برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

The bare minimum


کمینه ترین، کمترین حد ممکن

The bare minimum را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
حداقل چیزهای ضروری، حداقل شرایط لازم، کمترین حد ممکن،
We need to keep expenses to a (bare) minimum
ما باید هزینه ها را در کمترین حد ممکن نگه داریم!
Many people in the wake of the California fires need the bare minimums
بسیاری از مردم در پی آتش سوزی کالیفرنیا به حداقل چیزهای ضروری /حداقل امکانات لازم نیاز دارند!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی the bare minimum
کلمه : the bare minimum
املای فارسی : تاه بار مینیمم
اشتباه تایپی : فاث ذشقث ئهدهئعئ
عکس the bare minimum : در گوگل

آیا معنی The bare minimum مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )