انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1043 100 1

Tiger

تلفظ tiger
تلفظ tiger به آمریکایی/ˈtaɪɡər/ تلفظ tiger به انگلیسی/ˈtaɪɡə/

معنی: خود ستا، پلنگ، ببر
معانی دیگر: (جانور شناسی) ببر (panthera tigris)، انواع درندگان ببرمانند مثل: جگوار (jaguar)، پلنگ افریقایی (african leopard) و گرگ تاسمانی (tasmanian wolf)، آدم پرتلاش، آدم کاری، پرپشتکار، آدم جدال طلب، اهل جنگ و دعوا، (قدیمی) فریاد، داد

بررسی کلمه Tiger

اسم ( noun )
مشتقات: tigerish (adj.), tigerlike (adj.)
(1) تعریف: a large flesh-eating Asian mammal of the cat family that has a distinctive tawny coat marked by black stripes.

(2) تعریف: any of several other large members of the cat family.

(3) تعریف: (informal) a ferociously aggressive or energetic person.

واژه Tiger در جمله های نمونه

1. a tiger and its cubs
ترجمه پلنگ و بچه‌هایش

2. a tiger stalks its prey
ترجمه پلنگ با کمین کردن طعمه‌ی خود را می‌گیرد.

3. hyrcanian tiger
ترجمه پلنگ هیرکانی (پلنگ خزر)

4. the tiger crouched ready to strike
ترجمه پلنگ خف کرد و آماده‌ی حمله شد.

5. the tiger is a mighty hunter
ترجمه پلنگ شکارچی پرتوانی است.

6. a saber-toothed tiger
ترجمه پلنگ شمشیر دندان

7. a savage tiger
ترجمه پلنگ درنده

8. when the tiger snarled, i ran away
ترجمه وقتی که پلنگ خرخر کرد فرار کردم.

9. have the tiger by the tail
ترجمه در موقعیت خطرناک گیر کردن،راه پس و پیش نداشتن

10. mercy toward a sharp-toothed tiger . . .
ترجمه ترحم بر پلنگ تیز دندان . . . .

11. the picture of a tiger clawing the back of a cow
ترجمه تصویر پلنگی که بر پشت گاوی چنگال افکنده است

12. showing pity for a sharp-fanged tiger . . .
ترجمه ترحم بر پلنگ تیز دندان . . .

13. the savage of a hungry tiger
ترجمه درندگی پلنگ گرسنه

14. i discount the story of her fight with a tiger
ترجمه داستان درافتادن او را با یک پلنگ باور نمی‌کنم.

15. . . . in the breath of a dragon and the fang of a tiger
ترجمه (عنصری) . . . . در دم اژدها و یشک پلنگ

16. behold, when a cat is cornered / he will claw out the eyes of a tiger
ترجمه نبینی که چون گربه عاجز شود / برآرد به چنگال چشم از پلنگ

17. Tiger Woods is determined to erase the memory of a disappointing Cup debut two years ago.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تایگر وودز برای اولین بار در دو سال پیش تصمیم به پاک کردن خاطره یک جام نومید شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تيگر وودز مصمم است که دو سال قبل حافظه يک جام کانديداي نااميد کننده را پاک کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. The tiger smelled the meat and went away.
ترجمه کاربر [ترجمه فاطمه] ببر بوی گوشت را حس،کرد و به سمتش،رفت
|

ترجمه کاربر [ترجمه پویا غلامی] ببر بوی گوشت را حس کرد و به سوی آن بو رفت.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ببر بوی گوشت می‌داد و بیرون می‌رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ببر بوی گوشت را گرفت و رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. The tiger humped his back before he sprang on the game.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ببر قبل از اینکه بازی را شروع کند پشت او را نوازش کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ببر قبل از اینکه در بازی بازی کند، پشتش را پشت سر گذاشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. It's hard to tame a tiger.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رام کردن یه ببر سخته
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ببر بسیار سخت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. Which has spots, the leopard or the tiger?
ترجمه کاربر [ترجمه فاطمه] کدامیک خال دارد؟پلنگ یا ببر؟
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کدام نقطه است، پلنگ یا ببر؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کدام لکه ها، پلنگ یا ببر دارد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. Can you tell a tiger from a lion?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میتونی به یه ببر از شیر بگی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]می توانید یک ببر از شیر بگید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

23. We saw the tiger about to pounce .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما اون ببر رو دیدیم که داره حمله می کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما ببریم که ببریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Tiger

خود ستا (اسم)
bighead , hector , boaster , gabber , bouncer , braggart , bragger , blowhard , blow , tinhorn , gasser , blusterer , blower , brag , bucko , braggadocio , whiffler , gascon , hot-shot , tiger , skite , swashbuckler
پلنگ (اسم)
panther , tiger
ببر (اسم)
tiger , tiger cat

معنی عبارات مرتبط با Tiger به فارسی

(جانور شناسی) سوسک پادراز (تیره ی carabidae)
(انواع گربه های وحشی و اهلی ببر مانند) گربه ی پلنگی، گربه ی ببری، گربه وحشی، ببر
(گیاه شناسی) سوسن پلنگی (lilium tigrinum)، سوسن بلند اسیایی
(جانور شناسی) بید پلنگی (تیره ی arctiidae)، پروانه درشت اندام ودراز بال arctiidae
(جانور شناسی) سمندر پلنگی (ambystoma tigrinum از تیره ی ambystomatidae - بومی امریکای شمالی)
سرمایه گذاری کور (اشخاصی که به مقام های بلندپایه می رسند برای پیشگیری از هر گونه سوظن سودجویی، کلیه ی اموال خود را با اختیار تام در ید شخص دیگری قرار می دهند که به صلاحدید خود و بدون اطلاع مالک عمل کند)، رجوع شود به: speak-easy
یکجوریوزامریکایی
(شخص یا کشور و غیره که تهدید می کند ولی نیرو و اراده ندارد) ببر کاغذی، پهلوان پنبه
پلنگ شمشیر دندان (که امروزه منقرض شده)

معنی Tiger در دیکشنری تخصصی

tiger
[کوه نوردی] ببر

معنی کلمه Tiger به انگلیسی

tiger
• large predatory cat
• a tiger is a large, fierce animal belonging to the cat family. tigers are orange with black stripes.
• see also paper tiger.
tiger beat
• american magazine for teenagers containing information on celebrities and pop musicians
tiger lily
• asian lily with dark purple or brown spotted orange or red flowers; any lily that looks like the asian tiger lily
tiger woods
• (born 1975) american professional golfer who was the youngest to win the u.s. amateur championship
paper tiger
• threatening person or thing that in the end turns out to be weak and ineffective
• a paper tiger is a country, institution, or person that seems powerful but is not so in reality.
sabre toothed tiger
• tiger with teeth that resemble sabers
skin a tiger
• remove the hide from a tiger

Tiger را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

tina ٢١:٤٦ - ١٣٩٦/٠٨/٠١
Tiger is a wild animal
|

💖kaniyan💖 ١٧:١٥ - ١٣٩٦/١٠/١٦
ببر
Tiger is very dangerous animals
|

arvin ١٤:٤١ - ١٣٩٧/٠٤/٢٧
A wild animal like abig cat live in asia
|

shiva_sisi‌ ١٣:٠٨ - ١٣٩٧/٠٧/١٩
پلنگ
|

shiva_sisi‌ ١٣:١٠ - ١٣٩٧/٠٧/١٩
a large wild animal that has yellow and black lines on its body and is a member of the cat family
|

mooooooohi ١٥:٤٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٤
A large wild animal of the cat family that has yellow fur with black stripes.
|

Dr.soheil ١٦:٣٠ - ١٣٩٨/٠٤/٢٥
A large wild animal of the cat family that has yellow fur with black stripes
|

Sana ١٩:٥٦ - ١٣٩٨/٠٧/١٧
A large wild animal of the cat family that has yellow fur with black stripes
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی tiger
کلمه : tiger
املای فارسی : تایگر
اشتباه تایپی : فهلثق
عکس tiger : در گوگل


آیا معنی Tiger مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )