انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 926 100 1

واژه symbiotic در جمله های نمونه

1. Thus was established a symbiotic relationship between the power companies and the chemical indus-try.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین یک رابطه هم‌زیستی بین شرکت‌های برق و صنعت شیمیایی به وجود آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین یک رابطه همزیستی میان شرکت های برق و صنایع شیمیایی برقرار شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. These interconnections argued for a close symbiotic relationship between the two media.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اتصالات برای ارتباط نزدیک‌بین دو رسانه بحث می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این اتصالات برای یک رابطه همزیستی نزدیک بین دو رسانه استدلال کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The result: the end of a four-hundred-year symbiotic relationship between capital and labor in the developed world.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتیجه: پایان یک رابطه هم‌زیستی چهار ساله بین سرمایه و نیروی کار در جهان توسعهیافته
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتیجه یک پایان روابط همزیستی چهارصد ساله بین سرمایه و کار در جهان توسعه یافته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Like symbiotic grubs they lay twisted together in a ball, until Mangar-Kunjer-Kunja appeared in the guise of a lizard.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مثل symbiotic grubs که در یک مجلس رقص قرار گرفته بودند، تا اینکه Mangar - Kunjer در شکل یک مارمولک ظاهر شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مثل گراب های همبستگی آنها در یک توپ پیچ خورده بود، تا زمانی که منگار Kunjer-Kunja ظاهر شد در پوشش یک مارمولک
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Previously, farmers and pastoralists had enjoyed a somewhat symbiotic relationship, the graziers providing the farmers with animal dung fertilizer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیش از این، کشاورزان و چوپانان از یک رابطه هم‌زیستی نسبتا هم‌زیستی، با graziers که کشاورزان کود حیوانی را با کود حیوانی فراهم می‌کردند، لذت می‌بردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیش از این، کشاورزان و گاوهای پرورشدهنده از یک روابط تقریبا همزیستی برخوردار بودند، که در آن کشاورزان با کود کود نیتروژن به کشاورزان می پرداختند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. They live in symbiotic relationships with trees and provide water and minerals in exchange for carbohydrates.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها در روابط هم‌زیستی با درختان زندگی می‌کنند و آب و مواد معدنی را در ازای کربوهیدرات تامین می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در روابط همزیستی با درختان زندگی می کنند و آب و مواد معدنی را در مقابل کربوهیدرات ها عرضه می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Do some viruses develop a symbiotic relationship with their host?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا برخی ویروس‌ها یک رابطه هم‌زیستی با میزبان خود ایجاد می‌کنند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا برخی از ویروس ها یک رابطه همزیستی با میزبان خود ایجاد می کنند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. This seemingly symbiotic link has been damaging to the more general applicability of these criteria in other contexts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پیوند به ظاهر هم‌زیستی برای کاربرد کلی‌تر این معیارها در زمینه‌های دیگر زیان‌آور است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این لینک به ظاهر همگانی شده است به کاربرد عمومی تر این معیارها در سایر زمینه ها مضر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. That symbiotic nexus of press and professors has, in the meantime, revealed a sinister aspect too.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، این پیوند symbiotic مطبوعات و استادان نیز جنبه شومی را نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عین حال، ارتباط همبستگی مطبوعات و استادان، یک جنبه شوم نیز نشان داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Sports marketing relationships are supposed to be symbiotic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روابط بازاریابی ورزشی باید هم‌زیستی داشته باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روابط بازاریابی ورزشی باید به صورت همبستگی باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. We have a symbiotic relationship with them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما یه رابطه هم‌زیستی با اونا داریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما با آنها همزیستی داریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The tungsten ore inXingluokeng pertains to a symbiotic fine granite vein - type wolframite and scheelite deposit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سنگ ore tungsten مربوط به یک رگه قوی symbiotic - نوع wolframite و رسوب scheelite است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سنگ معدن تنگستن inXingluokeng مربوط به یک ورید گرانیت خوب سیمبیونی - نوع ولفرامیت و سپید چلیلت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Caracas and Havana remain in a symbiotic embrace.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاراکاس و هاوانا در آغوش هم‌زیستی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاراکاس و هاوانا در آغوش همبستگی باقی می مانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The results showed that symbiotic algae were found predominantly in the endoderm of the tentacles and were located within vacuoles in host cells.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتایج نشان داد که جلبک symbiotic عمدتا در the of یافت می‌شود و در داخل vacuoles در سلول‌های میزبان یافت می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتایج نشان داد که جلبکهای همزیستی عمدتا در اندودرم شاخکها یافت می شوند و در داخل واکسن ها در سلول های میزبان قرار می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. A newly refashioned symbiotic relationship between the two adversaries was born.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک رابطه هم‌زیستی جدید بین دو رقیب به دنیا آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک رابطه همزیستی تازه بین دو دشمن متولد شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف symbiotic

وابسته به همزیگری (صفت)
symbiotic

معنی کلمه symbiotic به انگلیسی

symbiotic
• of or pertaining to symbiosis, existing in a state of symbiosis (biology)
• a symbiotic relationship is one in which organisms, people, or things exist together in a way that benefits them all.

symbiotic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی symbiotic

محمدرضا فیروزجایی ٢٣:٢٨ - ١٣٩٧/٠٤/٠٦
Denoting a mutually beneficial relationship between different people or groups:
the reader can have a symbiotic relationship with the writer
|

سعیده رحیمی ١٤:٥٠ - ١٣٩٨/٠٣/٠٢
همزیستی
|

پیشنهاد شما درباره معنی symbiotic



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

خیری وند خلیلی منجزی > حاجی وند
یامین > راحیل
محمد > عیسی وند
افشاری > lifelong
کامیلا > کمیلا
رضاعذباشی > آگهی مکتوب
راحیل > سیرو
نگار > نارا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی symbiotic
کلمه : symbiotic
املای فارسی : سیمبیتیک
اشتباه تایپی : سغئذهخفهز
عکس symbiotic : در گوگل


آیا معنی symbiotic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )