برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1360 100 1

swear

/ˈswer/ /sweə/

معنی: عهد، ناسزا، سوگند، عهد کردن، ناسزا گفتن، فحش دادن، سوگند خوردن، قسم دادن
معانی دیگر: قسم خوردن، قول شرف دادن، با اطمینان گفتن، (سرچیزهای جزئی) به انجیل یا مقدسات قسم خوردن، کفر گفتن، سوگند دادن، مراسم تحلیف را اجرا کردن، (در دادگاه - با ادای سوگند) شهادت دادن

بررسی کلمه swear

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: swears, swearing, swore, sworn
(1) تعریف: to vow, declare, or affirm in the name of a deity or in the presence of a sacred object.
مترادف: asseverate
مشابه: affirm, aver, avouch, avow, declare, depose, pledge, profess, promise, vow

- With her hand on the Bible, the witness swore that her testimony would be the truth.
[ترجمه ترگمان] با دست روی انجیل، شاهد سوگند خورد که شهادت او حقیقت خواهد بود
[ترجمه گوگل] با دستانش در کتاب مقدس، شاهد سوگند یاد کرد که شهادت او حقیقت باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The President swore to uphold the Constitution.
[ترجمه ترگمان] رئیس‌جمهور سوگند خورد که از قانون اساسی حمایت کند
[ترجمه گوگل] رئیس جمهور قول داد تا قانون اساسی را حفظ کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to vow, declare, or affirm in an earnest and solemn manner.
مترادف: affirm, pledge, promise, vow

- He swore that he would never lie to her again.
[ترجمه ترگمان] سوگند خورد که دیگر هرگز به او دروغ نخواهد گفت
[ترجمه گوگل ...

واژه swear در جمله های نمونه

1. swear by (something)
1- (به چیزی) قسم خوردن،سوگند یاد کردن

2. swear for
تضمین کردن،اطمینان دادن،ضمانت کردن

3. swear in
مراسم تحلیف را بجا آوردن،سوگند دادن (به ویژه شاهد دادگاه یا فارغ التحصیل یا کارمند جدید و غیره)

4. swear off
ترک چیزی را با خود عهد کردن

5. swear out
(حقوق) با اقامه‌ی ادعا و ادای سوگند حکم جلب کسی را گرفتن

6. to swear by the koran
به قرآن قسم خوردن

7. to swear on one's honor
به شرافت خود قسم خوردن

8. to swear witnesses
شاهدان را قسم دادن

9. he decided to swear off gambling
تصمیم گرفت با خود عهد کند که دیگر قمار بازی نکند.

10. it is wrong to swear and shout
ناسزا گفتن و فریاد زدن اشتباه است.

11. i think he took the money but i couldn't swear to it
فکر می‌کنم او پول را برداشت ولی صددرصد مطمئن نیستم.

12. I swear by Almighty God that the evidence I shall give . . .
[ترجمه ترگمان]به خدای بزرگ قسم می‌خورم که … مدارکی که بهشون میدم
[ترجمه گوگل]خداوند متعال ب ...

مترادف swear

عهد (اسم)
swear , agreement , covenant , treaty , pact , promise , word , oath , vow , age , era , time , epoch
ناسزا (اسم)
swearword , swear , blasphemy , profanity , malison
سوگند (اسم)
swear , oath , vow , davy , dick
عهد کردن (فعل)
swear , promise , oath , vow , engage , guarantee , pledge , give one's word
ناسزا گفتن (فعل)
curse , swear , revile , vituperate
فحش دادن (فعل)
abuse , insult , curse , cuss , swear
سوگند خوردن (فعل)
swear , adjure , oath , vow
قسم دادن (فعل)
swear , adjure

معنی عبارات مرتبط با swear به فارسی

1- (به چیزی) قسم خوردن، سوگند یاد کردن، 2- (به چیزی) اعتقاد داشتن، اطمینان داشتن
تضمین کردن، اطمینان دادن، ضمانت کردن
مراسم تحلیف را بجا آوردن، سوگند دادن (به ویژه شاهد دادگاه یا فارغ التحصیل یا کارمند جدید و غیره)، باسوگند بشغلی وارد کردن، با مراسم تحلیف بکاری گماشتن
ترک چیزی را با خود عهد کردن
قسم به خدا
(حقوق) با اقامه ی ادعا و ادای سوگند حکم جلب کسی را گرفتن، با قسم از گیر چیزی خلاص شدن

معنی swear در دیکشنری تخصصی

swear
[حقوق] قسم خوردن، سوگند یاد کردن

معنی کلمه swear به انگلیسی

swear
• pledge, vow; curse, obscene language
• pledge, vow, solemnly promise; curse, use obscene language; testify under oath (law); bind by an oath
• if someone swears, they use rude or blasphemous language, often because they are angry.
• if you swear to do something, you solemnly promise that you will do it.
• if you swear that something is true or if you swear to it, you say very firmly that it is true.
• see also swore, sworn.
• if you swear by a particular thing, you believe that it is especially effective or reliable, often because you have used it a lot yourself; an informal expression.
• when someone is sworn in, they solemnly promise to fulfil the duties of a new job or appointment.
swear a witness
• cause someone who is testifying to swear in
swear allegiance
• swear an oath of trust and confidence
swear an oath
• take a vow, swear a testament
swear at
• curse at -, say an obscenity at -
swear black and white
• pledge two opposites, make contradictory oaths
swear by
• take an oath on -; give full trust to -
swear in
• commit to an oath, be introduced to a task
swear on the book
• take an oath on the bible
swear word
• curse, obscene word
• a swear-word is a word which is considered rude or blasphemous.
i swear
• i take an oath, i promise you that i'm just

swear را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Zahra
Rude language that may upset people
💙🌠Shidi
به معنی سوگند یاد کردن و قسم خوردن
عبدالخلیل قوطوری
sweə- Swear-En- سووَ- swer سووِر= عهد، ناسزا، سوگند، عهد کردن، ناسزا گفتن، فحش دادن، سوگند خوردن، قسم دادن
معانی دیگر: قسم خوردن، قول شرف دادن، با اطمینان گفتن، (سرچیزهای جزئی) به انجیل یا مقدسات قسم خوردن، کفر گفتن، سوگند دادن، مراسم تحلیف را اجرا کردن، (در دادگاه - با ادای سوگند) شهادت دادن
Swear-Turk- سِووَ- سِووِر= عهد، ناسزا، سوگند، عهد کردن، ناسزا گفتن، فحش دادن، سوگند خوردن، قسم دادن
سِو=ناسزا، فحش- سِووَ سِووَ گیتدی=به شدت فحش داد ورفت، ناسزا گویان رفت- در زبان ترکی تکرار یک کلمه نشانۀ شدت و تشدید است- سِومه=فحش نده، ناسزا نگو- وَ مخفف وَر فعل امر ورمک=دادن، نثار کردن و...
Swear سِووِر=فحش وناسزا خواهد داد-سِووِرمی؟=آیا فحش خواهد داد- جواب : سِووِر=فحش خواهد داد- سِومِر=فحش نخواهد داد- البته اکثراً فحش و ناسزا گفتن همرا با خط ونشان کشیدن وقسم و سوگند خوردن به تلافی و انجام کارهای دیگر یا انتقام گرفتن وغیره است
Swear سویر=دوست، عشق، سویمک=اظهار محبت کردن، دوست داشتن،عشق وعلاقه داشتن، دلدادگی، دل باختگی، دل بردگی، شیدایی، شیفتگی داشتن،
Swear سووار=ماست مالی کردن، امری را که ممکن است موجب نزاع شود لاپوشانی کردن و آنرا مورد توجیه و تاویل قراردادن رفع و رجوع کردن، با قسم و سوگند دادن به طرفین کاری را فیصله دادن-سووَ یا سووا فعل امرسوواماق یا سووارماق = ماست مالی کردن، روی چیزی را آبکی پوشاندن، سیمانکاری کردن، گِل مالی کردن، رنگ کاری کردن، بزک کردن، جلا دادن، تزئین کردن، آبکاری کردن، به چیزی آب دادن (برای رشد وترقی یا زیبایی و شکوه یا استحکام ومحکم شدن (مثل عهد وپیمانها و...))و...
Swear ساوار=از ساوماق=پیچاندن، چرخاندن(پرمان ساوماق=فرمان را چرخاندن) از سر وا کردن(باشدان ساوماق=از سر گذراندن یا وا کردن)، به بیراهه کشاندن(ترس یولا ساوماق=به راه بد کشاندن)،راه کج کردن(یولی ساوماق=راه کج کردن، از مسیر کنار رفتن)، مسیر عوض کردن (یولدان ساوماق)و...
Swear -سوایر=ازسوایمک=آب خوردن، چیز پاک و زلال را خوردن – سو=آب، چیز زلال و پاک، و...-
سوگند خوردن= قسم خوردن، آب ناپاک وکثیف و گندیده خوردن
سوگند =آب آلوده وناپاک، سوگن اِد=عمل فحش و ناسزا گفتن، فحش و ناسزایی که دارای گند، کثافت و آلودگی است(سو گند). – سِوگن=فحش دهنده- سوگن(سوقان)=آب خورده، سیراب شده و...
Sw سو=آب، مترادف آب: ماء، مایع، شیره، عرق، عصاره، عصیر، حل، محلول، ذوب، خوی، بزاق، آب دهان، منی، بحر، دریا، یم، زهاب، آبرو، حیثیت، شرف، عزت، تری، تازگی، طراوت
Ear-اییر=می خورد- از ایمک=خوردن، مترادف خوردن: اکل، بلعیدن، تغذیه کردن، تناول کردن، صرف کردن، میل کردن، جویدن، آشامیدن، نوش کردن، نوشیدن، تحلیل بردن، برباد دادن، تلف کردن، نابود کردن، هدر دادن، بالا کشیدن، سوء استفاده کردن، واپس ندادن، سائیده شدن، فرسوده شدن،
اصولاً در فرهنگ ترک تباران سوگند یا قسم خوردن چیز بسیار زشت و ناپسندیده و گناه شمرده می شد ومعتقد بودند اگرکسی این کار را انجام دهد (حتی برای گرفتن حق خود )به خود و نزدیکان و دیگران صدمه می زند(چون اعتماد از بین می رود). قسم دادن به دیگری را هم نوعی فحش و ناسزا گفتن به شخص می دانستند . چون سخن شخص را حجت دانسته و قبول می کردند ولی سوگند وقسم را به نشانۀ عدم قبول سخن فرد وبی ارزش شمردن قول وگفتار او می پنداشتند. من به یاد دارم کسانی را که با وجودی که حق با آنها بود از ادای سوگند خودداری کرده واز حق خود گذشته بودند تا مرتکب این گناه نشوند. و کسانی را به یاد دارم که از این اعتقاد دیگران سوء استفاده می کردند و مثل آب خوردن سوگند می خوردند وحق دیگران را پایمال می کردند – قسم=تحت فشار، تنگنا، مشت- از قسماق=در مشت فشردن، در تنگنا قرار دادن، کسی را در فشار و تنگنا قرار دادن، له کردن وفشردن وآب چیزی را گرفتن، با فشار وتنگنا قرار دادن کسی او را وادار به انجام کاری کردن
sweərə- Swearer-En-سووَرا- sweərərسووِرار= آدم بد دهان وفحاش
Swearer-Turk- سووِراَر=شخص بد دهان و فحاش
Er اَر=شخص، مرد، جوانمرد، شوهر، دلاور و شجاع و...
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی –poladabady@blogfa.com
یاور منصوری
a rude utterance or a rude expression that may upset someone
محمدرضا ایوبی صانع
to use rude or offensive language, usually because you are angry
Kaskooo
فوش دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی swear
کلمه : swear
املای فارسی : سویر
اشتباه تایپی : سصثشق
عکس swear : در گوگل

آیا معنی swear مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )