برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1289 100 1

Tandem

/ˈtændəm/ /ˈtændəm/

معنی: جفت، قطار، دوپشته، دو اسبه، درشکه یا دوچرخه دو نفری، پشت سر هم
معانی دیگر: صف یک نفری، (به) قطار، (به صورت) یدک، دو ترکه، دو پشته (سه پشته و غیره)، کالسکه ی دوچرخه که اسب های آن را پشت سرهم (و نه در کنارهم) بسته اند، (اسب های کالسکه و غیره) پشت سر هم بسته شده، قطاری، (دوچرخه ای که دو زین و چهار رکاب دارد و دو نفری آن را پا می زنند) دوچرخه ی دونفره

بررسی کلمه Tandem

قید ( adverb )
عبارات: in tandem
• : تعریف: one behind another; in single file.
صفت ( adjective )
• : تعریف: arranged one behind another.

- tandem seats
[ترجمه ترگمان] کسب جایگاه پشت سر هم
[ترجمه گوگل] کرسی های دو طرفه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
(1) تعریف: a two-wheeled carriage drawn by two or more horses harnessed one behind the other, or a team of horses so arranged.

(2) تعریف: a bicycle, truck, or the like that has duplicate parts, such as seats or axles, arranged one behind the other.

(3) تعریف: a relationship of two people or things that depends on cooperation.

واژه Tandem در جمله های نمونه

1. in tandem
1- پشت سرهم،دوپشته (یاسه پشته و غیره)،دوترکه

2. the horses were harnessed in tandem
اسب‌ها را یکی به دنبال دیگری مهار کرده بودند.

3. to ride a horse in tandem
دو نفره (دو ترکه یا دوپشته) سوار اسب شدن

4. the two brothers run the restaurant in tandem
آن دو برادر رستوران رابا هم اداره می‌کنند.

5. Malcolm's contract will run in tandem with his existing one.
[ترجمه ترگمان]قرارداد مالکوم با روش موجود همراه خواهد شد
[ترجمه گوگل]قرارداد مالكوم با همكاری او در حال اجراست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The two companies often work in tandem.
[ترجمه ترگمان]این دو شرکت اغلب پشت سر هم کار می‌کنند
[ترجمه گوگل]این دو شرکت اغلب در پشت سر هم کار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The heart and lungs will be transplanted in tandem.
[ترجمه ترگمان]قلب و ریه‌ها به صورت tandem پیوند خواهند یافت
[ترجمه گوگل]قلب و ریه ها در کنار هم پیوند می خورند
[ترجمه شما] ...

مترادف Tandem

جفت (اسم)
match , couple , twin , afterbirth , pair , placenta , coupling , mate , team , double , cobber , peer , twain , cully , dyad , tandem , syzygy
قطار (اسم)
train , row , string , rank , file , tandem
دوپشته (اسم)
tandem
دو اسبه (اسم)
tandem
درشکه یا دوچرخه دو نفری (اسم)
tandem
پشت سر هم (قید)
tandem , in indian file , in single file

معنی عبارات مرتبط با Tandem به فارسی

سیستم دو پشته

معنی Tandem در دیکشنری تخصصی

tandem
[علوم دامی] سیستم درب کناری یا سیستم تاندوم ؛ نوعی سیستم شیر دوشی که در آن گاو ها در دو طرف گودالی ، پشت سرهم در یک راستا قرار می گیرند .
[ریاضیات] پشت سر هم
[عمران و معماری] محور تاندم - محور مرکب
[عمران و معماری] کامیون دو محوری
[عمران و معماری] دوچرخه دونفره
[نساجی] کارد متصل - کارد پی در پی
[نساجی] تغذیه کننده دوتایی ( دو تغذیه کننده پشت سر هم در ماشین جین پنبه و کارد پشم )
[عمران و معماری] دو ریپر پهلوی هم
[عمران و معماری] هلیکوپتر دو ملخه
[نساجی] مالش دهنده دوتایی
[علوم دامی] سیستم تاندم چرخشی ؛ نوعی سییستم شیر دوشی

معنی کلمه Tandem به انگلیسی

tandem
• coming one after another
• one after another
• two-wheeled carriage pulled by two horses harnessed one behind the other; team of horses harnessed in single file; vehicle having parts arranged one behind the other; bicycle for two riders
• a tandem is a bicycle designed for two riders.
• if two people do something in tandem, they do it working together. if two things happen in tandem, they happen together.
tandem network
• star network, network in which connections are formed in a star pattern

Tandem را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

موسی اسکندری
جفتِ پشت سرهم
ابوذر.ف
راستا
اعظم نوری
هم سو حرکت کردن
سیامک ملکی
پیاپی،پی در پی،متوالی
عماد
توامان
با هم
با یکدیگر
صالحی
همزمان
at the same time
محمدرحیم ریگی
دوپشته سواری
سه پشته سواری
دواسبه سواری
محدثه فرومدی
هم راستا، مقارن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tandem
کلمه : tandem
املای فارسی : تندم
اشتباه تایپی : فشدیثئ
عکس tandem : در گوگل

آیا معنی Tandem مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )