برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1292 100 1

swath

/ˈswɑːθ/ /swɔːθ/

معنی: نوار، راه باریک، اثر ماشین چمن زنی، ردیف باریک
معانی دیگر: زمین باریک، (زمین) قطعه، قواره، نواره (swathe هم می گویند)، (بخشی از زمین زیرکشت که بایک حرکت یا چرخش داس یا چمن زن درو می شود) باریکه، (نادر) ضربه ی داس، برش داس، swathe ردپا، پیچیدن، قنداق کردن

بررسی کلمه swath

اسم ( noun )
عبارات: cut a wide swath
(1) تعریف: the width or path cut by one pass of a scythe, mower, or the like.

(2) تعریف: grass, grain, or the like cut and deposited along a line.

(3) تعریف: a long swathlike strip or belt of anything.

- From the air, we could see the swath of destruction left behind by the tornado.
[ترجمه ترگمان] از هوا، ما می‌توانیم طیف وسیعی از ویرانی که در پس گردباد باقی مانده را ببینیم
[ترجمه گوگل] از هوا می توانستیم نردبان ویرانگر را ببینیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه swath در جمله های نمونه

1. cut a wide swath
با سرو صدا و زرق و برق زیاد نمایش دادن،جلب نظر کردن،موجب خرابی یا دگرگونی زیاد شدن،تاثیر گسترده داشتن

2. our army took another swath of the enemy's territory
ارتش ما یک نواره دیگر از سرزمین دشمن را گرفت.

3. She wears a dark hat, its swath of auburn feather trailing down her back.
[ترجمه ترگمان]کلاه تیره‌اش را بر تن دارد، به جای آن پر از پره‌ای طلایی است که به پشت کشیده می‌شود
[ترجمه گوگل]او یک کلاه تاریک می پوشد، سینه ای از پرده ای از طوسی که در پشت او قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The median strip on Park was a swath of yellow tulips.
[ترجمه ترگمان]معبر میانه در پارک پوششی از لاله زرد بود
[ترجمه گوگل]نوار Median در پارک یک شمع از لاله های زرد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The Milky Way cast a bright swath across the heavens.
[ترجمه ترگمان]کهکشان راه شیری رنگی در آسمان دیده می‌شود
[ترجمه گوگل]راه شیری راه صاف در سراسر آسمان را پرتاب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف swath

نوار (اسم)
screed , fillet , filet , ribbon , band , strip , tape , braid , swath , riband , swathe , lace , ligature , fascia , rand , ribband , welt
راه باریک (اسم)
lane , swath , swathe , dog-trot , slype
اثر ماشین چمن زنی (اسم)
swath , swathe
ردیف باریک (اسم)
swath , swathe

معنی عبارات مرتبط با swath به فارسی

با سرو صدا و زرق و برق زیاد نمایش دادن، جلب نظر کردن، موجب خرابی یا دگرگونی زیاد شدن، تاثیر گسترده داشتن

معنی کلمه swath به انگلیسی

swath
• path made by a scythe or mower; strip of cut grain or grass left by a scythe or mowing machine; long and narrow strip

swath را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی swath
کلمه : swath
املای فارسی : سوته
اشتباه تایپی : سصشفا
عکس swath : در گوگل

آیا معنی swath مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )