انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 893 100 1

بررسی کلمه surrounding

اسم ( noun )
(1) تعریف: the process of encircling.

(2) تعریف: (pl.) the environment of anything, including all that affects it.
صفت ( adjective )
(1) تعریف: enclosing; encircling.

- the surrounding walls
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دیواره‌ای اطراف
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دیوارهای اطراف
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: being any part of an environment.

- the surrounding villages
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] روستاهای اطراف،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] روستاهای اطراف
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه surrounding در جمله های نمونه

1. an austere surrounding
ترجمه محیط ساده و عاری از تجمل

2. the circumstances surrounding kennedy's assassination
ترجمه جزئیات قتل کندی

3. kashan and its surrounding villages
ترجمه کاشان و دهات گرداگرد آن

4. this building harmonizes perfectly with the surrounding scenery
ترجمه این ساختمان به خوبی با مناظر اطراف آن جور در می‌آید (متناسب است).

5. the rebels melted away in the hills surrounding the city
ترجمه شورشیان کم کم در تپه‌های اطراف شهر ناپدید شدند.

6. a big city is the parasite of its surrounding farms
ترجمه یک شهر بزرگ انگل روستاهای اطراف خویش است.

7. some plants could not propagate themselves in the new surrounding
ترجمه برخی گیاهان نتوانستند خود را در محیط جدید تکثیر کنند.

8. Detectives are still trying to unravel the mystery surrounding his death.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاراگاهان هنوز دارن تلاش میکنن تا رمز مرگ اون رو حل کنن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارآگاهان همچنان سعی در رد کردن رمز و راز در اطراف مرگ خود دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. There's great mystique attached to/surrounding the life of a movie star.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در رابطه با زندگی یک ستاره فیلم، یک جنبه عرفانی وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عرفان عظیمی در ارتباط با زندگی یک ستاره فیلم وابسته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. What were the circumstances of/surrounding her death?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چه چیزی باعث شده بود که مرگ او را محاصره کنند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اوضاع و احوال مرگ او چیست؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The building doesn't fit in with the surrounding area.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ساختمان با محیط اطراف متناسب نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ساختمان در منطقه اطراف جا نمی گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Many people come from the outlying/surrounding villages to work in the town.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از مردم از روستاهای دور افتاده برای کار در شهر می‌آیند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از مردم از روستاهای دورافتاده / اطراف برای کار در شهر می آیند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Troops sealed off the surrounding area .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نیروهای نظامی منطقه اطراف را محاصره کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سربازان اطراف منطقه را محاصره کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The surrounding land is low and marshy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمین‌های اطراف باتلاقی و باتلاقی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زمین های اطراف آن کم و سنگین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Fire crews from all the surrounding districts helped to fight the fires in the city.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خدمه آتش‌نشانی از تمام مناطق اطراف به مقابله با آتش‌سوزی در شهر کمک کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خدمه های آتش نشانی از مناطق اطراف آن به مبارزه با آتش سوزی در شهر کمک کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. People dump their refuse in the surrounding woods instead of taking it to the tip.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردم به جای آن که آن را به نوک بزنند، رد می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم به جاي گرفتن آن به نوک، خود را در جنگل های اطراف خود رها می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The village is charming and the surrounding scenery superb.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دهکده زیبا و زیبا و زیبا است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روستای جذاب و مناظر اطراف آن عالی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. There was a big controversy surrounding/over the use of drugs in athletics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بحث بزرگی پیرامون مورد استفاده از مواد مخدر در ورزش‌کاران وجود داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مناقشهای زیادی در مورد استفاده از داروها در زمینه ورزش و تفریح ​​وجود داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف surrounding

محیط (صفت)
comprehensive , circumambient , surrounding , encompassing

معنی surrounding در دیکشنری تخصصی

surrounding
[عمران و معماری] اطراف - محیط
[ریاضیات] دو طرف آن، محیط، فراگیرنده، کناری
[سینما] قاب کاملاً احاطه کننده
[ریاضیات] شرایط کار، محیط کار

معنی کلمه surrounding به انگلیسی

surrounding
• encircling, inclosing
• you use surrounding to describe the area which is all around a particular place.
• you can refer to the place where you live or where you are as your surroundings.
• see also surround.

surrounding را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی surrounding



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی surrounding
کلمه : surrounding
املای فارسی : سورروندینگ
اشتباه تایپی : سعققخعدیهدل
عکس surrounding : در گوگل


آیا معنی surrounding مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )