برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1356 100 1

Tend to

معنی Tend to در دیکشنری تخصصی

tend to
[ریاضیات] میل کردن به

Tend to را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Parisa
تمايل داشتن به
Linda
معمولا
مصطفا
تمایل داشتن
a.r
to be inclined or have a tendency to do something
to focus or apply one's attention to someone or something
to take care of someone or something
Shahsb
Usually do it
نیازعلی شمس
گرایش به
مصطفی عیدی
1-معمولا2-تمایل داشتن به،گرایش داشتن به
پیمان
محتمل بودن (اغلب)
We tend to get cold winters اغلب زمستانهای سردی داریم.( محتمل است...)

میل و رغبت به انجام کاری داشتن
در معرض و مستعد و مهیا بودن برای چیزی
تغییر جهت یا تغییر عقیده دادن


Anna
Tend to somebody
مراقبت کردن
MM
منجر به
میلاد علی پور
انتظار می رود
زهرا کوهی ور
تمایل داشتن/خواستن
معمولا
مراقبت کردن
MAHDI
Like to do something
Want to do something
محدثه فرومدی
متمایل بودن
boshrabaran
تعیین کردن
مهسا
پرستاری کردن از
alireze
خواستن /دوست داشتن
احمد احمدی
رسیدگی کردن
مراقبت کردن
پرستاری کردن

Would you mind waiting? I'm tending to another customer at the moment

Nurses tended to the injured

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Tend to مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )