برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1279 100 1

Thankfully

/ˈθæŋkfəli/ /ˈθæŋkfəli/

بااظهارسپاس گزاری، با داشتن تشکر، متشکرانه، شاکرانه

واژه Thankfully در جمله های نمونه

1. Thankfully, I managed to pay off all my debts before we got married.
[ترجمه ترگمان]خوشبختانه، من توانستم قبل از ازدواج همه قرض‌های خود را پرداخت کنم
[ترجمه گوگل]خوشبختانه، من موفق به پرداخت تمام بدهی های من قبل از اینکه ازدواج کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There was a fire in the building, but thankfully no one was hurt.
[ترجمه ترگمان]در ساختمان آتش‌سوزی شده بود، اما خدا را شکر که کسی صدمه ندیده بود
[ترجمه گوگل]در ساختمان آتش گرفت، اما خوشبختانه هیچ کس صدمه ندیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Thankfully, the house was empty when I got home.
[ترجمه ترگمان]خدا را شکر، وقتی به خانه رسیدم، خانه خالی بود
[ترجمه گوگل]خوشبختانه، وقتی خانه را ترک کردم، خانه خالی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Today, thankfully, women tennis players are not encumbered with/by long, heavy skirts and high-necked blouses.
[ترجمه ترگمان]امروز، خوشبختانه، زنان تنیس زنان با دامن‌های بلند، دامن‌های بلند و پیراهن‌های یقه بلند، پر نشده اند
...

معنی کلمه Thankfully به انگلیسی

thankfully
• gratefully, appreciatively
• if you do something thankfully, you do it feeling happy and relieved that something is the case or that something has happened.
• you also use thankfully to express approval and relief about a statement that you are making.

Thankfully را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی
خوشبختانه
Majid
شکرخدا
يار دلواري
خوشبختانه ، شكر خدا ، لطف خدا
Like two birds of love we will always be together
مثل دو پرنده عشق هميشه باهم خواهيم بود 💋❤️♾🧿👩‍💼👨🏻‍🏫


🎼🕊پرنده سینا درخشنده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی thankfully
کلمه : thankfully
املای فارسی : تهنکفوللی
اشتباه تایپی : فاشدنبعممغ
عکس thankfully : در گوگل

آیا معنی Thankfully مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )