انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1072 100 1

Take part

تلفظ Take part
تلفظ Take part به آمریکایی/teɪk pɑrt/ تلفظ Take part به انگلیسی/teɪk pɑːt/

System.String[]

بررسی کلمه Take part

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to join with or support someone.

- She always take his part in an argument.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او همیشه سهم خودش را در یک مشاجره می‌برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او همیشه خود را در یک استدلال می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Take part در جمله های نمونه

1. He will take part in this contest.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در این مسابقه شرکت خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در این مسابقه شرکت خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. She doesn't usually take part in any of the class activities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او معمولا در هیچ یک از فعالیت‌های کلاسی شرکت نمی‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او معمولا در هیچ یک از فعالیت های کلاس شرکت نمی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. People who take part in sports must be in condition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افرادی که در ورزش شرکت می‌کنند باید در شرایط وخیمی به سر می‌برند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افرادی که در ورزش شرکت می کنند باید شرایط باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Six theatre companies have been selected to take part in this year's festival.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شش شرکت تئاتر انتخاب شده‌اند تا در جشنواره امسال شرکت کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شش شرکت تئاتر برای شرکت در جشنواره امسال انتخاب شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Did you take part in the brawl yesterday?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیروز در جدال شرکت کردید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا دیروز در نزاع شرکت کردید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. They all dressed up to take part in the New Year's party.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه لباس می‌پوشیدند تا در جشن سال نو شرکت کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها همه لباس هایشان را برای شرکت در جشن سال نو پوشیدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Students can either do a dissertation or take part in a practical project.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دانش آموزان در یک پروژه عملی یا در یک پروژه عملی شرکت می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دانش آموزان می توانند یک پایان نامه یا یک پروژه عملی را انجام دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Please read up the examination regulations before you take part in the examination.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لطفا قبل از اینکه در امتحان شرکت کنید، قوانین امتحان را مطالعه کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لطفا قبل از شرکت در معاینه، مقررات آزمون را بخوانید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He categorically refused to take part in the project.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او قاطعانه از شرکت در این پروژه خودداری کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور قطعی حاضر به شرکت در این پروژه نشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I am to be sent to take part in the negotiations with the Japanese government and report on it later.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من باید برای شرکت در مذاکرات با دولت ژاپن فرستاده شوم و بعدا آن را گزارش کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من باید برای شرکت در مذاکرات با دولت ژاپن فرستاده شود و بعدا آن را گزارش دهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Who has been selected to take part in the project?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چه کسی برای شرکت در این پروژه انتخاب شده‌است؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه کسی برای شرکت در این پروژه انتخاب شده است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She could sing a bit and agreed to take part in the show.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او می‌توانست کمی آواز بخواند و قبول کرد که در نمایش شرکت کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او می تواند کمی بخواند و موافقت کرد تا در نمایش حضور داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. They all had to take part, willy-nilly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه آن‌ها مجبور بودند نقش خود را بازی کنند، ویلی - nilly
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه آنها مجبور بودند بخواهند، به طور ناگهانی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. I'll have to check her eligibility to take part.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باید یک نگاهی به او بیندازم تا از هم جدا شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من باید مجاز به شرکت در آن باشم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Take part

اشتراک داشتن (فعل)
participate , overlap , take part
شرکت کردن (فعل)
participate , take part , partake
مشارکت کردن (فعل)
participate , take part

معنی کلمه Take part به انگلیسی

take part
• participate, be a part of

Take part را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

خورشید ١٢:٤٦ - ١٣٩٦/٠٣/٠٦
شرکت کردن
|

Raif ١٠:٠٥ - ١٣٩٦/٠٥/٠١
سهیم شدن
|

ابوذر.ف ١٦:٢٩ - ١٣٩٦/١١/٢١
حضور پیدا کردن
حضور بهم رساندن
حضور داشتن
|

احمدرضا ١٩:٥٦ - ١٣٩٧/٠٤/٢٦
دخیل شدن شریک شدن قاطی شدن وسط یه چیزایی
|

A.A ١١:١٣ - ١٣٩٧/٠٧/٢٣
Partaking in social affairs
|

sha ١١:٠٧ - ١٣٩٧/٠٧/٢٧
شرکت کردن در
|

مصطفا ١٦:٣٤ - ١٣٩٧/٠٨/١٧
نقش داشتن
|

حدیث ایران ٢٠:١٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
شرکت کردن در
|

Niloo ٢٣:٢٦ - ١٣٩٧/١٠/٣٠
شرکت کردن
|

حامد نیازی ٢٣:٠٨ - ١٣٩٧/١١/١٠
Appear
Take part
Act
|

سجاد مصلحی ٢١:٤٢ - ١٣٩٧/١١/١٣
شرکت کردن
|

Aryana.sepideh ١٤:١١ - ١٣٩٨/٠٦/٢٤
. Take part the survey
شرکت در نظر سنجی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی take partکلمه : Take part
املای فارسی : تک پرت
اشتباه تایپی : فشنث حشقف
عکس Take part : در گوگل


آیا معنی Take part مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )