برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1325 100 1

TRACKING

/ˈtrækɪŋ/ /ˈtrækɪŋ/

معنی: پیگردی

واژه TRACKING در جمله های نمونه

1. a new device for tracking enemy missiles
اسباب جدید برای ردیابی موشک های دشمن

2. All citizens should help the police in tracking the criminals down.
[ترجمه مهدی] همه ی شهروندان باید در دستگیری مجرمان به پلیس کمک کنند.
|
[ترجمه ترگمان]همه شهروندان باید در ردیابی مجرمان به پلیس کمک کنند
[ترجمه گوگل]تمام شهروندان باید پلیس را در ردیابی مجرمان پایین بیاورند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Tracking wild animals requires great stealth.
[ترجمه ترگمان]ردیابی حیوانات وحشی به طور پنهانی نیاز دارد
[ترجمه گوگل]پیگیری حیوانات وحشی نیاز به خفا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Tracking assigns some students to college prep and others to vocational programs.
[ترجمه ترگمان]ردیابی برخی از دانشجویان را به دانشگاهی دانشگاهی و دیگر برنامه‌های حرفه‌ای اختصاص می‌دهد
[ترجمه گوگل]پیگیری بعضی از دانش آموزان را به آمادگی کالج و دیگران برای برنامه ها ...

مترادف TRACKING

پیگردی (اسم)
exploring , tracking

معنی عبارات مرتبط با TRACKING به فارسی

(فیلمبرداری) عکسبرداری با دوربین متحرک (از شخص یا چیز متحرک)
ایستگاه ردیابی (برای ردیابی هواپیما و موشک و غیره)
نماد پیگردی

معنی TRACKING در دیکشنری تخصصی

tracking
[سینما] حرکت تعقیبی دوربین - حرکت های گذری - حرکت دوربین روی ریل های مخصوص - حرکت تعقیبی - تراولینگ / حرکت دوربین - حرکت دور و نزدیک دوربین
[کامپیوتر] پیگردی . - فاصله دهی فاصله دهی حرفی ( فاصله دهی میان حروف در کلمات ) نگاه کنیدبه letterspacing ..
[برق و الکترونیک] ردیابی ؛رهگیری ؛دنبال روندگی 1. شرایطی که در آن همه مدارهای تنظیم شده در گیرنده به طور دقیق بسامد معین شده با ابزار تنظیم را در تمام محدوده ی تنظیم دنبال می کنند . 2. حرکتی که در لب اصلی آنتن رادار یا رادیو داده می شود تا هدف متحرک از پیش تعیین شده ای را در فضا ،همواره در لب اصلی دنبال کند . 3. دنبال کردن شیار صفحه با سوزن گرامافون . 4. نگهداشتن نسبت یکسانی از بلندی در دو کانال سیستم صدای استریو در همه ی تنظیمهای کنترل صدای گروهی . - ردیابی ، دنبال کردن
[فوتبال] پیگیری
[زمین شناسی] پیگیری ، ردیابی
[صنعت] پیگیری ، بررسی ، پیگیری چگونگی پیشرفت پروژه
[ریاضیات] تعقیب، شیار
[پلیمر] پیگیری
[آمار] پیگیری ، ردیابی
[آب و خاک] ردگیری، پیگیری، ردیابی
[سینما] حرکت به عقب
[سینما] حرکت دوربین به عقب
[برق و الکترونیک] باریکه دریایی باریکه ای که در سیستم پدافند موشکی ،در همه ی زمانها به طور مستقیم به سوی هدف نشانه گیری شده است . داده هایی که از این باریکه به دست می آید از طریق باریکه ای که باریکه هدایت نامیده می شود به موشک پدافند می رسد .
[سینما] حرکت دوربین به صورت افقی
[برق و الکترونیک] عنصر دریایی قطعه ای در سیستم کنترل آتش که داده ها را ازقطعه موقعیت یاب دریافت می کن ...

معنی کلمه TRACKING به انگلیسی

tracking
• following, pursuing, hunting; (in typography) technique of setting a pair of letters closer together than is usual by reducing the space between them, kerning
• tracking is the act or system of teaching pupils in different groups according to their ability; used in american english.
tracking station
• station where enemy movements are tracked and recorded
• a tracking station is a building from which the movement of things like spacecraft and satellites can be followed by means of radar or radio.

TRACKING را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سمیرا
رشته بندی کردن-قرار دادن در رشته های مختلف
roya
ردیابی
شهاب
گروه بندی (گروه بندی دانش آموزان در مدرسه)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tracking
کلمه : tracking
املای فارسی : ترکینگ
اشتباه تایپی : فقشزنهدل
عکس tracking : در گوگل

آیا معنی TRACKING مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )