برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1288 100 1

synonymy

/sɪˈnɒnɪmi/ /sɪˈnɒnɪmi/

معنی: جناس، ترادف، هم معنایی، مترادف نویسی
معانی دیگر: هم چم شناسی، مطالعه ی واژه های هم معنا، فهرست واژه های هم چم (با ذکر تفاوت های آنها)، فهرست مترادفات، نام های گوناگون یک چیز در علوم یا زمینه های مختلف، فهرست این نام های گوناگون، فهرست واژه های هم معنی

بررسی کلمه synonymy

اسم ( noun )
حالات: synonymies
(1) تعریف: the quality of being synonymous or similar in meaning.

(2) تعریف: the study, classification, or compiling of synonyms.

(3) تعریف: the names used to identify species or other scientific groups in various systems, or a listing of these names.

مترادف synonymy

جناس (اسم)
paronomasia , pun , synonymy
ترادف (اسم)
sequence , succession , synonymy
هم معنایی (اسم)
synonymy
مترادف نویسی (اسم)
synonymy

معنی کلمه synonymy به انگلیسی

synonymy
• quality of being similar in meaning; study of synonyms; list of words with similar or related meanings; list of scientific names belonging to a species and its subdivisions (biology)

synonymy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Amir Mahdi Amiri
مترادف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی synonymy
کلمه : synonymy
املای فارسی : سیننیمی
اشتباه تایپی : سغدخدغئغ
عکس synonymy : در گوگل

آیا معنی synonymy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )