برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1312 100 1

Transcription

/ˌtrænˈskrɪpʃn̩/ /trænˈskrɪpʃn̩/

معنی: رونوشت، استنساخ
معانی دیگر: نسخه برداری، رونوشت سازی، ترا نویسی، آوا نوشته، نسخه ی آوا نوشته، آوانویسی، واج نویسی، (رادیو و تلویزیون) ضبط، رونویسی

بررسی کلمه Transcription

اسم ( noun )
مشتقات: transcriptional (adj.), transcriptionally (adv.)
(1) تعریف: the act or product of transcribing.
مشابه: rendition

- There was no audio recording of the program, but one can obtain a typed transcription.
[ترجمه ترگمان] هیچ ضبط صوتی از برنامه وجود نداشت، اما یک نسخه از آن را می توان به دست آورد
[ترجمه گوگل] ضبط صدا از برنامه وجود ندارد، اما می توان یک رونوشت تایپی را بدست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the act or product of adapting music to a medium or instrument other than that for which it was composed.
مشابه: rendition

(3) تعریف: a recording used for later broadcasting, as of a radio program or announcement.

(4) تعریف: the process by which genetic information is transferred to an RNA molecule that has been synthesized from DNA.

واژه Transcription در جمله های نمونه

1. The full transcription of the interview is attached.
[ترجمه ترگمان]رونویسی کامل این مصاحبه ضمیمه شده‌است
[ترجمه گوگل]رونوشت کامل مصاحبه ضمیمه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This is a phonetic transcription of the conversations that were recorded on tape.
[ترجمه ترگمان]این یک transcription phonetic از مکالماتی است که بر روی نوار ضبط شده‌است
[ترجمه گوگل]این یک رونوشت آوایی از مکالمات است که بر روی نوار ضبط شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The transcription of his speech must be punctuated.
[ترجمه ترگمان]رونویسی گفتار او باید قطع شود
[ترجمه گوگل]رونویسی از سخنرانی او باید مشخص شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Pronunciation is shown by a system of phonetic transcription.
[ترجمه ترگمان]تلفظ با یک سیستم of phonetic نشان‌داده شده‌است
[ترجمه گوگل]تلفظ توسط یک سیستم رونویسی آوایی نشان داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه ...

مترادف Transcription

رونوشت (اسم)
replication , copy , counterpart , transcript , transcription , facsimile
استنساخ (اسم)
derivation , exemplification , transcription

معنی عبارات مرتبط با Transcription به فارسی

رونوشت برداری برقی، رو گرفت سازی برقی، نسخه برداری برقی

معنی کلمه Transcription به انگلیسی

transcription
• official copy of a document, written copy
• a transcription is a written text that has been made from speech, or from a piece of writing that was in a different form.
• transcription of a text or of speech is the process of typing it or writing it down.

Transcription را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

soha
برگردان-ترجمه
احسان
تغییر، دگرگونی
sakineh tebbi
ساختار
محمد رومزی
رونویسی
یوسف صابری
آوانگاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی transcription
کلمه : transcription
املای فارسی : ترنسکریپتین
اشتباه تایپی : فقشدسزقهحفهخد
عکس transcription : در گوگل

آیا معنی Transcription مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )