برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1347 100 1

Turn one's back

معنی کلمه Turn one's back به انگلیسی

turn one's back
• left him, ceased to participate with him
to turn one's back
• walk away from one who needs one's help

Turn one's back را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
اصطلاح) To turn one's back on (something or someone
پشت کردن(به کسی یا چیزی)، نادیده گرفتن، توجه نکردن، درنظر نگرفتن، طرد کردن، روی برگرداندن (از کسی یا چیزی)
مثال:
After becoming a successful writer, Jim turned his back on all the people he used to know back home
جيم بعد از تبدیل شدن به یک نویسنده موفق، به همه کسانی که قبلنا هم ولایتی خودش ميدونست، پشت کرد!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Turn one's back مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )