برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1351 100 1

sustainable

/səˈsteɪnəbl̩/ /səˈsteɪnəbl̩/

معنی: قابل تحمل، تاب اوردنی

بررسی کلمه sustainable

صفت ( adjective )
مشتقات: sustainability (adj.)
(1) تعریف: capable of being sustained.

- He claims that without developing new fuels, our current way of life is not sustainable.
[ترجمه علیرضا شبان] او مدعی است که بدون توسعه سوخت های جدید، شیوه زندگی فعلی ما پایدار نیست.
|
[ترجمه ترگمان] او ادعا می‌کند که بدون توسعه سوخت‌های جدید، روش کنونی زندگی ما پایدار نیست
[ترجمه گوگل] او ادعا می کند که بدون توسعه سوخت های جدید، شیوه زندگی فعلی ما پایدار نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of or related to a method of managing or using a resource so that the resource is not depleted or permanently damaged.

- Sustainable development takes long-term human and environmental well-being into account.
[ترجمه بنی] توسعه پايدار سلامت انسان و محيط زيست در درازمدت را در نظر مي گيرد.|
...

واژه sustainable در جمله های نمونه

1. The government should do more to promote sustainable agriculture.
[ترجمه ترگمان]دولت باید کاره‌ای بیشتری برای ترویج کشاورزی پایدار انجام دهد
[ترجمه گوگل]دولت باید بیشتر برای ترویج کشاورزی پایدار تلاش کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Unfortunately, this level of output is not sustainable.
[ترجمه ترگمان]متاسفانه، این سطح خروجی پایدار نیست
[ترجمه گوگل]متاسفانه این سطح خروجی پایدار نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The creation of an efficient and sustainable transport system is critical to the long-term future of London.
[ترجمه ترگمان]ایجاد یک سیستم حمل و نقل موثر و کارآمد برای آینده بلند مدت لندن حیاتی است
[ترجمه گوگل]ایجاد یک سیستم حمل و نقل کارآمد و پایدار برای آینده بلند مدت لندن بسیار مهم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Sustainable development implies a long-term perspective.
[ترجمه ترگمان]توسعه پایدار به معنای یک چشم‌انداز بلند مدت است
[ترجمه گوگل]توسعه پایدار مستلزم چشم انداز دراز مدت است ...

مترادف sustainable

قابل تحمل (صفت)
tolerable , supportable , sustainable
تاب اوردنی (صفت)
supportable , sustainable

معنی کلمه sustainable به انگلیسی

sustainable
• capable of being sustained, maintainable
• if a plan, method, or system is sustainable, it can be continued at the same level of activity or pace without harming its efficiency and the people affected by it.
• you use sustainable to describe the use of natural resources when this use is kept at a steady level and is not likely to damage the environment.
sustainable agriculture
• farming methods that serve to preserve the soil quality for future agricultural use (e.g. through non-use of chemical preparations, crop rotation, etc.)
sustainable development
• method of planning city growth and economic development in order to avoid depletion of natural resources
not sustainable
• cannot be continued, cannot be sustained, can not be kept going

sustainable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سمیرا
پايدار
M.hasan
پایدار
اخسثهد
تجدید شدنی
سعید نظری
پایدار ولی بی ضرر برای محیط زیست
محمدرضا خسروی
(ساختمان و...) بهینه در مصرف انرژی
س.رضایی
پایدار
netpal
با ثبات
امیرمیرثابتی
۱-مبنی بر حفظ محیط زیست - پایشی
۲-پایدار - قابل تداوم
بهروز
پایدار
غزال
وقتی از محصولات طبیعی یا انرژی طوری استفاده شود که به محیط زیست آسیبی وارد نشود، که در لغت‌شناسی معماری و محیط و زیست و ...، �پایا� یا �پایدار� ترجمه شده است.
غزال
زیست‌پایشی می‌تواند معادل خوبی برای این کلمه باشد.
سارا
بهینه وقابل بازیافت
Saeed
پایدار
فاطمه
تجدید پذیر،قابل تجدید
a.r
adj. capable of being continued with minimal long-term effect on the environment
امیر پیربداقی
ناگذار
امیر پیربداقی
ناگذار
حسن امامی
ادامه دار
سیامک
قابل تداوم
Gعلببدا
سریع تد
سید محمد سید عبودی
پایدار و پایا با توجه به کانتکست
زهرا حسینی
sustainable world جهانی با ثبات
میثم علیزاده
1. متداوم
2. زیست پایشی( قابل استفاده یا تولید مجدد بدون آسیب رساندن به طبیعت)
Nima
Sustainable development goals include dangerous hide contents for the nations
اهداف توسعه پایدار حاوی مطالب مخفی خطرناکی برای ملت هاست.
محمد رومزی
با دوام
عباس نعمتی فر
زیست‌پایشی، مبنی بر حفظ محیط‌زیست
sustainable forest management
an environmentally sustainable society
The government should do more to promote sustainable agriculture.
the sustainable use of rainforest resources
عباس نعمتی فر
پایدار، باثبات، ادامه‌دار
Unfortunately, this level of output is not sustainable.
The party is promising low inflation and sustainable economic growth.
افشین
مستمر
احسان
پايدار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sustainable
کلمه : sustainable
املای فارسی : سوستینبل
اشتباه تایپی : سعسفشهدشذمث
عکس sustainable : در گوگل

آیا معنی sustainable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )