برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1284 100 1

Thesis

/ˈθiːsəs/ /ˈθiːsɪs/

معنی: قضیه، پایان نامه، رساله دکتری، ضرب قوی
معانی دیگر: تز، رساله، بر نهاد، برنهشت، نهشته، اصل، فرض

بررسی کلمه Thesis

اسم ( noun )
حالات: theses
(1) تعریف: a statement or proposition put forward and supported by proof or argument.
مترادف: exposition, premise, proposition
مشابه: argument, hypothesis, statement, theorem, theory

- It's an interesting thesis, but you haven't provided enough evidence to convince me of its validity.
[ترجمه ترگمان] این یک تحقیق جالب است، اما شواهد کافی برای متقاعد کردن من از اعتبار آن ارائه نکرده اید
[ترجمه گوگل] این پایان نامه جالبی است، اما شما مدارک کافی برای اثبات اعتبار آن ندیده اید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Martin Luther put forward the thesis that one can achieve one's own salvation without the intermediary of a priest.
[ترجمه ترگمان] مارتین لوتر این رساله را پیش کشید که انسان می‌تواند بدون واسطه کشیش به رستگاری خود دست یابد
[ترجمه گوگل] مارتین لوتر مفهومی را بیان می کند که می تواند نجات شخصی خود را بدون واسطه کشیش به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: an essay or dissertation, esp. one based on research or critical study, submitted as a requirement for an advanced academic degree.
مترادف: dissertation, treatise
مشابه: article, composition, discourse ...

واژه Thesis در جمله های نمونه

1. a master's thesis
پایان نامه‌ی فوق لیسانس

2. the communist thesis about class struggle has been rejected by many thinkers
بسیاری از متفکران،بر نهشت کمونیست‌ها درباره‌ی مبارزه‌ی طبقاتی را رد کرده‌اند.

3. he plodded for six years until he finally finished his thesis
او شش سال لک لک کرد تا بالاخره تز خود را نوشت.

4. Cynthia's still working on her thesis.
[ترجمه ترگمان]سینتیا هنوز در پایان‌نامه خود مشغول به کار است
[ترجمه گوگل]سینتیا هنوز بر روی پایان نامه اش کار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Donald's been given an extension to finish his thesis.
[ترجمه ترگمان]دونالد کار خود را به پایان رساند تا پایان‌نامه خود را به پایان برساند
[ترجمه گوگل]دونالد برای تکمیل پایاننامه خود دبیرستان داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. This thesis will need all your concentration.
[ترجمه ترگمان]این پایان‌نامه به تمام تمرکز شما نیاز دارد
[ترجمه گوگل]این پایان نامه به تمرکز شما نیاز دارد
[ترجمه شما] ...

مترادف Thesis

قضیه (اسم)
case , clause , proposition , theorem , thesis
پایان نامه (اسم)
dissertation , thesis
رساله دکتری (اسم)
thesis
ضرب قوی (اسم)
thesis

معنی Thesis در دیکشنری تخصصی

thesis
[ریاضیات] برنهاد، پایان نامه، فرض، رساله، تز
[ریاضیات] تالی

معنی کلمه Thesis به انگلیسی

thesis
• hypothesis, proposition to be proven; dissertation, research paper written by a candidate for an academic degree
• a thesis is an idea or theory expressed as a statement and discussed in a logical way.
• a thesis is also a long piece of writing, based on original research, that is done as part of a university degree.

Thesis را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sasan
به معنی فرض است ویا فرضیه است وبه معنی نظر یا نظریه نیست.فرضیه هنوز اثبات نشده ولی نظریه اثبات شده است .ولی theory به معنی هر دو است.
محدثه فرومدی
فرضیه

an unproved statement put forward as a premise in an argument= thefreedictionary.com
bahar
نظریه یا (عنوان پایان نامه)
پ ص ر parvizrustin@gmail.com
برنهاده
پ ص ر parvizrustin@gmail.com
نهاده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی thesis
کلمه : thesis
املای فارسی : تحصیل
اشتباه تایپی : فاثسهس
عکس thesis : در گوگل

آیا معنی Thesis مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )