برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1286 100 1

Thoughtful

/ˈθɒtfəl/ /ˈθɔːtfəl/

معنی: خیالی، اندیشناک، بافکر، متفکر، با ملاحظه
معانی دیگر: ملاحظه کار، دقیق، مراعات کننده ی حال دیگران (و غیره)، اندیشمند، فکور، اندیشگر، فرزانه، مدبر، ژرف، عمیق، پراندیشه، متفکرانه، فکورانه، با تفکر، اندیشمندانه، جدی

بررسی کلمه Thoughtful

صفت ( adjective )
مشتقات: thoughtfully (adv.), thoughtfulness (n.)
(1) تعریف: inclined to be deep in thought; contemplative.
مترادف: contemplative, meditative, musing, reflective
متضاد: superficial
مشابه: absorbed, brooding, pensive, pondering, serious

- He listened carefully and was thoughtful for some moments after the boy had finished speaking.
[ترجمه ترگمان] او با دقت گوش داد و چند لحظه بعد از اینکه پسر صحبت را تمام کرد به فکر فرو رفت
[ترجمه گوگل] او به دقت گوش کرد و بعد از آنکه پسر صحبت کرد، چند لحظه پس از آن فکر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: having or showing careful thought.
مترادف: reflective, serious
متضاد: blithe, careless, glib, thoughtless
مشابه: attentive, careful, deep, discerning, insightful, keen, observant, perceptive, pithy, profound, sober, substantial, subtle, trenchant

- a thoughtful book
[ترجمه ترگمان] کتاب اندیشمندانه ای بود،
[ترجمه گوگل] یک کتاب متفکر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: giving careful attention to ...

واژه Thoughtful در جمله های نمونه

1. it was thoughtful of you to come
خیلی لطف کردید تشریف آوردید.

2. She's a very kind and thoughtful person.
[ترجمه ترگمان]او خیلی مهربان و متفکر است
[ترجمه گوگل]او یک فرد بسیار مهربان و متفکر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Nancy, who had been thoughtful for some time, suddenly spoke.
[ترجمه رامین فرهودیان] نانسی که مدتی جدی بود ناگهان شروع به صحبت کرد.
|
[ترجمه ترگمان]نانسی که مدتی متفکر بود ناگهان شروع به صحبت کرد:
[ترجمه گوگل]نانسی، که برای مدت زمان اندیشید، ناگهان سخن گفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He has a thoughtful approach to his work.
[ترجمه ترگمان]او یک رویکرد متفکرانه به کارش دارد
[ترجمه گوگل]او رویکرد متفکرانه به کار خود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Thoughtful

خیالی (صفت)
valetudinarian , air-built , imaginary , fanciful , fictitious , fancied , fantastic , unrealistic , chimerical , unreal , dreamy , visionary , thoughtful , pensive , hypochondriac , spleeny , insubstantial , contemplative , meditative , romantic , cloud-built , fantastical , spectral , ideational
اندیشناک (صفت)
anxious , mindful , worried , thoughtful , pensive , self-absorbed
بافکر (صفت)
thoughtful , brainy , considerate
متفکر (صفت)
musing , mindful , thoughtful , pensive , large-minded , broody , thinking , contemplative , reflecting , cogitative
با ملاحظه (صفت)
tender , wary , thoughtful , considerate

معنی عبارات مرتبط با Thoughtful به فارسی

ساعات فکر، ساعات تفکر
با ملاحظه نسبت بدیگران
در فکر یافتن سود

معنی کلمه Thoughtful به انگلیسی

thoughtful
• pensive, contemplative; considerate, kind
• if you are thoughtful, you are quiet because you are thinking about something.
• a thoughtful person remembers what other people want or need, and is kind and helpful.

Thoughtful را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

گلناز
مراعات كننده حال ديگران
a.r
thinking of other people
consideration
عاطفه موسوی
باملاحظه
حسن امامی
کسی که مدام به فکر دیگران است.
کس که دلسوزانه حواسش به دیگران است
مثال It was really thoughtful of you to remember my birthday.
اون واقعا حواسش به شما بود تا تولد منو بیادت بیاره
Snow
contemplative
نگین
It's thoughtful of you-لطف شما رو میرسونه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی thoughtful
کلمه : thoughtful
املای فارسی : تهوقتفول
اشتباه تایپی : فاخعلافبعم
عکس thoughtful : در گوگل

آیا معنی Thoughtful مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )