انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 924 100 1

بررسی کلمه surveillance

اسم ( noun )
• : تعریف: a close watch or observation, esp. of a person or group of people under suspicion.
مترادف: scrutiny

- The suspected gangster had been under police surveillance for months before his arrest.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] The مظنون چند ماه قبل از دستگیریش تحت مراقبت پلیس بوده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ماموران مظنون به مدت چند ماه قبل از دستگیری تحت نظارت پلیس بوده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه surveillance در جمله های نمونه

1. Judge Keenan concluded that the surveillance had been lawful.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قاضی Keenan به این نتیجه رسید که the مجاز بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قاضی کینان نتیجه گرفت که نظارت قانونی بوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The police have kept the nightclub under surveillance because of suspected illegal drug activity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پلیس به دلیل فعالیت غیرقانونی مواد مخدر، این کلوب شبانه را تحت نظارت قرار داده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس کلاب شبانه را تحت نظارت قرار داده است زیرا فعالیت های غیر قانونی مواد مخدر مشکوک شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The suspects are under police surveillance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مظنونین تحت نظارت پلیس قرار دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مظنونان تحت نظارت پلیس قرار دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He was arrested after being kept under constant surveillance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او پس از اینکه تحت نظارت‌های مداوم قرار گرفت دستگیر شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پس از نگهداری تحت نظارت مستمر دستگیر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. They were under constant close surveillance day and night.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اونا هر روز و شب تحت نظر داشتن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها روز و شب در حال نظارت دقیق بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The country's borders are kept under constant surveillance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مرزه‌ای این کشور تحت نظارت دایم نگهداری می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مرزهای کشور تحت نظارت مستمر نگهداری می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Just another surveillance job, old chap. Piece of cake to somebody like you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فقط یه کار نظارتی دیگه، پیرمرد یه تیکه کیک به یکی مثل تو
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک کار نظارتی دیگر، رئیس قدیمی قطعه کیک به کسی مثل شما
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. More banks are now installing surveillance cameras.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بانک‌های بیشتری در حال نصب دوربین‌های نظارتی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بانک های بیشتر در حال نصب دوربین های نظارت هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The police are keeping the suspects under round-the-clock surveillance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پلیس این مظنونین را تحت نظارت ساعت شبانه‌روزی نگه می‌دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس مظنونان را تحت نظارت روزمره نگه می دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The company is planning to place surveillance equipment at both ends of the tunnel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شرکت قصد دارد تا تجهیزات نظارتی را در هر دو طرف تونل پیاده کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شرکت در حال برنامه ریزی برای نصب تجهیزات نظارت در هر دو انتهای تونل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Diane was placed under psychiatric surveillance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دایان \"تحت نظارت روانی قرار گرفته بود\"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دایان تحت نظارت روانپزشکی قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The army carried out covert surveillance of the building for several months.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ارتش برای چند ماه تحت نظارت پنهانی ساختمان شرکت کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارتش چندین ماه مراقبت پنهانی ساختمان را انجام داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The police are keeping the suspects under constant surveillance .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پلیس این مظنونین را تحت مراقبت دائمی قرار داده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس مظنونین را تحت نظارت مستمر نگه می دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The police have been keeping her under surveillance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پلیس اونو تحت نظر گرفته
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس نظارت کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف surveillance

مراقبت (اسم)
attention , care , contemplation , tendance , vigilance , meditation , surveillance , watch , guarding , watchfulness , observation , concentration , look-out
نظارت (اسم)
supervision , superintendency , surveillance , bailiwick , stewardship , superintendence , helm , presidency , proctorship
مبصری (اسم)
surveillance

معنی surveillance در دیکشنری تخصصی

surveillance
[برق و الکترونیک] مراقب مشاهده منظم سطح یا حجمی در هوا ، سطح یا زیر سطح با ابزارهای دیداری ، الکترونیکی ، فتوگرافیکی یا ابزارهای دیگر برای جمع آوری اطلاعات .
[زمین شناسی] نظارت
[بهداشت] مراقبت
[ریاضیات] ارزیابی فنی
[آمار] نظارت
[برق و الکترونیک] شنود آکوستیکی کاربرد ابزارهای بر گیری ، تقویت ، ویا ارسال صوت به منظور کسب اطلاعات از منابع صوتی دشمن .
[برق و الکترونیک] مراقبت غیر فعال در الکترونیک نظامی ، مراقبت با استفاده روشهای فقط - دریافت برای تعیین مکان ، جهت ، فاصله ، شناسه و پارامترهای ارسال ( بسامد ، پهنای باند ، مدوله سازی سیگنال ) هدفها . روشی که مانع از حمله موشکهای زیر دریایی روشی است که مانع از هدایت اژدرهای آکوستیکی به سوی تراگردان سونار می شود . همچنین می توان از این روش برای نظارت بر همه منابع تابش فعال یا انرژی آکوستیکی ، به منظور اطمینان از عدم فاش شدن حضور آنها برای تجهیزات مراقبت دشمن ، استفاده کرد.

معنی کلمه surveillance به انگلیسی

surveillance
• careful observation of a person or group, supervision
• surveillance is the careful watching of someone, especially by the police or army; a formal word.
aerial electronic surveillance
• electronic observation from the air
be under surveillance
• be under observation, be watched, be under scrutiny
close surveillance
• strict supervision, close inspection
conducted surveillance
• followed and watched, trailed, tracked
electronic surveillance
• supervision of events and conversations from a distance by means of electronic equipment
placed under surveillance
• put in a condition of surveillance, placed under observation (usually because of suspicious or illegal activity)
police surveillance
• police observation over a person or activity in an attempt to catch the guilty party in action
strict surveillance
• meticulous security, tight supervision
under surveillance
• is being followed, is under supervision

surveillance را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی surveillance

منا جهانبخشی ٢١:٠٩ - ١٣٩٧/٠٢/١٨
جاسوسی
|

فواد بهشتی ٠٠:٠٨ - ١٣٩٧/٠٦/٠٣
کنترل
|

Yazdan ٠٩:٤٥ - ١٣٩٧/٠٧/١٣
پی گیری
|

Negar ١٨:٣١ - ١٣٩٧/٠٨/٢٢
توجه و پاييدن و تحت نظر داشتن چيزي
|

حسن امامی ٢١:٥٨ - ١٣٩٧/٠٩/٠٢
زیر نظر گرفتن چیزی یا کسی توسط پلیس (خصوصا وقتی انتظار میره جرمی اتفاق بیافته)
|

Fatimah ١٩:٥٠ - ١٣٩٨/٠٣/٣٠
تجسسي
|

پیشنهاد شما درباره معنی surveillance



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فرهاد سليمان‌نژاد > unfalsifable
زهرايعقوبيان > Stay away
رویا لطفی > Exposure therapy
ب. الف. بزرگمهر > ابلاغ
Reza > طهارت گرفتن
مهدی > take down
مظاهر هستم از لرستان > قزات
مهسا > مهسا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی surveillance
کلمه : surveillance
املای فارسی : سورویللنک
اشتباه تایپی : سعقرثهممشدزث
عکس surveillance : در گوگل


آیا معنی surveillance مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )