آینده او تا بیماری سل پر بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آینده او تا زمانی که بیمار مبتلا به سرطان شد، قول داده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. New battles were supervened between them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جنگ‌های جدیدی بین آن‌ها اتفاق افتاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جنگ های جدید میان آنها برانگیخته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Another star supervened her recently.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ستاره دیگری پدیدار شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ستاره دیگری به تازگی او را تحت تأثیر قرار داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Storm supervened after the earthquake.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از زلزله، طوفان پدیدار شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طوفان پس از زلزله تحت فشار قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. When renal failure supervenes with sodium and water retention contributing significantly to hypertension, then a diuretic may be particularly useful.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که نارسایی کلیه با حفظ سدیم و آب به میزان قابل‌توجهی به فشار خون کمک می‌کند، یک diuretic می‌تواند به طور خاص مفید باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که نارسایی کلیوی با احتباس سدیم و آب همراه با افزایش فشار خون بالا می شود، ممکن است دیورتیک مفید باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. After a chill, fever supervened.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از یک سرماخوردگی، تب پیشامد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از سرد شدن، تب بالا رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Conclusion Mycoplasma pneumonia can supervene with atelectasis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتیجه‌گیری ذات‌الریه Mycoplasma را می توان با atelectasis مقایسه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتیجه گیری پنومونی مايکوپلاسما می تواند با آتلکتازي همراه باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The products of the mind supervene the mechanisms of the brain. The humanities can be informed by the cognitive sciences even as they supervene them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محصولات مغز مکانیزم مغز را از بین می‌برند علوم انسانی را می توان از طریق علوم شناختی حتی هنگامی که آن‌ها را کنترل می‌کنند، مطلع کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محصولات مغز مکانیسم های مغز را تحت تأثیر قرار می دهد علوم انسانی را می توان با دانستن علوم شناختی حتی از آنجا که آنها را تحت تأثیر قرار می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. About half of the patients supervene telangiectasis, and also associated with cerebral infarction and brain abscess.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حدود نیمی از بیماران مبتلا به infarction telangiectasis و also مغزی و آبسه مغز هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حدود نیمی از بیماران در معرض تلانژکتازی، و همچنین با انفارکتوس مغزی و آبسه مغز مرتبط هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. When market forces cultivate such tastes, then forces of another kind must supervene.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمانی که نیروهای بازار چنین سلیقه‌ای را پرورش می‌دهند، آنگاه نیروهای یک نوع دیگر باید supervene شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زمانی که نیروهای بازار چنین سلیقه هایی را تولید می کنند، نیروهای دیگری از نوع دیگر باید سرپرستی کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Results After treatment with antithyroxinogenesis, there was no severe complication in all patients. Conclusion Hyperthyroidism supervene cerebral infarction may be one i. . .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتایج پس از درمان با antithyroxinogenesis، هیچ مشکل جدی در همه بیماران مشاهده نشد نتیجه‌گیری hyperthyroidism مغزی infarction ممکن است یکی از آن‌ها باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتایج پس از درمان با آنتی تیروکسینوژنز، در همه بیماران عارضه شدید وجود نداشت نتیجه گیری هیپرتیروئیدیسم ناشی از انفارکتوس مغزی ممکن است یک مورد باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Early diagnosis may be important because secondary local and systemic infection may supervene and, without timely and appropriate intervention, the disease often leads to sepsis and death.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تشخیص زودهنگام ممکن است مهم باشد زیرا عفونت سیستمیک و محلی ممکن است شیوع یابد و بدون مداخله بموقع و مناسب، این بیماری اغلب منجر به مرگ و میر و مرگ می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تشخیص زودهنگام ممکن است مهم باشد، زیرا عفونت موضعی و سیستمیک ثانویه ممکن است بروز کند و بدون مداخله به موقع و مناسب، بیماری اغلب منجر به سپسیس و مرگ می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف supervene

اتفاقا امدن (فعل)
supervene
تصادفی روی دادن (فعل)
supervene

معنی کلمه supervene به انگلیسی

supervene
• occur as something additional; occur after, follow, ensue

supervene را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی supervene

فرهاد سليمان‌نژاد ٠٠:٥١ - ١٣٩٧/٠٨/١٤
ايجاد اختلال كردن، مختل كردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی supervene



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی supervene
کلمه : supervene
املای فارسی : سوپرون
اشتباه تایپی : سعحثقرثدث
عکس supervene : در گوگل


آیا معنی supervene مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )