برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1328 100 1

Tear

/tɪr/ /tɪə/

معنی: گریه، اشک، چاک، سرشک، پارگی، چاک دادن، دریدن، دراندن، پاره کردن، گسیختن، گسستن
معانی دیگر: جر دادن، گسلاندن، از هم گسیختن، از هم پاشیدن، از هم بریدن، دستخوش (چیزی) شدن، مشوش کردن، آشفته کردن، (با: up یا out یا away یا off و غیره) کندن، در آوردن، شتابیدن، شتافتن، هجوم بردن، دریدگی، تعجیل، سرعت، (جمع) گریه، اشک(ها)، پر اشک کردن، اشک ریختن، (جمع) اندوه، غم، هر چیز شفاف و اشک مانند، انگم شفاف، n : معمولا بصورت جمع اشک

بررسی کلمه Tear

اسم ( noun )
عبارات: in tears
(1) تعریف: a drop of salty liquid secreted through ducts which serves to cleanse and lubricate the surface of the eye.
مترادف: teardrop
مشابه: drop, droplet

(2) تعریف: something resembling a tear.
مترادف: drop, teardrop
مشابه: droplet

(3) تعریف: (pl.) the expression of emotion through crying.
مترادف: crying, weeping
مشابه: crocodile tears, sobbing, teardrops

- tears of joy
[ترجمه ترگمان] اشک‌های شادی،
[ترجمه گوگل] اشک شوق
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: tears, tearing, teared
• : تعریف: to be brimming or overflowing with tears.
مشابه: discharge, drop, flow, ooze, pour, run

- Her eyes teared as she was suddenly filled with emotion.
[ترجمه ترگمان] اشک در چشمانش حلقه زد، اشک در چشمانش حلقه زد
[ترجمه گوگل] چشم هایش پاره شد، چون ناگهان احساساتش را پر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه Tear در جمله های نمونه

1. tear into something (or somebody)
مورد حمله‌ی شدید قرار دادن،از هم دریدن،در هم کوبیدن

2. tear one's hair
(از شدت غم و غیره) موی خود را کندن

3. tear oneself away from something
با بی‌میلی کاری یا چیزی را رها کردن

4. tear something apart (or to shreds)
چیزی را پاره پاره کردن،از هم گسستن

5. tear something down
خراب کردن،فرو کوبیدن

6. tear something limb from limb
چیزی را بند بند از هم جدا کردن،تکه پاره کردن

7. tear something up
پاره پاره کردن،از هم دریدن

8. a tear duct
مجرای اشکی

9. to tear a plant up by its roots
گیاهی را ریشه کن کردن (از ریشه در آوردن)

10. to tear some pages out of a book
چند صفحه از کتاب را کندن

11. unwept tear
اشک ریخته نشده

12. wear and tear
فرسودگی (در اثر استعمال)

13. a drop of tear
یک قطره اشک

14. i sewed the tear in his trousers
...

مترادف Tear

گریه (اسم)
cry , bawl , sob , tear
اشک (اسم)
tear , brine , teardrop
چاک (اسم)
cut , rift , incision , slashing , scissor , tear , split , chink , slot , slit , slash , suture , fissure , kerf , rip , hack , scotch , interstice , stoma
سرشک (اسم)
drop , tear
پارگی (اسم)
rupture , laceration , tear , prostitute , horse , rent , prostitution
چاک دادن (فعل)
rift , strip , tear , slit , incise , slash , kerf , scotch , unseam
دریدن (فعل)
tear , slit , rip , rend , lacerate
دراندن (فعل)
tear
پاره کردن (فعل)
cut , tear , shred , rip , mangle , tear up , rend , lacerate , lancinate
گسیختن (فعل)
fracture , cut , interrupt , snap , rupture , tear , intermit
گسستن (فعل)
cut , disconnect , rupture , tear

معنی عبارات مرتبط با Tear به فارسی

پاره پاره ومتلاشی کردن، درهم دریدن
گاز اشک آور
مورد حمله ی شدید قرار دادن، از هم دریدن، در هم کوبیدن
(خودمانی - نمایش یا فیلم و غیره) گریه انگیز، اشک انگیز، (زیاده) احساساتی
tearjerker نمایش یا داستان فوق العاده هیجان انگیز واحساساتی، گریه اور
(از شدت غم و غیره) موی خود را کندن
با بی میلی کاری یا چیزی را رها کردن
صفحه ی آگهی و غیره که در میان مجله می گذارند، قطعه یا مقاله پاره شده از مجله یا روزنامه
چیزی را پاره پاره کردن، از هم گسستن
خراب کردن، فرو کوبیدن
چیزی را بند بند از هم جدا کردن، تکه پاره کردن
پاره پاره کردن، از هم دریدن
پاره کردن، درهم دریدن
...

معنی Tear در دیکشنری تخصصی

[نساجی] پارگی - پاره کردن - چاک
[پلیمر] پارگی
[عمران و معماری] گسل عرضی برشی
[زمین شناسی] گسل افقی - گسلی که در آن حرکت سنگها عمدتاً افقی است تا عمودی
[شیمی] گاز اشک آور
[نساجی] مقاومت پارگی ( نخ یا الیاف )
[پلیمر] مقاومت در برابر پارگی
[نساجی] مقاومت در برابر پارگی - مقاومت پارگی ( نخ یا الیاف )
[نفت] ترک
[حسابداری] فرسودگی
[حقوق] استهلاک، کهنگی
[نساجی] فرسودن
[ریاضیات] سایش و فرسایش، استهلاک عادی، استهلاک، ریخت و ریز، ساییدگی و فرسودگی، فرسودگی

معنی کلمه Tear به انگلیسی

tear
• produce tears in the eyes; fill with tears in the eyes
• droplet of fluid from the eye; rip, rend; spree, wild celebration (informal)
• rip, rend, lacerate
• tears are the drops of liquid that come out of your eyes when you cry.
• if you tear something made of cloth or paper, or if it tears, you pull it so that a hole appears in it, or you pull it to pieces.
• a tear in something made of cloth is a hole that has been made in it.
• if you tear something open, you open it by tearing it.
• if you tear a page or a piece of paper out of a book, you remove it by pulling it out sharply rather than cutting it out.
• if a powerful force tears something from somewhere, it removes it roughly and violently.
• if you tear somewhere, you move there very quickly.
• if you are torn between two or more things, you cannot decide which one to choose.
• see also tearing.
• if you tear something apart, you pull it into pieces violently.
• if something tears an organization or country apart, it causes great quarrels or disturbances.
• if you tear at something, you violently try to pull pieces off it.
• if you tear yourself away from a place, you come away very unwillingly.
• if you tear down a building, you destroy it.
• if you tear your clothes off, you take them off quickly in a rough way.
• if you tear up a piece of paper, you pull it into a lot of small pieces.
tear asunder
• tear to pieces, rip apart
tear away
• cut off; be cut off
tear down
• destroy
tear duct
• small tube which carries fluid to and from the eye
tear gas
• type of gas which causes the eyes to release tears, lachrymator
• tear gas is a gas that causes your eyes to sting and fi ...

Tear را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بتوچه
اشک.گریه
علی ن
شتابزده حرکت کردن
مهشاد فرمانی
اشک... گریه
M.m.m
خراب کردن سازه .شکستن
Ahmad.paya
بریدن
میلاد علی پور
جدا کردن
مهدیه
اشک...پاره کردن
سحر صالحی
Be tear between
مردد بودن، مستاصل بودن
یوسف نادری
اگر فعل باشد معنی "پاره کردن" می‌دهد.
مثال: که اغلب روی بسته‌های خوراکی نوشته می‌شود.(با علامت یک قیچی و نقطه چین)
Tear here: از اینجا باز شود
اگر اسم باشد معنی "اشک" می‌دهد.
tear gas: گاز اشک آور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tear
کلمه : tear
املای فارسی : تعر
اشتباه تایپی : فثشق
عکس tear : در گوگل

آیا معنی Tear مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )