انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری، مترجم یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 394 100 1

swag

تلفظ swag
تلفظ swag به آمریکایی/swæɡ/   تلفظ swag به انگلیسی/swæɡ/

معنی: کوله پشتی، گودال، تاب دادن، بنوسان دراوردن، تاب خوردن، تلوتلو خوردن
معانی دیگر: (عامیانه) مقدار زیاد، یک عالمه، پس و پیش رفتن، لقیدن، لقاندن، یک وری شدن، آویخته شدن، آویزان شدن، تکان، یک وری شدگی، هر گونه آذین آویخته، با تزیینات آویزان زینت کردن، (خودمانی) مال دزدی، پول سرقت شده، غارت، یغما، (استرالیا) بقچه ی لباس (مال کارگران دوره گرد)، تاب خوردن تلوتلو خوردن، استخر

مترادف swag

کوله پشتی (اسم)
pack , backpack , knapsack , swag , pack sack
گودال (اسم)
hole , swag , grave , trench , pit , cavern , puddle , cavity , sinkhole , fossa , fosse , fovea , vesicle , sinus , graben
تاب دادن (فعل)
swing , swag , twist
بنوسان دراوردن (فعل)
swag
تاب خوردن، تلوتلو خوردن (فعل)
swag

معنی کلمه swag به انگلیسی

swag
• decorative curtain or other hanging draped in a curve from two points; loot, stolen goods (slang); swagman's pack or bundle containing personal belongings (australian)
• walk unsteadily, sway; droop, sag; travel around carrying one's personal belongings in a pack or swag (australian)

پیشنهاد شما درباره معنی swag



نام نویسی   |   ورود
فروشگاه کمپونرم افزاری مریم

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی swag
کلمه : swag
املای فارسی : سوگ
اشتباه تایپی : سصشل
عکس swag : در گوگل


آیا معنی swag مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 94% )